اولین سکس با آنیتا

0 views
0%

با سلام خدمت همه سایت داستان سکسی ها. داستانی رو که میخوام براتون بگم برای عید امسال هست. من شایان هستم 22 ساله.من 4 سال پیش، پیش دانشگاهی بودم و تو امتحانای ترم دوم بودم و روزایی که امتحان نداشتم مثل همه میموندم خونه و مادرم میرفت مدرسه چون معلم بود. منم میرفتم تو اینترنت و چت میکردم. تو اینترنت با دختری به نام آنیتا آشنا شدم که بعد از چند روز چت بهش شمارمو دادم. وقتی زنگ زد از صداش خیلی خوشم اومد اما عکسشو که دیده بودم خیلی خوشم نیومد چون خیلی خوشگل نبود. آنیتا از من 1 سال کوچکتر بود و خیلی هم لاغر بود. منم قدم 175 بودو وزنم 75 بود. خلاصه بعد از چند هفته دوستی تلفنی قرار شد همو ببینیم. وقتی خودشو دیدم قیافش از عکسش خیلی بهتر بود بخاطر همین خیلی بیشتر از قبل ازش خوشم اومد. چند باری همو دیدیمو چند ماهی با هم دوست بودیمو رابطه ما بیشتر میشد. اما هیچ حرفی از سکس نمیزدیم. بعد از حدود 1 سال دوستی مامانبزرگش فوت کرد که این باعث شد مامانش اینا هر هفته جمعه برن بهشت زهرا. ما هم از این فرصت استفاده میکردیمو همو میدیدیم تا اینکه یبار که دیر رسیدم سر قرار گفت میترسم مادرم اینا بیان خونه و اگه ببینن من نباشم بد میشه واسه همین گفت بیا خونمون که اگه یوقت اومدن از پنجره ببینیمو تو برو طبقه بالا. منم قبول کردم و رفتم خونشون. دیگه بعد از 1 سال تا حدودی باهم راحت شده بودیمو کلی از همو بوس کردیمو لب گرفتیمو همو میمالوندیم. این شده بود کار هر دفعه ما اما هیچ وقت سکس نکردیم . بعد از اون روز هم کلی رفتم خونشون و هر دفعه هم این کارارو میکردیم و خیلی با هم راحت تر میشدیم تا اینکه عید امسال خونشونو عوض کردنو من هم رفتم خونه جدیدشون. وقتی رفتم طبق معمول استقبال گرمی ازم کردو منو برد که اطاقشو نشونم بده. برام شربت آورد و کلی پذیرایی کرد بعد هم شروع کردیم به کارای همیشگی. من دیگه کم کم داشتم آماده میشدم که برم که یهو تلفن زنگ خورد. مامانش بود که گفت تا شب نمیان خونه. وقتی اینو گفت آنیتا هم به من گفت نمیانو ازم خواست بیشتر پیشش باشم منم از خدا خواسته قبول کردم. دیگه با خیال راحت نشستیم رو تخت و بعد از یکم حرف زدن دوباره شروع کردیم به لب گرفتنو مالوندن. اما ایندفعه یکم بیشتر طول کشید و انگار اونم حشری شده بود. بعد از کلی مالوندن اجازه داد لباساشو در بیارم. اولین باری بود که لخت لخت میدیدمش. اونم لباسای منو در آورد جز شرتم و من خوابیدم روش. حسابی سینه هاشو مالوندم. خیلی بزرگ نبود اما کوچیک هم نبود.دیگه داشت ناله میکرد که رفتم سراغ کسش. خیلی خوشگل بود. کلی براش خوردمو اونم کلی داشت حال میکرد و ناله میکرد که ارضا شد. بهش گفتم تو کاری نمیکنی؟ گفت چرا مردم و اومد دوباره لب گرفتیم و خودشو میمالوند به کیرم. بعد از رو شرت با کیرم بازی کرد. دیگه داشتم میمردم که شرتمو از پام در آورد و شروع کرد به ساک زدن. خیلی حرفه ای نبود. خلاصه با اینکه بلد نبود کلی ساک زد و بعد گفت خسته شدم. اما من هنوز ارضا نشده بودم بهش گفتم برگرد بکنمت که گفت درد داره و قبول نکرد. گفتم بذارم لای پات اما میترسید که یهو بره تو کسش. با بدبختی راضیش کردم که لای پاش بذترم. یکم لای پاش عقب جلو کردم که خوشش اومد منم تا اینو فهمیدم گفتم میکنم تو کونت گفت پس آروم بکن. کلی کونشو خیس کردمو تف زدم که دردش نیاد اما تا سر کیرمو گذاشتم تو جیغش رفت هوا. منم که میخواستم هر جور شده بکنمش کرمو از رو میزش برداشتم و مالیدم به کیرمو کونش و با فشار کردم تو. دوباره جیغ زد اما کمتر. یکم نگه داشتمو دوباره فشار دادم. خداییش خیلی تنگ بود. یکم که جا باز کرد دوباره فشار دادم که کلش رفت تو. دیگه حشری شده بودو میگفت بکن و جرم بده. منم عقب جلو میکردم که دیدم داره آبم میاد. گفت بریزش رو سینم. منم در آوردمو ریختم رو سینه و صورتش. خیلی خوشش اومد. اما گفت خیلی درد داشت. بعد هم با دستمال همرو پاک کردیم. دیگه ساعت حدود 2 اینطورا بود که ناهار خوردیمو یکم حرفیدیمو بعد من اومدم خونه.این اولین سکس من بود و مسلما اولین داستانی هم بود که نوشتم. لازم نیست قسم بخورم که راسته چون با خوندنش معلوم میشه راسته. نظرتونو بنویسین و اونایی که عادت دارن فحش بدن لطفا فحش ندن…نوشته‌ شایان

Date: نوامبر 25, 2018

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *