تسلیم

0 views
0%

نگاه میندازم به بوت های کوتاه چرمی که شنی شدنخستم…تنم نه روحم بلکه تنم خیلی لذت برده اما روحم آزردهروی صندلی کنار ساحل نشستن نه افتادم سیگار تلخ توی ریه هاماز بوی سیگار بدش میاد؟خب به درک من که خیلی دوست دارمتو؟؟؟تو اصلا به فکر خودتی یا اون مرتیکه چیز زیادی یادم نمیاد،سعی میکنم یادم بیارمیادم میاد یا نمیخوام یادم بیارم برام مهم نیسطعم شراب دیشب،عشق بازی و اینکه ازت ۲۰ سال بزرگ ترهشراب برام ریخت،مثل پروانه دورم میچرخهمست نگاهش شدم،عمیق بوسید عادت به عشق بازی زیادی داشتقدم برداشتیم سمت اتاق…هلم داد روی تخت و خیمه زددستش پایین تر رفت و از زیر پیرهن سرخم واردم شدآه کشیدم و انگشتش دوتا شدبوسیدملب زد_داغ و خیس،هوووم بدون شورت و خوردنیدستشو کشید بیرونسنگینش افتاد روم و لباسم بالا تر کشیده شد مارش وسط پام و از روی شلوار حس میشدمیدونست اینطوری حریصش میشملباش صورتم،چشمام و گردنمو خیس میکنهلیس میزنه و من کم کم آه کشیدن های بلندم شروع میشهلباس تو تنم جر میخورهلب میزنم_دوسش داشتمولی اون میخنده_منم تورو دوست دارمسینه هامو میک میزنه لیس میزنه در گوشم صداش میاد که برام له له میزنه تو دو ثانیه جامون عوض میشهلبام تو لباشهدستم روی دکمه ها پیرهنش و اروم اروم از تنش در میارمسینه بی مو اما عضلانیش زیر دستمه_تو چنگمیجوووون عمیقش منو به جون سینه هاش می اندازه لعنتی نثارم میکنه و من سینه هاشو بوس میکنم و پایین تر میرم زبونم بالای شلوارش میچرخه دستم میره رو کمر بندشنگاهم بالاصداش خشداره میگه اینطوری نگاهش نکنم دیوونم میشهقصدم همینهدکمه شلوار باز و یه لیس از روی‌ شورت دوباره نگاهم تو نگاهش گیر میکنه و با تکون دادن سرم موهام به دورم میریزه نیم خیز میشه و موهامو میکشه با دستام شورت و شلوارُ باهم پایین میکشماز حصار ازاد میشه و راست بهم خیرسهنوز موهام تو چنگشهدستمُ دورش حلقه میکنم و بالا پایینش میکنمسرمو فشار میده همونطور که بهش خیرم میبوسم و استارت کار شروع میشه،لیسش میزنم گرماش و داغیش حس خوبی بهم میدهکارمو خوب بلدم بازی رو خیلی وقته شروع کردممیک میزنم،عقب جلو اب دهنم اینقد لیزش میکنه که نیاز نیس سرمو تکون بدم فقط مَکِش دهنم اونو تکون میده برای دهنم کلفت و بزرگه ولی هدف لذته و اینکه تو چنگم باشهدست چپم کمک دست راستم میاد و مالشش رو شروع میکنه اینقدر موهام تو دستش کشیده که حس میکنم از پوست سرم داره جدا میشهصداش لرز داره میخواد ابش بیاد ولی وسط راه ولش میکنم و نگاهش میکنم لبخند میزنه دست راستم نبض زدنش رو از روی همون داغی و کلفتی حس میکنه و ازاین تماس وسط پای منم میخواد نبض بزنهمنو بالا میکشهمیبوسه لیس میزنه سنگینیش کم میشه وسط پام قرار گرفته رونام از مکش هاش کبود میشن میدونمنفسش و زبون داغش رعشه به تنم میندازه میخواد انتقام بگیره ولی من بازی رو بهتر بلدماینقد لیسش میزنه تا وقتی میخوام بیام و رو تختی از بس چنگ زدم پاره شدهنه محکمش اجازه نمیده من بیام و دست از کار کشیده…دوباره سنگینیش حس میشه،کیر داغش وسط پاهام ظاهر میشه بازیش گرفتهآه میکشم،جوووون گفتنش بدترم میکنهمیخواد برای ورودش التماس بشنوهصدای مغزم میگه اون باید التماس کنه سرشو میگیرم و کج میکنم و گوششو میمکم و لیس میزنمنقطه ضعفش روی بدنم میخزه کیرش روی رون هام تکون میخوره دره گوشش یه آه دیوونه کننده و یه ورود شاهانه_همینو میخواستی ، جونم دختر کوچولوم،ماهروی من،اه بکشکمرش و چنگ میزنمسرعتش اروم ولی عمیقهبالای بالام،نوک قلهلبامون تو هم گره میخوره و سرعتش میره بالا ترتندتر….لبای داغ،نفسای کشدارنبض وسط پاهام تند تند میزنه و با اخرین حرکتش ارضا میشمارامش… کمرشو ول میکنم ولی لباشو نهدوباره از سر‌میگیرههنوز لباش دهنمهمیلرزه و….مایع داغی حس میکنمتوم خالی کردههنوزم لبامون بهم گره خوردهدستاش به دستام ملحق میشه و محکم میگیرهبه خودم میامسیگار تو دستم خاموش…احساس میکنم وسط پاهام خیسهلبامو تر میکنمقلبم میگه چه اشکالی داره فقط ۲۰ سال بلند میشم تا به سمت قلعش راه بی افتممغزم اخطار میدهقلبم فرمونلب میزنم_تسلیم….نوشته نیکس

Date: آوریل 16, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *