بی غیرت با مرد همسای زنشو میکنن

0 views
0%

بی غیرت با مرد همسای زنشو میکنن

 

 

 

 

سرمو از روی شلوار چسبوند به کیر و خایه هاشو گفت:(( دوسش داری؟ میخوای بخوریش ؟ ماله خودته عشقم)) صداش از هیجان و شهوت میلرزید، روی دو زانو افتاده بودم و فقط یه جین مشکی پام بود، دیگه تو حال خودم نبودم و زیپ شلوارشو باز کردم، یه شرت مامان دوز با رنگ آبی سود شده، با دوتا انگشتام و یه عشوه گری خاصی شورتشو دادم پایین بوی تند عرق و شهوت تو فضا پیچیده بود، یه کیر شوکولاتی رنگ با پشمای اصلاح نشده و درهمِ خایه هاش به چشمم خورد، کیرش نیمه خواب بود و همزمان که دستمو به سمتش بردم با یه نبض هماهنگ بزرگ میشد تا کاملا شق بشه، یه کم سر کیرشو زبون زدم و شروع کردم به مک زدن صدای آهش بلند شد قد کیرش کوتاه بود ولی نسبتا کلفت بود ، دستاشو گذاشت روی سرم و فشار داد به سمت خودش، یه باره کل کیرش فضای دهنم رو پر کرد، چشماشو بست و یه نفس عمیق کشید سرم رو ثابت نگه داشت و شروع کرد به عقب جلو کردن، شکمش میخورد به پیشونیم و بعد از 7 8 ثانیه نفس کشیدن برام سخت شد ناخودآگاه دستشو پس زدم و سرمو کشیدم عقب، گفت 🙁 چی شد پسر، حالت بد شد )
سرمو به نشونه ی نه تکون دادمو اومدم اون حجم تفی که تو دهنم بود و خالی کنم که دستشو گرفت زیر تف و گفت
:((نریز زمین حیفه))
همه ی تف رو توی دستش گرفت و از این کارش تعجب کردم
تو یه لحظه با همون دستش کل صورتمو با تفای خودم شست، عصبی شدم و خودم کشیدم کنار و واسادم، گفتم :((چیکار میکنی عوضی؟! ))
گفت:((هیسس خفه شو صداتو بیار پایین ، بهت پول میدم باید بهم حال بدی، نمیخوای گمشو از خونه من برو بیرون))
یه لحظه ماتم زد، کل این یه سال زندگی نکبت بار از جلوی چشمام تو یه لحظه گذشت(( فرار از خونه، خوابیدن رو چمنای خیس پارک، واسادن دم تخت طاووس دورادور زن ها و گاها ترنس ها واسه جور کردن دوزار پول واسه جا خواب و غذا))
یهو داد زد((با تواما چرا ماتت برده))
من چیزی نداشتم که براش بجنگم، از وقتی یادمه فقط سعی کردم زنده بمونم
همونطور که عصبی بود رفتم تو بغلش و گردنشو بوسیدم همزمان دستمو بردم زیر خایه هاشو کیرشو گرفتم، چون صورتم هنوز خیس بود منو عقب کشید و ایندفعه با خشم بیشتری سرمو گرفت کشید پایین، از زیر چونم گرفت و دهنمو داد به سمت بالا گفت:((لباتو غنچه کن)) کیرشو با یه دست گرفت و میکشید رو لبام، یه هوفففی کرد و ولم کرد، گفت پاشو شلوارتو در بیار، برگشتم بهش و اروم داشتم شلوارو میکندم، خیلی حشر بود و دائم میگف ((جوون چه سفیدی ، چه پسریی)) از پشت هلم داد سمت دیوار و چسبوند بهم، شلوارم تقریبا کف زمین بود که با پاشنه هام درش اوردم کیرشو گذاشت بالای چاک کونم و دستاشو رسوند به سینه هام و سرشو گذاشت رو کمرم، گفتم لوب بزن که خندید و با شیطنت گفت چشششم بعد تو همون حالت سر انگشتاشو گذاشت تو دهنم و با خیسی دهنم سراخمو خیس کرد همین که فهمیدم نمیخواد لوب بزنه سر کیرشو هل داد تو ، انگار کل بدنم به رعشه افتاده باشه یه داد کشیدم و بلافاصله دستشو گرفت جلوی دهنم و گفت ((خفه شو بچه کونی همسایه ها میشنون)) کیرشو تا خایه هل داد تو و منم از درد چسبیدم به دیوار، دادم و فریادم توی دستش خفه میشد ولی چنتا قطره اشک ازم سرازیر شد و ریخت روی دستش، یه خنده ی مسخره کرد و سرعت تلمبه زدنو بیشتر کرد،پشمای نرمش به کونم برخورد میکرد و تو اون حالت احساس میکردم رودم داره گشاد میشه، بعد از دو دقیقه کیرشو کشید بیرون و با یه آه ممتد آبشو ریخت بالای کون و کمرم، گفتم میشه دوش بگیرم کل هیکلم آب کیری شده با یه لبخند محو انگشتشو کشید روی کمرم و آب کیرا و اورد نزدیک دهنم…وقتی لباسامو میپوشیدم گفت اگه شب بمونی 200 دیگه میذارم روش درو باز کردم و اینبار گفت 300 یکم مکث کردم؛ گفتم ((مرسی، خدافظ)) درو پشت سرم بستم و رفتم.

 

پ.ن: میدونم نقد های زیادی به داستان وارده از لحاظ خط داستانی و فن نگارش و کم و کاست های سکس و اینا ولی قبل از اینکه بچه های شهوانی با کامنت هاشون همون خط داستانیو بکنن تو کونم بگم که این اولین تجریه ی داستان من بود و انتظارم ندارم بازخورد خیلی خوبی داشته باشه با این همه نظراتون برام مهمه و میخونمش و یاد میگیرم، دیگه اینکه موفق باشید و ازینجور کصشرا…

Date: می 1, 2019

One thought on “بی غیرت با مرد همسای زنشو میکنن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *