انتخاب اول! (طنز)

0 views
0%

یکی بود یکی نبود غیر از آخوند هیچکس نبود ، من بودم و یه کیر تفی و چندتا فیلم سوپر دیگه خسته شده بودم تا کی فقط جق جق بزنم باید به مغز جق زدم یه کس اگه بود نبود همون کونم ما راضیم به رضای خداپیدا میکردم تو کوچمون یه آخوند بود به اسم حجت الشوظب که انگار خیلی میخوارید ، راستش اون اولین انتخابم نبودا من اونقدارم چلغوز نیستم ولی یکم اوسکولمتو لیستی که داشتم، اسمی که بیشتر از همه به آب منی آغشته بود اسمش کبرا بود همونجور که از اسمش پیداست یه دختر خیلی خیلی خوشکل بود البته از نظر کون و کوسو ماهیچه و هلو انجیلی خوردید خیلی خوشمزه است مگه نه؟نقشه این بود اول باید لباسای پاره پوره و یکسال نشوستمو عوض میکرم تو حموم از سر کچلم تا نوک ناخونای کج و کولم و میدادم دست حمومچی و بعد یه ادکلن بیکی به خودم میزدم تا آماده دلبری و کس دری بشم. بعد از این که حسابی خوش تیپ شدم و چند بیت کس و شعر در بهر یار گفتم که یه بیتش اینهکوس را چنان بمالم تا ناله اش برآید ، بعدش کنم به آن من تا خاله اش بیایداز کسشعر که بگذریم سخن دوست خوشتر است،کبرا تصمیم گرفت … هان؟ کجا بودیم یادم رفت.. آهان کبرا تصمیم گرفت از خونه بیرون بیاد تا یه سری به خالش که دو کوچه اونورتر بزنه و من هم از قبل نقشه چیده فقط آماده ی کس چیدن بودم، تو کوچه ای که خلوت بود و منتهی میشد به خالش من کمین کرده و خوش تیپ و یکم کچل منتظر اومدنش بودم. وقتی رسید یه نگاه به من کرد و تعجب کنان از کنارم رد شد ، ولی من مگه اوسکول بودم که نگاش کنم سرم پایین بود و کیرم بالا ، میدونستم اون از پسرای پررو خوشش نمیاد چون قبلا تجربه کرده بودم که پسر همسایه چجوری جلوی من خیت شد و کیرش وا رفت، بعد از این که رفت خونه خالشو مالشش داد و اومد بیرون من هنوز منتظر بودم ولی کیرم تو تویله آرام و قرار نداشتو با لگد میزد به شلوار لیم ایندفعه سرم و بالا بود و داشتم لگدا راو پس میزدم . وقتی اومد از جلوم رد بشه یه نگاه عشقولانه بهش کردم و یه چشمک بهش زدم .. خدا نصیب کنه یه خنده ی ملیهی بهم کرد که چهار ستون بدنم همراه ستون اصلی و پایه های گردش به لرزه افتاد.شماره ای که از قبل نوشته بودم و تو جیب شلوار لی بغلم بود از شلوار لیم بیرون آوردم.. چه پوزی میدم من و مثل گرگ که دنبال میشِ، افتادم دنبالش و شماره رو دادم بهش و گفتم زنگ بزن.تو کونم عروسی بود ولی تو تویله لگد پرانی داشت شدیدتر میشد و دیگه جایی تو شلوار لیم نمونده بود که بخواد حرکت کنه سریع رفتم خونه و اون شلوار… رو از تنم بیرون و آوردم تا حیوونی یکم نفس بکشه حالا نجق بس کی بجق چیکار کنم ما تحملمون زیاد ولی اون حیوونی وقتی یه کون گنده و رونای گوشتی خوردنی که از چادر هی میاد بیرون خود نمایی میکنه میبینه تحملشو نداره، اینارو قبلا دیده بودم الان داشتم میگفتم که یه بهانه ای واسه جق زدن داشته باشم شاید از فحشا و آلات به رخ کشیدن ها خلاص بشمبعد از چند روز انتظار و علف سبز شدن تو کونم شب… کیرم که حسابی داغ کرده بود خودشو زد به دریا و رفت سراغ کبرا که ببینه چرا زنگ نزده بگه بیا منو بکن تو کوچه که وایساده بودم کبری مثل هر روز که نه بود کاملا لخت لخت داشت میرفت بخالش که تنها بود سربزنه جلوشو گرفتم وگفتم چی شد چرا زنگ نزدی؟ با تعجب نگاهم کرد گفت چی میگی به کی زنگ نزدم ؟گفتم به این زودی منو و یادت رفت( وقتی اینا رو میگفتم داشتم به کس تپلش که پشماش مثل ریش آخوند بود نگاه میکردم) حداقل به فکراین که منتظرت باشکیرم تو دستم بود وداشتم جق میزدم و حرف میزدم.. انگار خیلی عادی بودکبرا که معلوم بود اوسکولمون کرده گفت من خودم دوست پسر دارم نمیتونم با تو دوست بشم یدفعه دیدم دوست پسرشم کنارش ظاهر شد و کیرشو که یه متری میشد کبرا نشست روشو تاب خوران بهم گفت نمیای تاب بخوری که حس کردم یه چیزی شکست… بعد از خواب پریدم چه خواب عجیبی دوست پسر کبرا همون کیر من بود ههههههههه بعد از اون خواب چقدر خندیدم ههههههههههساعت 11 صبح، تلفنم داشت خودشو به جای خروس همسایمون کبراینا میگشتخودم و جم وجور کردم بعد گوشی رو جواب دادم دیدم صدای کبرا بود نمیدونستم باید خوشحال باشم یا ناراحت، گفتم بله بفرمایید .. سلام علی آقا خوبی خواب بودی مزاحم که نشدم..هان؟ نه اصلا… شما خوبید ؟ فک کنم امروز روز شانس من باشه هه آره؟ برای چی همچین فکری کردی؟ خب امروز انگار خروستون خواب مونده بود منو بیدار نکرد_ههههه، چه با نمک …خب… هممم … میتونم ببینمت؟ ببینی؟ مگه منو ندیدی؟ از چند روز پیش که شماره مو دادم بهت زیاد تغییر نکردم یکم موهام ریخته کچلتر شدم هههه تو چقدر شوخی جدی دارم حرف میزنم میتونم ببینمت؟ آره میتونی ببینی ولی اول باید بری به مغازه ، یکم تخم علف بخری بریزی زیر پات تا سبز بشه من رسیدم چی؟ هههههههههه داری با نمک بازی درمیاری اگه نمیای خدا حافظ…. صبر کن پدر شوخی کردم … اخه آماده شدن من یکم طول میکشه .. باشه الان میام فقط تخم کفتر یادت نره همرات بیاری دیگه داری بی مزه میشی تخم کفتر نداریم تخم خروس بیارم بدردت میخوره هههه آره همونم اگه بود بد نیست فقط داری میای اون چادر گل گلی تو بپوش. چی؟ چرا چادر گل گلی؟ میدونی چیه من وقتی گلای چادرتو میبینم حس آرامش بهم دست میده _ حس آرامش واسه چی؟ وقتی دیدمت بهت میگم فعلا خداحافظ خداحافظ میبینمتبخاطر این اعتماد بنفس زیادم بهم فشار اومد بعد از این که گوشی رو گذاشتم یه دونه گوزیدمبعد رفتم مستراح خودمو تخلیه کردم و به صورتم آبی زدم ، نه نه نه اشتباه متوجه نشید با آب آفتابه نه با شیر آبی که تو حیات بود صورتم و شستمبعد سریع شلوارم و که خودتون به اسمش واقف هستید پوشیدم و سر کچلم و تو آینه بوسیدم ببخشید با شونه ی پدرم شونه کردم و رفتم سراغ کبرا…بعد از نیم ساعت معطلی کبرا مرده ی احمق منو نیم ساعته اینجا کاشته با این سرو وضع یکی ببینه چی میگهعلی ده قدم مانده به کبریا ببخشید راوی جو گیر شد کبرا، سلام کبرا خانوم چرا اینجوری نگام میکنید ، خب گفتم که دیر آماده میشم @[email protected] چجوری نگاه میکنم ها..ن هیچ جوری من قلبم ضعیفه میترسم مثل مجنون به لیلی نرسمههههه شوخی کردم . میخوای منم باهات شوخی کنم کبرا جوووو… کبرا جو یعنی چی؟ جونم برات بگه یعنی ( رفتم جلوتر به نیم قدمیش دستم و گذاشتم رو صورتش) این علی لطفا، اینجا کوچه است ممکنه یکی بیاد مارو ببینه بهتره دیگه بریم. بریم بریم خونه ی ما الان کسی نیست ( چادرشو گرفتم) بریم دیگه؟ چی میگی دارم میگم بریم خونه هامون تا کسی ندیده. کبرا جون اگه نیای خیلی ناراحت میشم .. میرم یه بلای سر خروستون میارمههه علی واقعا دارم میگم نمیتونم بیام اگه یکی مارو ببینه خیلی بد میشه._بذار بد بشه میبرمش پیش دکتر یه قرص بنویسه حالش خوب بشه باشه ولی تو اول برو من پشتت میام_چَشم ( کیرم جوری سیخ شده بود که موقع راه رفتن گیر میکرد بهم)بعد از رسیدن به خونه من جلوتر رفتم خونه و درو باز گذاشتم بعد بهش زنگ زدم گفتم در بازه بیا تو سریع.بعد از این که اومد تو همونجا جلوی در گرفتم به بوسه فشانی با این که زیاد خوشگل نبود ولی دور لباش پر از جوش بود من داشتم سینه هاشو بوسه فشانی میکردم ههههه اصلانم خنده دار نبود میدونم پستوناش خیلی بزرگ وسفید و نرم بود و از بالای تشرتی که پوشیده بود برای بوسیدن جا داشتدر همون حالی که مثل بچه ها ممه ممه میکردم و ممه هاشو میخوردم با دستام از رونای گوشتیش گرفتم و بغلش کردم و بردمش تو خونه انداختمش روی فرشکبرا گفت آخ کمرم .. گفتم اِ ببخشید یه لحظه فک کردم اینجا بهشته و زمینش باید خیلی نرم باشه با یه قلط خودشو از زیرم درآورد و نشست روم و گفت دیوونه مگه مردی که فک میکنی تو بهشتیگفتم نه ولی ممکنه زیر این همه گوشت و ماهیچه خفه بشم بمیرمهیکلشو که از روم برداشت شروع کردم به در آوردن لباساش ولی انقدر لباساش تنگ و چسبون بود که خسته شدم گفتم خودت در بیار من که نوکر بابات نیستمکبرا هرهر کنان چند تا فحش داد که از یه دختر بعید بود و لباساشو درآورد و کس کش ببخشید کوسش خیلی توپل و خیس بود آدم دوست داشت بخورتش ولی من که آدم نیستم کیرم و در آوردم بی معطلی کردم تو کسش و شروع کردم به تلمبه زنی ، راستش لازمم نبود من بهش تلمبه بزنم چون خودش به اندازه کافی قلمبه بودبعد از چند ساعتی کردن از پشت و از بغل و از بالا و پایین و چپ و راست و کج و کوله آبم اومد. ولی آخرش پشیمون شدم که چرا همون جق و نزدم. که هم دردسرش کمتر بود هم این که لازم نبود یه دختر گشاد سیری ناپذیرو سیر کنمپایاننوشته‌ دکستر 7

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *