آموزش سکس

2338
Share
Copy the link

سلام من کامران هستم. الان ۲۳ سالمه.وقتی ۱۶ سالم بود تو تولد یکی از دوستام ، با یه دختره به اسم سحر اشنا شدم. سحر از فیمیلای دوستم بود ولی خیلی نزدیک نبودن. رو سحر کار کردم و بالاخره تونستم مخشو بزنم. ما ۳ سال باهم بودیم و حالا ۱۹ سالمون بود. تصمیم گرفتیم ی چیزی جدیدو امتحان کنیم؛ یعنی سکس.من یه دختر خاله به اسم زهره هم دارم. اون ۳ سال از من بزرگتره. از نظر بدنی باید بگم حرف نداره. صورتش خیلی زیباست. پوستش از سفیدی به بی رنگی میزنه و سینه هاش سایز ۷۰ هستن. کون برامده بزرگی داره و وقتی تو خونست برامدگی کصش به خوبی مشخصه. فقط قدش یکم کوتاهه. من به سکس با اون فکر نمیکردم ولی بعضی اوقات واقعا حشری میشدم. ی بار وقتی خم شده بود ، کیر شق شدمو به کونش مالیدم ولی اون چیزی نگفت. همیشه هر کاری داشتم از اون کمک میگرفتم. بهترین دوستم بود.قبل از سحر مسئله سکسی تو زندگیم به ندرت پیش میومد. جدی ترینش وقتی بود که تو خیابون ی دختره خورد زمین و به صورت اتفاقی با دهن خورد به کیرم. خنده دار بود ) . ولی حالا برام فرصت جدی بود. قرار بود یه سکس واقعی داشته باشم. ولی من هیچی از سکس نمیدونستم ، و نمیدونستم سحر سکس داشته یا نه. پس تصمیم گرفتم برگردم پیش راهنمای همیشگیم زهره. خیلی خجالت میکشیدم ولی چاره ای نبود باید بهش میگفتم و ازش کمک میخواستم. من و زهره فحشای بی ادبیمون ب هم زهر مار و بیشعور بود، چطوری میتونستم راجع به سکس بهش بگم؟ ولی چاره ای نبود و باید کارو تموم میکردم.شبی که فردای اون روز قرار سکسمون بود به شدت استرس داشتم. زهره دانشجوه ، اونشب داشت درس میخوند. در اتاقشو زدم ، بهم اجازه داد برم تو. سلام و احوال پرسی های خشک همیشگی مقدمه حرف زدنمونو فراهم کرد. هی به خودم میگفتم چطوری بهش بگم ولی کم کم قوی شدم. بهش گفتم زهره من ۱ ساله که به بلوغ سنی رسیدم و میدونی که هر مردی نیازهایی داره، ۳ ساله با یه دختری هستم و رابطمون فراز و نشیبی نداشته و بسیار عادی بوده …… به شکل عجیبی زهره رو صندلی برگشت و عینکشو داد بالا. جالب بهم نگاه کرد ، زد زیر خنده و گفت بالاخره پس تو هم افتادی با لبخند ملایمی گفتم اره، ولی فردا شب برام خیلی مهمه ، بعد از این همه وقت قراره که … قراره باهم بخوابیم. رنگ از صورت زهره پرید. گفت خب من چیکار کنم؟ گفتم راهنمایی میخوام میدونی که من تو زندگیم این کارو نکردم. اونم گفت باشه ولی اتفاقاتی که امشب اینجا میفته باید همینجا فراموش شه. گفتم باشه. دست و پام داشت میلرزید، به خودم میگفتم قراره چیکار کنه؟ دو تا نکته گفتن که این چیزا نداره. یه تاپ چسبون با ی شلوار ورزشی مشکی پاش بود مثل همیشه سکسی. بلند شد، به منم گفت بلند شم . گفت دستتو بذار دور کمرم و کمرمو قشنگ بمال، بعدش خودش دستشو دور گردنم حلقه کرد، چون قدش کوتاه بود رو نوک پا واساده بود، منم یکم اومدم پایین تا راحت تر باشه. با همون حالت عینکشو پرت کرد رو میز. خیلی بدنش داغ بود، من اینقد داغش کرده بودم؟ خیلی استرس داشتم ولی در عین حال به شده شهوتی. کیر ۲۴ سانتیم داشت شلوارو جر میداد. حلقه دستش جوری بود که پوست نرمش گوشمو نوازش میداد. گفت اولین قدم تو سکس موفق بوسیدنه. لبشو اورد جلو، جلو تر … واااای که چه حس خوبی داشت. لبامونو میمکیدیم ، زبون میزدیم ، حتی اون تو دهنم تف انداخت ) به صورت غریزی حرکاتمو انجام میدادم . از حرفه ای بودنم یکم جا خورد ولی میدونست ک من قبلا سابقشو نداشتم. اومد رو گردنم و گفت در حالیکه بین گردن و سینمو میلیسی ، با دستات کونمو بمال. چه بچه کونی کم کم از گردنش رسیدم به سینه. گفتم اجازه هست ؟ گفتش نه ، منم جا خوردم گفتم ببخشید زیاده روی کردم. یکم برگشتم عقب اتفاقای افتاده شده رو مرور کنم . وقتی به خودم اومدم، سینه هاشو لخت انداخته بود بیرون. با خنده گفت شوخی کردم این هنوز درس اول بود درس بعدی بازی با ممه هست. خوب حشری شده بود، لغاتی که میگفت عوض شده بودن. دیگه حال خودمو نمیفهمیدم کمکم دستشو از گردنم اورد کشید رو کیرم که حسابی بزرگ شده بود. وقتی سایزشو حس کرد ی لحظه بدنش لرزید. ولی بعدش جاشو به ی لذت پنهان داد. پیرن و شلوارمو خیلی سریع در اورد و رفت سراغ کیرم. زهره باکره بود ولی به خوبی ی جنده لاشی ساک میزد. اون ساکو فراموشم نمیشه. کیرمو تاته میکرد تو دهنش ، با زبونش با کیرم بازی میکرد و با پایان قدرت میمکید. فکر کنم غریزه اونم حسابی بهش کمک میکرد. کم کم حس کردم دارم ب ارضی شدن نزدیک میشم، هنوز درس اصلی مونده بود پس باید سریع تر مرحله ساکو رد میکردم. بهش گفتم کافیه ولی گوش نمیداد، همینطوری به لیسیدن ادامه میداد. کنترلشو از دست داده بود و به زحمت تونستم کیرمو از دهنش بکشم بیرون. حسابی شرمنده شده بود و عذر خواهی کرد. رفتیم سراغ درس بعدی یعنی لیسیدن کص ی کتاب برام اورد ، همه قسمتای کص رو به نمایش گذاشته بود. با دقت نگاه کردم و سوراخ کص و کلیتوریس رو حفظ کردم. تو فکر بودم و حواسم نبود کیرم لای کتابه کتابو با قدرت بست منم از درد چند متر پریدم عقب. گفت حالا نوبت توئه یکم به این بانو حال بدی.منم گفتم به روی چشم. زانو زدم رو زمین ، اون بر امدگی کص ک همیشه میدیدم الان با دهنم فقط چند سانتی متر فاصله داشت. وقتش بود ازش رونمایی کنم. شلوار تنگشو ب زحمت در اوردم، باورم نمیشد اون بدون شرت بود ، واسه همین برامدگی کصش اینقد مشخص بود. کصش از سفیدی بیرنگ بود. یکم لاشو باز کردم، صورتی دیگه از خودم بیخود شدم. بلندش کردم و انداختمش رو تخت. پرسیدم چطوری بخورم و گفت حروف انگلیسی رو رو کصم با زبون بنویس. منم گفتم چقدر خلاقانه و شروع کردم ب لیسیدن. اونشب تنها بودیم ولی فکر کنم همه همسایه ها صدای آه آهشو کاملا شنیدن. بعد از اینکه حسابی بهش حال دادم رسید ب اموزش اخر دوباره همو بوسیدیم بوسیدیم تا یکم از ارضی شدن دور شدیم. من گفتم مرسی تا همینجا کافیه ولی زهره گفت درس اخر مونده، تو باید منو بکنی. من گفتم ولی زهره تو باکره ای، گفت مهم نیست حداقل درسمو درست تموم میکنم. منم خیلی حشری بودم ، خیییلییییی . اونم همینطور. پس نتونستم مقاومت کنم . اما کاندوم نداشتم . ب زهره گفتم چیکار کنیم، گفت تولد پارسالم دوستم برا شوخی ی بسته کاندوم بهم داد، فکر نمیکردم ب دردم بخوره. بسته رو اورد و یکی ازش بیرون اورد. رفتم درشو باز کنم ازم گرفت. گفت یادت رفته باکره ام؟ باید پردمو بزنی نمیدونستم چی بگم، حشریت داشت داغونم میکرد از اون طرف پردا زهره؟؟؟ با پاهاش کیرمو مالید و انگشت کرد و منو تسلیم خودش کرد. عکسی ک بهم نشون داده بود اوردم تو ذهنم ، کیرمو مالیدم در کص صورتیش و ناگهان تا ته کیرمو کردم توش هزمان با بلند ترین جیغی ک تو عمرم شنیده بودم ، پردش پاره شد و خون اومد. نمیتونستم کیرمو بیارم بیرون، از لذتش دیوونه شده بودم. بالا خره با جیغش ک میگفت بیار بیرون ب خودم اومدم. وقتی خونش بند اومد کاندومو گذاشتم، و این شروع تلمه هام بود. با پایان قدرت کردمش و اه اهش قدرتمو بیشتر میکرد. ب این فکر نمیکردم کیو دارم میکنم و فقط ب لذتش فکر میکردم. هر بار کیرم میرفت تو کصش از داغی کصش بدنم میلرزید. کم کم فاصله اه اهش کم شد فهمیدم داره ارضی میشه. ولی من ب ارضی شدن نزدیک تر بودم پس تو اون لحظه ی حرکت زدم. سریع کیرمو اوردم بیرون، کاندومو برداشتم و نشستم رو شکمش. اون نمیفهمید چیکار میکنم و از شدت درد فقط ناله میکرد. دستامو بردم پشت و یکی دستم تو کصش و با اون یکی کلیتوریسشو میمالیدم. ب اونم گفتم با دستش برام جق بزنه. با این پلتیک جفتمون تقریبا همزمان ارضی شدیم. ب جرات میگم چندین لیتر اب کیر ریختم رو سر و صورتش. بیشترشو جمع کرد تو دهنش و داد پایین. یکم حالم ب هم خورد ولی باحال بود. اون رفت خودشو بشوره. فکر کردم همه چی تموم شده ولی کیرم نمیخوابید. به همونط قوت اولش سیخ بود. زهره برگشت تو اتاق ، حالا تمیز شده بود و از اب کیرم خبری نبود. کصشو مالیدم ، اونم ب گرمی اول بود و حتی داغ تر. گفتم چیکارش کنم بخوابه. گفت ی راه خوب دارم ، اونم اینکه ک ی بار دیگه کارامونو مرور کنیم فکر سکس دوباره حشریم کرد. ایندفعه بدون خوندوباره همو بوسیدیم ، ایندفعه خیلی سریع ، مستقیم رفتیم سراغ سکس. همون اه و ناله ها. ایندفعه اون روم بالا پایین میرفت. جالب بود، لذت این دفعه خیلی بیشتر از دفعه اول بود. سکسمون ۴۰ دقیقه بیشتر طول کشید ، و طولانی تر بود. نمیخواستم تموم شه ولی جفتمون خیلی خسته بودیم . نمیدونستم سکس اینقد انرژی میخواد این دفعه جفتمون دیر ارضی تر شده بودیم و تقریبا باهم ارضی شدیم. من دیگه توان نداشتم کیرمو از کصش در بیارم و تو همون کصش ارضی شدم ( کاندوم داشتم ) بدن جفتمون مثل تشنجی ها میلرزید. افتاد روم و با همون حالت خواب رفتیم.صبح ک پاشدم زهره نبود و ی نامه ب کیرم چسبیده بود. بازش کردم. خط زهره بود ک نوشته بود دیشب از ذهن من پاک شد، لباستو بپوش تا از ذهن تو هم پاک شه. امشب شب مهمی براته و برات صبحونه اماده کردم بیا تو اشپزخونه. لباسامو پوشیدم و رفتم و بقیه روزو با زهره بودم مثل روزای قبل از دیشب. هیچ چیز عوض نشده بود و هیچ حرفی هم راجع ب دیشب زده نشد. همون حرفای همیشگی بود.بالاخره شب سرنوشت سازم رسید. من حالا خیلی چیزا یادگرفته بودم. سحر باکره بود و ب خوبی اموزش پرده زنی رو هم یادگرفتم ) این سکس رابطمونو قوی کرد.الان من و سحر باهم نامزدیم و ۲ سال دیگه ازدواج میکنیم. زهره هم رفته خارج و کار میکنه و ی شوهری داره ک واقعا عاشقشه. این بود داستان سکس و پایان خوش اونممنون از اینکه با من بودیدنوشته کامران

One thought on “آموزش سکس

  1. احمدرضا هستم 40ساله اهل ساری ماساژور حرفه ای فاعل حرفه ای با پنج سال سابقه کار مفیدو پرستار هستم انواع ماساژ ها برای خانومها پذیرفته می‌شود 09016834599دارای کیر کلفت و درازم که باب میل خانوم‌های کص کپل و آقایونگی می باشد شماره

    احمدرضا هستم 40ساله اهل ساری ماساژور حرفه ای فاعل حرفه ای با پنج سال سابقه کار مفیدو پرستار هستم انواع ماساژ ها برای خانومها پذیرفته می‌شود 09016834599دارای کیر کلفت و درازم که باب میل خانوم‌های کص کپل و آقایونگی می باشد شماره

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *