بهترین سکس با همسرم موقع حاملگی اش

0 views
0%

سلام دوستانمن آرش هستم و همسرم شیما که هردومون 26 ساله هستیم.من آدم فوق العاده هشری هستم ولی خانمم خیلی سکسی نیستسر همین قضیه هم همیشه مشکل داریممن هی باید التماس کنم که شاید راضی بشه سکس کنهبگذریممیخوام خاطره یه سکس فراموش نشدنی با همسرمو براتون تعریف کنمهمسرم حامله بود و میلش به سکس خیلی خیلی کمتر شده بود تقریبا 1 ماهی بود که اصلا سکس نداشتیمبعد از یکی دو روز خواهش و تمنا اونم راضی شد که یه حال اساسی بهم بدهاز اداره برگشته بودم خونه خسته بودم که جلوی کولر خوابم برده بود 2 یا 3 ساعتی بود که خوابیدمکه با نوازش همسرم از خواب بیدار شدم. دیدم رفتارش عوض شده و معلوم بود که حسابی اونم هوس سکس زده به سرشخلاصه رفتیم توی اطاق خواب و روی تخت دراز کشیدیمشروع کردیم به لخت کردن و مالوندن همدیگهسینه های خانمم 75 بود که با توجه به حاملگیش 2 سایزی بزرگتر شده بود و خیلی سفتمنم عاشق سینه های بزرگ هستم افتادم به جون سینه هاشبا اولین زبونی که به سینه هاش زدم آهش بلند شد و همین هم باعث شد که حشر من زیاد و زیادتر بشهسینه هاشو با ولع خاصی میخوردم گاهی اوقات هم یواشکی نوک سینه هاشو یه گاز کوچولو میگرفتمبعد سینه هاش شروع کردم خوردن کسش که کاملا خیس شده بود یه مقدار که کسشو خوردم دیگه تحمل نداشت و هی میگفت بکن دیگه ….. یالا بکن…..منم از خدا خواسته اطلاعات کردم و آرش کوچولو رو فرستادم بهشت موعود اما چون خیلی وقت بود که سکس نداشتیم کسش باز هم تنگ شده بود و مجبور بودم که یواش یواش بکنمداشتم از شق درد می مردم و دوست داشتم تا ته فروکنم توی کسش اما میدونستم که دردش میگیرهیکم که عقب جلو کردم یواش یواش کیرم جای خودشو باز کرد و شروع کردم به تلمبه زدنبرای خودم جالب بود با اینکه خیلی وقت بود سکس نکرده بودم و حشرم روی هزار بود اما 10 دقیقه ای به راحتی تلمبه زدمکه دیگه داد شیما در اومده بود که می خوام آبم بیادبسه دیگه کمرم درد گرفتمنم دیگه نزدیک بود که آبم بیاد کیرمو تا ته فشار دادم داخل و آبم رو که با فشار داشت میپاشید ته کسش رو خالی کردم اینقدر داشتم لذت میبردم که نمیتونستم چشمامو باز نگه دارم.چند دقیقه ای هردومون توان صحبت کردن نداشتیم تا اینکه با قر قر کردن شیما که چقدر ایندفعه آبت زیاد بود ریخت روی تخت به خودم اومدم و دستمال آوردم و هرکدوم خودمونو پاک کردیم و رفتیم حموم و یه دوش حسابی گرفتیم.ببخشید اگه بد بود اولین بارم بود که داستان مینوشتم.نوشته آرش

Date: نوامبر 25, 2018

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *