التفکر و التدبیر فی احوال عزیزنا الکیر

877
Share
Copy the link

باب اول در عشق و شور و مستیو ای پسر بدان که این باب را از آن آورده ام که بدانی عشق به کیر را و عشق با کیر را غایتی دیگر است.پس بدان که کیر آلت عشق است و آن را بسیار کار بفرمای چه حافظ گویدخمار صد شبه دارم شراب خانه کجاست آلتی راست دارم جنده لاشی خانه کجاستیعنی جندگان هم از بهر پول نهمی دهند که مست از شراب ناب کیرند که خداشان در ازل این عشق در دل نهاد.و هیچ گاه جانب کیر فرومگذار که کیر عزیزست هر چند روزگار بدی فرماید. شنیدم بیتی از عبید در باب سختی روزگارروزگار ار به کام ما نبود کیر در کون روزگار کنیمیعنی که در شدت هم کیر را از عشق محروم منمای که اگر چنین کنی خدایت چوب در آستین کناد.و ای پسر بدان که کیر در نظران زنان بهترست، نه از جهت طول و قطر، که هر که بِه داند که کیر به کس چون راند، اوست که همه کس ها گاید. زیرا که اوست که جمله کس ها خمار لقا و وصالش باشند. جهاندیدگان و سپید مویان و بکنان دانند مر این راز را که در بر هر کس نشاید گفت مر آن را. و زمانی دخترکی را در غیاب شویش سخت گاییدم، مرا زمانی که در جمع دوستان بود بدید، پس اشارتی کرد و چنین گفتگر جماع این است کین خر میکند بر کس ما میرینند شوهرانکه اصل در جماع عشق باشد و کیفیت، نی حشر باشد و کمیت از طول و از قطر.اینها آوردم ای پسر که طریق عشق دانی و دست بر کیر شبانگاهان به جلق کمتر بری. هر چند اگر آدمی ناچار شود از جلق هم ورا باکی نباشد و حرجی نیست بر او اگر دست نوازشی بر سر یتیم کیر برد که جلق را خود غایتی دیگر است و سخن آن در بابی دیگر همی کنم که اکنون مقال آن نیست.جلق میزن که جلق خوش باشد جلق به زیر دلق خوش باشدادامه…نوشته کیر ابن آدم

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *