ایستاده در باران

396
Share
Copy the link

سلام. من تمنا ام. نه خوش هیکل ام نه خیلی جذاب. فیس با نمکی دارم و قدم ۱۵۸ وزنمم ۷۰ هستش.راستش من عاشق یه پسری شدم که هفت ماه بود وارد اکیپمون شده بود. میدونستم دوست دختر داره اما واقعا کرم داشت چون حتی این قضیه رو خودش به من نگفت و خودم از خوندن اس ام اس هاش متوجه شدم تازه اونم دو سه ماه بعد آشناییمون به مورچه ی ماده هم رحم نمیکرد )) همه ی اینارو میدونستم اما باز عشقم بهش روز به روز بیشتر میشد من ۱۸ سالمه و اون ۲۱. خلاصه تابستون ما قرار گذاشتیم بریم شمال با بچه ها. یکی از اون ۴ شب. دیدم که داشت با تلفن با دوست دخترش حرف میزد( اینم بگم حتی ۱ بارم اون بدبختو تو جمع ما نیاورده بود که یه وقت مانع کثافت کاریاش نشه). حالم خراب بود. لاله دوستم بهم پیام داد گفتش که امیر(همین احمقی که من عاشقشم) بهش پیشنهاد داده یجورایی سرم سوت کشید‌. من ۷ ماه تموم جون کندم خودمو اخلاقمو حتی تیپمو عوض کردم که شاید امیر یکم به من توجه کنه اون وقت لاله رو فقط ۱ بار دیده بود.رفتم تو ویلا و با هزار خواهش و التماس نصف بطری عرق رو از کامیار گرفتم و رفتم سمت روف گاردن. هیچکس نبود اونجا. واسه خودم پیک پیک میریختم و مست میشدم. ۱۰ پیک بیشتر نخورده بودم اما نمیدونم تو اون عرق کوفتی آب ترامادول بود چی بود که اونقدر مست شدم. پشت بندشم سیگار دود میکردم. داشتم واسه خودم عاهنگ میخوندم و گریه زاری میکردم که یهو یکی دستشو انداخت دورم و سرشو برد تو گردنم. برگشتم دیدم امیرهگفتم هیییع اینجا چیکار میکنی؟؟ گفت چرا زیر بارون نشستی تامی؟ (بچه ها تامی صدام میکنن) گریه زاری میکردم فقط. میترسیدم دهنمو باز کنم و این عشقو اعتراف کنم و در نهایت بگا برم () دستمو گرفت گف پاشو ببینم بیا برقصیم حالت خوب شه. گفتم آهنگ نداریم.. گف بیت باکس میزنم. یه بیت باکس ملو میزد و تو بغل هم سر جامون تکون میخوردیم. هی سرشو میاورد جلو.منم میخندیدم تو اوج داغونی. میگف نخند عواقب داره ها این خنده های نازت. بعدش یهو لباشو گذاشت رو لبام و گف دیدی عواقبشو؟ نم نم بارون جفتمونو خیس کرده بود. و شروع شد. وحشیانه همو میبوسیدیم. اونو نمیدونم اما من مث یه تشنه ای که بعد هفت ماه به آب رسیده لباشو میخوردم.دستاش از دور کمرم رفت روی باسنمو بعدشم از زیر دامن کوتاهم باسنمو چنگ مینداخت. نشستم رو زانو هام و کیرشو از رو شلوارک بوسیدم.کشیدم پایینو کیرشو دیدم. وای _ گرفتمش تو دستم. بهش نگاه میکردم و کیرشو میمالیدم. لبامو گذاشتم سر کیرش و میبوسیدم کل کیرشو بوسیدم و کردمش تو دهنم. خیلی سخت بود -_- (اما وقتی آه امیرو میشنیدم که داره لذت میبره انگاری بهترین کار دنیارو میکردم) انقدر واسش ساک زدم که اشک از چشام اومد. تخماشو میخوردم زبونمو رو کیرش میکشیدم. بلندم کرد لبامو بوسید. رو صندلی نشوند منو پاهامو باز کرد و سرشو برد لای پام. شورتمو بدون اینکه دربیاره کنار زد و شروع کرد به لیسیدن کسم. لبخند از رو لبام کنار نمیرفت. چوچولمو میک میزد.سرشو رو کسم فشار میدادم? دوست داشتم سرش تا ابد همونجا باشه اون لحظه. بلند شدیم.از پشت بغلم کرد وبا یه دستش سینه سمت راستمو میمالید و با اون یکی دستش سر کیرشو به کسم میمالید.فقط لاپایی بود. وقتی ارضا شد . بغلم کرد و لبامو بوسید. بعدش گفت بیا بریم پایین. چشم بهش افتاد داشت میلرزید. اما حال من عالی بود… تموم شد خب؟ بهترین سکس زندگیم بود هرچند نصفه نیمه و اونم رو پشت بوم زیر بارون و رو به دریا اما تهش باهاش قطع رابطه کردم و دیگه نمیبینمش. چون انقدر پررو بود که فردای اون روز گفت فقط واسه اینکه حالت بد بود میخواستم یجوری خوبت کنم اون اتفاق افتاد اگه میومد میگف راست کرده بودم سوراخ میخواستم برام آسون تر بود.. نوشته تمنا

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *