آخ روزگار

0 views
0%

درود برهمگی…نمیدونم ازکجا شروع کنم ،از اولش بگم یا آخرش یا ….من تو جوینیام دوس دختر نداشتم آخه ما تو اوجی که لذت میخواستیم از دخترا ببریم خفقان بود،هم سن وسالهای من میدونن ،کمیته و هرروزم اگه یه ذره مرتب بودی یه خیابون تو سرت درست میکردن ،حالا دوست دختر دیگه ای روزگار،مث حالا نبود که تو ماشین جلو کلانتری حالشو میبری.دست برقضا منم تمیز شیک پوش مرتب و هر روزم درگیر با کمیته .تو خیابونی که میرفتم سرکار 6مدرسه دخترونه بود وقتی تعطیل میکردند چادر سیاه بود که خیابون و پر کرده بودند.جونم بهتون بگم که حسرت یه ماچ از اون همه صورت و قنبل و پاچه و سینه مارو کشته بود،نهایت لذتی که میبردیم یه نامه عاشقونه داغ داغ بدون یه ذره از حرف سکسی آخه تا میومدیم یه کلمه بگیم اینم یه بوس از راه درور میگفتن گم شو بی تربیت.حالا ما نمیدونستیم اینا برا چی نامه میدن که با یه بوس خواستن بی تربیت میشدیم.گذشت و گذشت ازدواج کردیم ماهم بیخبر از حال و هوای دخترا و اخلاقشون رفتیم پای سفره نشستیم و هفت سنیمون شروع شد.جونم براتون بگم که ای روزگار خانم من گیر بازارشد.نه با خانم برادرم حرف میزنی نه با خواهرم گپ میزنی نه با دخترخاله هام شور میزنی فقط و فقط من …اخی روزگار من منم خوشتیپ کوچولو تو دل برو ناز ناز…حالا دیگه از اون سالهای خفقان دوربودیم و 15سال از مزدوجیمون میگذشت و منم پایان و کمال درخدمت خانواده بودم…جونم بهتون بگم دیگه بیشتر ازاین نمیتونستم شکاکیت خانم تحمل کنم گفتم من که خیری ازجونی ندیدم بذارببینم اینهمه گیر براچیه و مزه سکس دزدی هم مث میوه دزدی ازباغ همسایس یا نه ..سرتون درد نیارم اولین مشتری مغازه که اومد تو چنان تحویل گرفتم که تکون نخورد بنده خدا مات مبهوت میخ زمین شده بود،فقط شماره گذاشت و رفت.تشنه به این میگن نه..(نخندواقعیت تلخیست)یه تک زدم که به موقع بزنگه.ساعت دوازده تا یک و نیم شبهای جمعه میرفتیم فوتسال..بعد بازی گوشی نگاه کردم دیدم یه ده باری زنگ خورده .تماس گرفتم به به تات گل خوشبوست.سلامی کردم و گفتم درخدمتم جااااااانم.گفت بیا خونه تنهام..یه قری دادم و آب دهنم سفت شد نزدیک بود نره پاسسن خفه بکشم و حسرت اینم تودلم بمونه…شوتی رسیدم در خونش .منتظر بود گفتم این ساعت شب کسی نیاد گفت نه بیا تو .رفتم یه دوشی گرفتم و تندی زدم بیرون.گفتش کوروش جونم توکه اهل دل نبودی گفتم حالا نیاز شد بده گفت نه گله.کنارش نشستم ولوله ی تو دلم بود برا اولین بار ای خدا ببخش .موهای فری خوشکل ،هیکل ناز و نیمه تنومندی داشت باسنش اوج هنر خدا بود میشد بجا میز چای بذاری روش و با کونش میل کنی غرق در نگاهش ودم دراز کشید کنارش دراز کشیدم دستی تو موهاش کشیدم آخی ….ماما ماما مادر ….صدای یه بچه کوچک میخکوبم کرد عین چارلی چاپلین پریدم توشلواره و هنو شلواره نرفته بود پام پیرهنه زدم به دست و شورت هم بیخیال ..مینا جون خداحافظ….وای کوروش کجا .؟میرم تو جا .در حیاطم باز نکردم ازعصبانیت رو دیوارپریدم پایین یکی تو کوچه بود یهو مات شد تا دهن بازکنه رو زمین درازکش خوابیده بود.این 206بدبخت تا گازمیخورد روندم.آخه ای روزگار حسرت اینم بدلم شد عذاب وجدانم گرفتم ..حالا بعدن بهتون میگم براتون مینویسم چه دارم جه سکسهایی کردم چش شیطون کور…..عشق پنهاننوشته mmd10

Date: نوامبر 25, 2018

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *