اولین دوستی اولین سکس

634
Share
Copy the link

سلام رضا هستم 19 ساله از اسلامشهر_تهرانداستانی که میخوام براتون تعریف کنم ماله 9 ماه پیشهمن سوم دبیرستانو تموم کرده بودمهر ساله بعده تموم شدن درسم برای کار میرفتم تولیدی کفش کار میکردمکارگاه ماله پسر داییم بود سنش بالاس 38 سالشهاون سال بخاطره شلوغ شدن بازار قرار شد یه کارگر دیگه هم بگیره که به من کمک کنهأگهی زدو این حرفا بعد فردا صبش دیدم یه خانوم شیک اول صب اومده دمه کارگاهرفتم جلو سلام علیک کردمچهرش عادی بود ولی جذاباز همون اول یجوره خاصی نگام میکردحرف زدیمو قرار شد از فردا بیاد سره کارفردا صب شد منم مثه همیشه اومدم سره کارخانومه هم اومد ، سنش بالاتر از من بود مطمئن بودم سی اینا میشهکارو شروع کردیم کم کم باهاش گپ زدم اونم انگار بدش نمیومد اسمش مریم بود 29 ساله متاهل ولی خب اهل دل بود قشنگ میخدید باهم غذا میخوردیمچن روزی گذشتو من سره کارای مدرسه دو روزی نیومدمبعد که صب دو روز بعد رفتم سره کار دیدم انگار مریم ازم ناراحتهساعت یازده اینا شد کارا رو جمع کردیم نشستیم و منتظره سری بعد بودیمیهو چشمم افتاد به مریم دیدم نشسته رو صندلی داره گریه زاری میکنهرفتم جلو گفتم چی شدهچیزی نگف بعد ازم پرسی کجا بودی چن روزه شمارتم که نداشتم بت زنگ بزنم ازت بپرسم کجایی چی شدهآره با این حرفا شمارمو کشید????بعد هر شب اس میداد صحبت میکردیمبعد بم گف اگه بشه برادرم باشیو این حرفامن خندم گرف گفتم داداشی نداریم رک حرفتو بزنگف خب اگه نه و میخوای عشقم باشی منم همه جوره پایمگفتم تا چه حد هستی بعد گف اگه عشقم باشی حتی دوس دارم بات سکس داشته باشممن که اینو شنیدم آمپرم زد بالا آخه منو چه به سکسمن یه بچه درس خون بودم که تا اون روز حتی نوک انگشتم به یه دختر نخورده بودبعد هیچی دیگه همه چی انگار جوره جور شدآخره هفته باهم قرار گذاشتیم که بریم کاشانصب ساعت8 رفتیم تا 6 بعد ار ظهر واقعا روزه عالی ای بودتو راه تاکسی تو پارک کلا چسبیده بودیم به همیه جوری لبمو میخورد انگار گشنس????تو پارک نشسته بودیم مشغول بودیم که یهو چشش افتاد به شلوار منخودمم حواسم نبود اصا آمپرم زده بود بالا فجیحیهو دسته دراز کرد و کیرمو گرف بعد گف برو دسشویی یکم بمالش آبش بیاد راحت شیمنم پررو پررو گفتم نوچ کاره خودته خخاین شد آقا من افتادم تو این فکر که حتما باید مکان جور کنم اینو ببرمیادم افتاد دره خونه ی مادربزرگم اینا سره گرمیه هوا همیشه باز بود بغلشم مغازشون بودتو راه برگشت آقا رفتم رو مخه اینبش گفتم امروز که انقد خوش گذشت بذار کاملش کنیمبریم خونه ی مادربزرگم اینا یکم حال کنیماولش قبول نکرد و گف پریودممنم اصرار نکردم و سرمو انداختم پایین که مثلا ناراحتم????فهمیدم کلان بم خیره شده بعد یهو گف شوخی کردم پریود نیستماین ینی باشه دیگه ینی بریمرسیدیم سره شهرک پیاده شدیم و بش گفتم برو از داروخونه کاندوم بگیرگرفتو با هزار داستان رفتیم رسیدیم خونهبردم طبقه بالا که خالی بود همین که رسیدم کولرو زدم بعد رفتم جلوشو مانتوشو در آووردممانتوش از این دو تیکه ها بود که یه تیشرت مدل زیرش داشتوالا اسمشم نمیدونم خخخب بگذریم بعد دراز کشیدو منم پیرهنمو دراووردم و رفتم روشمشغلو شدم لب و گرنشو میخوردمکم کم شروع کردم به درآووردن لباساشخواستم که شرتشو دربیارم گف نه نه خودمبعد با دس جلو کسشو گرف نگا نکن تمیز نکردم خخهیچی دیگه کاندمو کشیدم سرشو به یه تف ریز قناعت کردمآروم کردم تو کسش اصا باورم نمیشد من داشتم سکس میکردماونقد سوپر نکا کرده بودم دیگه فقط میزدم تو دیگه کاری نمیکردمبعد دیدم ناراحت شد گوشه ی چشاش اشک جمع شد و گف نه انگار تو اصلا حس نداریآقا اینو که گف فهمیدم دردش چیه چسبیدم به گردنششروع کردم به خوردن لباش و گردنش اونم حال میکردبعده چن دیقه پاشدم و پشتشو بم کرد و گف از این ورکون تپلش که خورد به تنم حسی شدم درجا آبم اومدپاشدم رفتم دسشویی بعد اومدم دیدم درجا کله لباساشو پوشیدهبعد دراز کشیدم کنارشو بغلم کرد یه پامم گذاشتم بین پاهاشبعدش یهو دستشو کرد تو شرتم و شروع کرد به مالیدنه کیرمفهمید که آقا این اصا سیر نشده خخخبعد آروم دره گوشش گفتم بریم دوره دومخندیدو گف برو اونو بکش سرش بیالباساشو درآوورد و دوباره شروع کردیمکله ی دوم دیگه اصا حس نداشتم فقط میکوبیدم میدونستم حالا حالا ها نمیاد خخخیکم که گذشت از روش پاشدم منو خوابوند و اومد روماووف چه بالا پایین میپرید داغه داغ بودبعده چن دیقه که دیدم این حرکت بم حال نمیده پاشدمتا خواستم فک کنم چه حرکتی بزنم خودش چار دستو پا شدداگ استایل????????????عاشق این پوزیشن بودم تو سوپرا هم خیلی توپ بودبا شوق اومدم سمتش یه تف زدمو شروع کردم به کوبیدنیکم که گذشت دیدم دوره کیرم مایع سفید جمع شدهفهمیدم قشنگ ارضا شده یهو دیدم لگبا آها ناله بم گف تموم نشد خخخمنم گفتم نه تموم نمیشه خخخبعد یکم خودمو سف کردم که آبم بیاد و زیاد اذیت نشهبعده چن دیقه آبم اومد اونم راحت شدباز رفتم دسشویی خودمو شستمو اومدمدیدم مریم نشسته داره گریه زاری میکنه وا ینی چهرفتم جلو گفتم چی شدهگف الان چرا برم خونهداش زار زار گریه زاری میکردبعد گف دراز بکش و اومد بغلمیکم کنارم خوابید بوسیدمشو این حرفایکم آروم شد بعد راهیش کردم بره خونششرمنده خیلی طولانی شد دلم نیومد زیاد کوتاهش کنماگه نظری داشتین آیدی تلم هم همینه ممنون????نوشته Rezam021

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *