اولین سکس: بهترین خاطره

2399
Share
Copy the link

سلام به همه برو بچ گل سایت داستان سکسی امیدوارم که همیشه کیرتون راست و کستون آبدار باشه.‏ ‏من یک پسر30 ساله هستم با قد 180 و وزن 78 کیلویی و این خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم در عین صداقت مینویسم و بر اساس واقعیت که مربوط میشه به 12 سال پیش من در اون زمان در یک مجتمع تجاری در شهرک غرب یک فروشگاه لباس بچه گانه داشتم که بنا بر قانون مجتمع همیشه از ساعت 1 تا 4 همه فروشگاهها تعطیل میشدنو هر کس به فراخور سنو سالش به کاری مشغول میشد . در یک روز گرم تابستانی و در همون لحظات تعطیلی پاساژ منو دوستم که حسابی تو کف بودیم و حوصلمون هم کلی سر رفته بود داشتیم تو راهروهای پاساژ قدم میزدیم که یهو چشمون به دو دختر توپ یا به قول خودمون دو تا فنچ لاتی افتاد که کنار آبسردکن وایساده بودن و مشغول آب خوردن بودن ،غافل از اینکه چهارتا چشم حریص و حشری داشتن از سر تا پای اونا رو دید میزدن و مشغول طراحی نقشه ای برای زدن مخشون بودن.من که تو اون لحظات دوست داشتم یه جورایی وقتم پر شه و زمانو تا ساعت4 که مغازمو میخواستم باز کنم بگذرونم دلمو زدم به دریا و رفتم تو کار اشاره بازی و این حرفا که یهو دیدم به به، بچه خودشم از ما تو کف تره ظاهرا و از ما بیشتر حوله و به قول معروف از او به یک اشاره از ما به سر دویدن.تا اومدم بجنبم دیدم بله رفیقمون هم از من سریع تر دست و دست یکی دیگه از دافا گذاشته دلو قلوه هست که داره ردو بدل میشه و بعدشم رفتن تو مغازشو الهی به امید تو000000000منم دیدم که اگه نجنبم قافیه رو باختم دست اون یکی بچهرو گرفتم و ما هم رفتیم تو مغازه من، ضمنا باید بگم که تو اون زمان من خیلی تو مسایل سکس وارد نبودم و خلاصه من بودم یه دختر 16 یا 17 ساله خوشگل که قد متوسطی داشت با هیکل کاملا متناسب و سینه هایی که از روی مانتو تشخیص دادم که نباید خیلی بزرگ باشه ولی کاملا سفت دیده میشد و از همه مهمتر کون کاملا برجسته که از حق نگذریم تو دل من جشن تولدی برپا کرده بود.من تو اون لحظات سرشار از شهوت مونده بودم که از کجا شروع کنم که با خودم گفتم بزار اول یه غذایی بخوریم تا کم کم رومون هم به هم باز شه و جاتون خالی بعد از صرف غذا دختره گفت سیگار داری منم یدونه روشن کردم که بهم گفت بده به من ولی من که منتظر یه فرصت برای شروع بودم بهش گفتم عزیزم تا حالا دود سیگارو از دهن یه مرد گرفتی و بلافاصله یه کام گرفتمو دهنمو یا بهتر بگم لبمو بردم جلوی دهنشو دودو دادم طرفش که چند بار دیگه این کارو کردیم و هر بار لبامون بیشتر به هم گره میخورد تا جایی که دیگه کاملا من داشتم داغی لبهاشو روی لبهای خودم حس میکردم و چون اولین بارم بود سعی میکردم پایان کارهایی که توی فیلمهای پورنو دیده بودم با جزییات انجام بدم.دیگه سیگاری در کار نبود و ما داشتیم از هم لب میگرفتیم من با هر بار مکیدن زبونش و بوسیدن لبهاش خودمو تو آسمانها میدیدمو اونم که دیگه کم کم داشت به نفس نفس میافتاد یهو منو کشید طرف خودشو با ولع خاصی لبو زبونمو گاز میگرفت و من هم مشغول مالش سینه هاش و رونش و گردنش شدم که دیدم داره با صدای خفیف آه میکشه و داره دکمه های پیرهنمو باز میکنه و من هم همون کارو با مانتو و شومیز اون میکردم بعد از لخت شدنش دیدم که یه فرشته با بدن کاملا برنزه و سینه های گرد و سفت و یک کس تپل که از شدت شهوت مثل بادکنک شده بود با یک کون درشت و فرم دار جلوم وایساده که یک لحظه عقل از سرم برد.من تا بخودم اومدم دیدم که کیرم که اون موقع شبیه باتوم شده بودو کرد تو دهنش و شروع کرد به خوردن و لیسیدنو بوسیدنو و خلاصه انگار که از قحطی اومده باشه با ولع پایان ساک میزد و من هم چون خیلی تجربه نداشتم که نباید انقدر غرق لذت بشم تا آبم بیاد تا بخودم اومدم دیدم آبم داره میادو از شدت شهوت نتونستم که حتی بهش بگم و یک لحظه آبم که انگار از عمق وجودم میومد با شدت خاصی تو دهنش خالی شد ، راستش من اولش خجالت کشیدم ولی بعد از اینکه دیدم عکس العملی نشون نداد یکم خیالم راحت شد و بعد از این مراسم بستنی خورون بهم گفت حالا نوبت تو هستش که منو سر حال بیاری .(راستی من نگفتم که به اقتضای شغلم ویترین مغازمو خودم میزدم و طوری طراحی کرده بودم که تو ساعات تعطیلی پاساژ از بیرون داخل مغازم معلوم نبود ولی از داخل یک روزنه باز کرده بودم که بشه آمار بیرونو بگیری.)بعد از گفتن این حرف از طرف اون دختر که نه اون فرشته من که بعد از لخت شدنم روی صندلی نشسته بودم بلافاصله یک زیرانداز انداختم کف مغازه و با لباس هم بالشت درست کردمو با کلی ناز اونو خابوندم و خودم هم کنارش دراز کشیدم ، با اینکه از خوردن کس چندشم میشد ولی چون با ساک زدنش خیلی حال کرده بودم و از طرفی اون کس تپلی رو با پایان وجود میخواستم شروع کردم به خوردن کسش و سینهاش ، باور کنید با هر بار زبون زدن به کسش و لیسیدن رونهاش و سینش پایان بدنشو کاملا جمع میکردو به طرف بالا میکشید و با یک آه حشری کننده خودشو شل میکرد و با این حرکات موزونش باعث شد که کیر من دوباره تبدیل به باتوم بشه .بعد از این کار یک جور روغن یا شایدم کرم یا لوسیون از کیفش در آوردو کمیشو مالید و انگشت کرد روی رونها و سینه های جفتمون و یکدفعه منو کشید رو خودشو گفت خودتو رو بدن من سر بده و جاتون خالی نمیدونید با این کارش هردومونو به اوج شهوت و لذت رسوند و من بی جنبه داشت دوباره آبم میومد که دیدم متوجه شد و یه چیزی مالید و انگشت کرد روی کیرم که بعدا فهمیدم ژل لیدوکایین بوده و با این کارش من تونستم خودمو کنترل کنم و دوباره گرم معاشقه شدیم تا اینکه من کم کم حس کردم اون هم دلش یک سکس کامل میخواد ولی من فکر میکردم اوپن نباشه که گفت پردشو دوستش که یک پسر سیاه پوست بوده تو آمریکا برداشته( البته راستو دروغش گردن خودش) و با این حرفش انگار دنیا رو به من داد و منم از خدا خواسته برای اولین بار طعم شیرین و گرم کسو با پایان وجودم حس کردم و به لطف اون بیحس کننده که روی کیرم زده بود یه بیست دقیقه ای گرم تلمبه زدن شدم و گهگاهی خودش مدل سکسمونو عوض میکرد و منم که تو آسمون سیر میکردم یک لحظه حس خوب اورگاسمو تجربه کردم و اولین تجربه سکسمو جزء بهترین خاطراتم ثبت کردم.بعد از پایان کار و پوشیدن لباس تازه متوجه شدم که الان دوساعته که با همیم و مثل باد گذشته . و وقتی هم که از مغازه رفتیم بیرون دیدیم دوستم و اون یکی بچه هم دارن باهم قدم میزننو بعد از ردو بدل کردن شماره از هم خداحافظی کردیم.بعدها بهم گفت که اون روز داشته برای سکس میرفته خونه دوس پسرش که تو راه تلفنی باهاش دعواش میشه و بقیه ماجرا برای همین اون روز اونقدر مجهز بوده.امیدوارم از خاطره من خوشتون اومده باشه، ببخشین اگر بد نوشتم و از ذکر نام خودداری کردم چون حفظ حریم شخصی افراد برام خیلی اهمیت داره اگر خاطرمو پسندیدین بگین که خاطرات بعدیمو براتون بنویسم .برای همتون آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم.از طرف آقاپسر

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *