از شدت درد گریه زاری کردم

0 views
0%

سلام دوستای خوبم. من ستاره هستم و 19 ساله. دوست دارم خاطره ی اولین سکسمو با دوست پسرم( رشید) که قراره به زودی نامزد کنیم رو براتون تعریف کنم…قبل از عید بودو دانشگاه توی سایت اعلام کرده بود هفته ی آخر اسفند یعنی از شنبه تا چهارشنبه کلاس ها برگذار نمیشه. ولی من این قضیه رو به خانوادم نگفتم و به رشید خبر دادم. رشید هم دوستی داره که خانواده خودش و همسرش(مهدیه) توی شمال زندگی میکنن و واسه کار به تهران اومدن. اونا قرار بود از جمعه آخر سال راهی شمال بشن و واقعا هم رفتن. منم از از این قضیه خبر داشتم و چون اونا توی خونه شون گلخونه و پرنده دارن هر وقت میرن شمال کلید خونه شون رو به برادر مهدیه (میثم) میدن تا گاهی سر بزنه و رسیدگی کنه. برادر مهدیه هم دوست صمیمی رشیده. یعنی باهم مجردی توی یه خونه زندگی میکنن. از اونجایی که دوستانه به هم اعتماد کامل داشتن میثم کلید خونه خواهرش رو روز یکشنبه به رشید داد و رشید ساعت 11 صبح اومد دنبالم. مادرم فکر کرد دارم میرم دانشگاه. کلاس یک شنبه ها بدلیل کارگاه بودنش طولانیه. از ساعت یک تا 8 شب طول میکشه و تا برسم خونه نه و نیم میشه. توی راه یک سری وسایل برای ناهار و دستمال کاغذی خریدیم و بعد رفتیم خونه مهدیه.وقتی که رسیدیم روی مبل نشستم و شالمو برداشتم. بعد رشید یه شلوارک پوشید و اومد کنارم و گفت اینطوری گرمت میشه و دکمه های مانتومو باز کرد. بعد بغلم کرد و ازم لب گرفت. یکمی گرم لب بازی بودیم که همونطوری بلندم کردو برد توی اتاق خواب و خوابوند روی تخت و بقیه لباس هامو درآورد. منم کمکش کردم تا تیشرت و شلوارکش رو دربیاره و بعد از لخت شدن خوابید روم.اون اولین باری بود که کیرش رو روی کوسم حس کردم. لب میگرفت و کیرشو میمالوند و انقدر ادامه داد تا ارضا شد و آبشو ریخت روی شکمم ولی بعدش خیلی زود با دستمال پاک کرد و سعی کرد ادامه بده تا حسمو از دست ندم. بعد آروم آروم از گردن و سینه ها خورد تا شکم و بعد کوسم. از اون جایی که باهم توی اس ام اس و تلفنی سکس میکردیم یاد گرفته بود که چی دوست دارم و با انجام چه کاری زود ارضا میشم. حدود 15 دقیقه طول کشید و اونقدر خورده بودو مالیده بود کوسم میسوخت تا اینکه ارضا شدم. بعد از ارضا شدنم خوابیدم طرف کیرشو مثل بچه ها که آروم آروم نوک سینه مادرشونو میمکن منم سرشو اونطوری کردم تو دهنم و مکیدم.چشمامو بسته بودم و خسته بودم. یکمی چشمام گرم شده بود که حس کردم رشید حسش بیشتر شده و انگار نزدیک ارضا شدنه. سرمو بلند کردمو بیضه هاشو کامل بردم تو دهنمو مک زدم. صداش بالا رفته بود و موهامو گرفته بود. کیرش هم دستم بود و بالا پایین میکردم و دوباره ارضا شد. بعد از اینکه کمی پیشونیش رو بوسیدم و کم کم حالش جا اومد باهم رفتیم دستشویی و بعدش ناهار خوردیم. بعد از ناهار یه فیلم خارجی گذاشتیم و دیدیم. ساعت حدودا 3 بود و خوابم گرفته بود. تلوزیونو خاموش کردیم و ساعت گذاشتیم تا یک ساعت و نیم تو بغل هم بخوابیم. من خوابم نبرد ولی رشید خوابید. گاهی هم وول میخوردم و اسمشو میگفتم و اونم میگفت جونم عشقم؟ منم میگفتم سردمه و محکم تر بغلم میکرد و دوباره میخوابید. یک بار هم صداش کردم گفت جانم؟ گفتم خوابم نمیبره رشید گفت چشماتو ببند خوابت میبره و دوباره خوابید واقعا مردم تا اون یک ساعت و نیم بگذره. وقتی گوشی زنگ خورد خاموشش کردو دوباره بغلم کرد. ازش پرسیدم خوب خوابیدی؟ گفت نه نتونستم بخوابم واقعا مثل خرس خوابیده بود منم گفتم آره کامل مشخص بود که بیداری گفت ای حسود میخواستی تو هم بخوابی منم کیرشو گرفتم و گفتم این خوشگلت اجازه نمیده من بخوابم. بعد بهم گفت حالا که خوشگله اجازه میدی بکنتت؟ منم گفتم بله ولی قبلش باید زبونتو بکشی رو نازم. بعد گفت اطاعت و رفت طرف کوسم.زبونشو خیلی کشید روی چوچولم و واقعا از حال رفته بودم و بعد بلند شد و یه کاندوم گذاشت روی کیرشو یکم با آب دهنش خیس کرد و فشار داد تجربه اولین سکسم بود. از کس که باکره ام و از پشت هم تا اون روز نداده بودم. یه عالمه دستاشو چنک زدم و سر و صدا کردم تا سرشو کرد تو یکمی صبر کرد و صورتشو آورد نزدیک صورتمو گفت خوبی عشقم؟ منم با این حال که چشمام از اشک پر شده بود و درد داشتم گفتم آره خوبم. بعد دستاشو گذاشت روی تختو بعد کمی مکث کیرشو تا ته فشار داد همراه دادی که زدم یه جاااااااااان بلند هم شنیدم. دوتا ضربه زد و ارضا شد. چون کاندوم داشت آبش ریخته بود توشو هنوز کیرشو بیرون نیاورده بود که سرمو آوردم بالا و با گریه زاری قسمش دادم تا درش بیاره. وقتی درآورد خیلی دردم کم شد ولی حس پارگی میکردم بعدش دوباره کنارم خوابیدو اشکامو پاک کرد و سرش رو آورد نزدیکگوشم و انگشت وسطیشو گذاشت روی چوچولمو تکونش داد. کنار گوشم هی میگفت جاااان عشقم جووووونم عزیزم جااااااان زندگی من. منم ناله میکردم. هم به حرکات انگشتش روی چوچولم حساس بودم هم به حرفایی که کنار گوشم آروم میگفت و نفس میکشید. اون بار خیلی زود تر ارضا شدم. شاید 7 دقیقه طول کشید. تا ساعت 8 خونه بودیم و بعد منو رسون و رفت.اون روزمون فقط سکس بود. عقده چندین ماه نداشتن نزدیکی حضوری رو توی چند ساعت خالی کردیم ولی بازم دلمون میخواست. فقط کافیه دوباره برن شمال اگه برن دوباره دانشگاهو میپیچونم.دوستان خوبم برخلاف بعضی ها که از خودشون دروغ میبافن و داستان تعریف میکنن این ماجرای من واقعی بود.ازتون خواهش میکنم اگه نظر میدین فحش ندین.ممنون که خاطره مو خوندین. بوس به همه توننوشته ستاره

Date: نوامبر 25, 2018

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *