ارباب نقره ای

0 views
0%

این نوشته محتوی بی دی اس ام همجنسگرایانه است خسته کلید رو میندازم و میرم داخل. از در که وارد میشم میبینمش که تکیه داده به دیوار، یه دستش تو جیبش و داره سیگار میکشه. با یه اخم غلیظ خیره شده بهم_ دیر کردیو قبل اینکه جواب بدم دستور میده دوش بگیر و بیا اتاق بازی _فردا کلاس…بدون توجه به حرفم از پله ها میره بالا. در اتاق رو باز میکنه و قبل داخل رفتن میگه_نیم‌ساعت.لعنت بهت لعنت به منخودمو گربه شور میکنم. از کمدش پیرهن نقره ای رو بر میدارم و تنم میکنم.لعنتی فقط دو دقیقه از وقتم مونده. سریع خودمو می رسونم به اتاق. در میزنم و میرم تو .دم در وامیستم. تا بهم اجازه نداده نباید جلوتر از این برم. نگاش میکنم که رو تخت نشسته.همه ی وسایل هم‌به ترتیب کنار تخت چیده. نگاهمو میندازم پایین. تا وقتی اجازه نداده، نباید به چشاش نگاه کنم. _چهار دست و پا رو تخت. صورتت سمت من.پوزیشن‌مورد علاقه اش.اطاعت میکنم. رو زانوهاش می‌ایسته. صورتم‌ درست جلوی کیرشه و میبینم که جاش چقد تنگهشستشو رو لاله گوشم‌ میکشه و آروم رو گونه ام‌حرکتش میده. میاد پایین تا به لبم برسه. لعنتی حتی با لمسش حشریم میکنه.دستشو میذاره زیر چونه ام‌و سرمو میاره بالا._نگام‌کن.تو چشاش نگاه‌میکنم. آستیناشو تا بالای آرنج تا میزنه‌و کمربندشو باز‌میکنه.زیپشو میکشه‌پایین. کیر کاملاً راست شده اشو میاره بیرون‌.فکمو فشار میده. دهنمو باز‌میکنم‌و شروع میکنم‌به خوردن کینگ‌سایز مورد علاقه ام. دکمه های‌پیرهنش رو دونه دونه باز میکنه. عضلات فوق العاده اش نگاه کردن‌به هیکلش و ساک زدن براش باعث میشه خودم سفت تر شم.بعد از چند دقیقه موهامو میکشه و سرمو میده عقب. لبامو از کیرش جدا میکنم. میاد پشتم‌و خم میشه روم.پیرهنمو تا روی کمرم‌بالا میزنه. کیر سفت و داغ و خیسش رو کمرمه. دوست دارم‌لای‌کونم‌حسش کنم ولی نباید درخواست کنم. نفساش که به گردنم میخوره بیشتر حشری میشم. لبای داغشو میذاره پشت گردنم و محکم پوست حساسمو میمکه.لباش میاد تو گودی گردنم ،گاز میگیره و جای گاز گرفتگی رو محکم میمکه. مطمئنم پوستم تا الان ارغوانی شده.مارک هایِ ارغوانیِ خاصِ خودش.موهامو میکشه. سرمو میارم‌بالا تا راحت تر گردنمو مارک کنه. دکمه های پیرهن تنمو باز میکنه و نوک سینه های سفت‌شده امو محکم‌فشار میده‌.تا خودش نخواسته نباید ناله کنم. پیرهنو تا سرشونه ام‌پایین‌میکشه و شونه ام محکم گاز میگیره. نیازی نیست از چشای خمار و لبای نیمه باز و نفس زدنام‌بفهمه آماده ام. اون‌همیشه میدونه‌کی وقتشهخودشو میکشه کنار. میدونم‌الان باید چی کار کنم. به‌پشت‌میخوابم. و دستامو میبرم‌جلوش.مچامو با دستبند نقره ای میبنده و با زنجیر به بالای تخت میبنده برخلاف دفعات قبلی، بدون اینکه از گگ و چشم بند استفاده کنه، شروع میکنه به مارک کردن کل بدنم. سینه هام،شکمم و داخل رونم. و هر از گاهی انگشتشو میکشه رو سوراخم و حشری ترم میکنه. پاهامو از هم باز میکنه. کمی کیرمو میماله و بعد رینگ رو میندازه. پاهامو با زنجیر به بالای تخت وصل میکنه. کامل در اختیارشم و کنترلم میکنه. انگشتاشو میاره جلوی دهنمخوب خیسشون کن بیبیانگشتاشو آروم میمکم و زبونمو روش میلغزونم. انگشتاش رو از دهنم در میاره و اولین انگشت رو واردم میکنه. لبمو گاز میگیرم تا صدایی ازم خارج نشه. به خاطر بسته بودن پاهام نمیتونم تقلا کنم. فقط انگشتای پامو جمع میکنم. انگشتای بعدیو وارد میکنه و شکمم رو که به خاطر نفس نفس زدنام تند تند بالا پایین میشه گاز میگیره.صبورانه آماده ام میکنه. از این صبور بودنش خوشم میاد.بدنم به اندازه کافی آماده شده. کاندوم میکشه سر کیرش، کمی ژل میریزه روش ، دستاشو دو طرف پهلوهام فشار میده و آروم واردم میشه. نفسم از درد میگیره. دستای گرمش رو پهلوهام آرومم میکنه. لبمو محکم تر از قبل گاز میگیرم. لعنتی حتی دردشم لذت بخشهصبر میکنه تا کمی عادت کنم و شروع میکنه به حرکت دادن خودش. با برخورد سر کیرش به نقطه حساسم دیگه نمیتونم جلوی خودمو بگیرم، چشمامو میبندم و آه میکشم._چی میخوای بیبی؟اجازه دارم درخواست کنم. پس خواسته امو میگم. _ددی…محکم تر.محکم تر از قبل ادامه میده و همزمان هر جایی از پوستم که سفید مونده مارک میکنه. گوشمو میخوره و ناله هاش دم گوشم بی قرار ترم میکنه.بعد چند دقیقه خالی میشه.خودشو میکشه بیرون. رینگو برمیداره. این یعنی حالا اجازه دارم. با فشار رو شکمم خالی میشم. دست و پاهامو باز میکنه. بدون حرف نگام میکنه. خودم میدونم قانونو شکستم. بر میگردم و به شکم میخوابم. بهت اجازه نداده بودم ناله کنی بیبی. و وقتی چشماتو نمیبندم یعنی باید باز نگه اشون داری. بشمر .فاک من عاشق اسپنک شدنم کلا عاشق دردی ام که این مرد بهم میده.تا ده میشمرم و ضربه ها تموم میشه. صدای پاشو میشنوم که دور میشه و بعد صدای شیر آب. چند دقیقه بعد بر میگرده و بدن سست و دردناکمو رو دستاش بلند میکنه و سمت حمام میبره.نوشته fairy_tale

Date: November 11, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *