اولین سکس بعد از تغییر جنسیت

0 views
0%

دوستان اگه حوصله خوندن نداشتین فقط چندخط آخر رو بخونیدخواهش میکنم.بعداز یه مدت طولانی دوندگی به دادگاه وپزشک قانونی بالاخره تونستم مجوز تغییر جنسیت بگیرمبعد از عمل که واقعا عمل سختی بود تا چند وقت حس پشیمونی داغونم میکرد، من یه دخترشده بودمواین واسه اطرافیانم مسخره بودولی خداروشکرپدرمادرم بخاطر سطح تحصیلات بالا و سن کمشون درک این موضوع رو داشتن و پشت من بودنبالاخره باگذشت زمان کمی تونستم خودموبشناسم ازوضعیتم راضی باشم،یادمه چندهفته بعدازعمل مادرم بهم گفت پاشوبریم خرید،درکمال ناباوری منو بردبه یه فروشگاه لباس زیرزنانه بهم گفت چندتالباس زیرانتخاب کن عزیزم،این واسه من واقعاخوشحال کننده بوداون روز بعدازخریدچنددست لباس زیر ولباس توخونه ایی برگشتیم من یه دوش گرفتم لباسای جدیدمو پوشیدم حس عجیبی داشتم هم استرس هم خوشحالی،مشغول سشوارکشیدن بودم که مادرم منوبغل کرد بهم گفت تبریک میگم دخترخوشکلم…شنیدن این جمله منو به اوج رسوند،واقعاازته دلم خوشحال بودم…خلاصه هشت ماه ازتعقیرجنسیت میگذشت که طی این چندماه عمل های مختلفی رو انجام دادم مثلا کاشت سینه(پروتز)،هورمون درمانی،عمل تارهای صوتی،لیزر موهای بدنم و و و…دیگه یه دخترواقعی شده بودم،لباس های بیرون هم دخترونه شده بود،مانتو،ساپورت،شال…ولی چیزی که آزار دهنده بود حرف های اطرافیان بود که بدمیگفتن که باعث میشد ساعت هابرم تواتاقم وگریه کنم وفکراینکه آبروی پدرمادرمو بردم گندمیزد توحالم ولی خب دلگرمی من پدرومادرم بودن که این مسئله واسشون قابل درک بودوبه من احترام میزاشتن.تواین چندماهی که گذشته بود،نتونسته بودم سکس کامل داشته باشممثلا پارانترم لاپایی باهام حال میکرد،ولی بعداز یه مدت دیگه خسته شده بودم واولین باربه اصرار پارانترم سکس ازجلو رو تجربه کردم،یه روز منو بردخونشون حسابی لباموخورد،بعدش که لباسامو درآورد شروع کرد خوردن بدنم ولیس زدن کسمخیلی تحریک شده بودم که کاندوم کشیدروکیرش پاهامو گذاشتم روشونش خیلی آروم کیرشو هل داد توکسم اون لحظه لذتی داشت غیرقابل وصف شدن،آروم تلنبه زدن روشروع کرد،واسه اولین باروجود یک کیر رو توبدم کامل حس میکردم.درحین تلنبه زدن سینه هامومیخورد،گردنمو میخورد ودرگوشم حرفایی میزدکه شهوت منو چندبرابرمیکردتلنبه هاش آروم ورمانتیک بود وبدن منو نوازش میکرد…اون روز بعداز پوزشین های مختلف،من به ارگاسم رسیدم که بعداز چنددقیقه پارانترمم ارضاشدوآبش تو کاندوم خالی کرد نیم ساعتی بغل هم خوابیدم بعدش منو رسوند خونه پدرمادرم سرکاربودن من یه دوش گرفتمو بعدش بایه حس خوب خوابم برد…تقریبا تا دو سه ساعتی خوابیدم که ساعت دوظهردیدم مادرم دادمیزنه دخترتنبل بیدارشو،اون روز نهارخوردمو مادرم صدام زد رفتم تواتاق که گفت لخت شو میخام بدنتو ببینم،اینوبگم که مادرمن دکترمامایی هستش،راستش کمی خجالت کشیدم که مادرم گفت دخترم خجالت نکش من وتو یه جنسیت داریم این حرف بهم اعتماد وآرامش داد که شروع کردم لباسامودرآوردن حالا فقط یه شورت سوتین تنم بودکه درازکشیدم مادرم شورتمو درآورد،کسمو یه خورده مالش داد وانگشتشو کرد داخل بهم گفت دردنداری؟که گفتم نه فقط زودترتمومش کن مامان.نخواست اذیت بشم لباساموپوشیدم وغروبش باهم رفتیم بیرون…تواین مدت چندبار دیگه سکس روتجربه کردم و بعداز حدود یک سال نیم از عمل تعقیرجنسیتم ازایران رفتم…دوستای عزیز این داستان زیاد سکسی نبودمن درآخریه چیزی رومیخام بگم دختر،پسرای عزیز هیچوقت از روی شهوت وهوس دست به تعقیرجنسیت نزنیداین عمل شوخی نیست خیلیا بودن که بعدازعمل پشیمون شدن ودست به خودکشی زدن، پسرایی که زنانه پوش هستن فکر نکنیدشما ترنس،یا تراجنسی هستید،شماها فقط از رو شهوت لباس دخترونه می پوشید،که معمولا بعداز ارضا شدن اون حس میره تا یه مدت…اگر واقعا تراجنسی یاترنس هستید با مشاور در رابطه باشیدفکرنکنیداگه عمل کنید دیگه همه چی تمامه نخیر،تازه بدبختی شروع میشهخود من اگه پدرمادرم نبودن الان مشخص نبودکه چی هستم،دلیل اینکه ازایرانم خارج شدم فشار حرفای اطرافیان بودکه غیرقابل تحمل بود.من الان یه دختر بیست وسه ساله هستم که خارج از ایران باتعدادی از دوستام زندگی میکنم.خداروشکر وضعیت مالی ما خوبه هروقت بخوام میام ایران سر میزنم ولی کسی که نداره چی؟پس عاقلانه تصمیم بگیرید.ممنون که داستان خوندید،نوشته دلنیا

Date: می 17, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *