توی باغ یک دوجنسه رو بکنی چه حالی میده

0 views
0%

توی باغ یک دوجنسه رو بکنی چه حالی میده

 

 

برای تفریح و ورزش هر هفته به کوه های شمال تهران میرفتم دربند،درکه،توچال پاتوق هر هفته ی من بود اون روز هم طبق معمول صبحانمو تو تجریش یکی از کافه هایی که بربری تازه و سرشیر و عسل میکسش بی نظیر بود با چای لاهیجانش زدم بر بدن و رهسپار طبیعت شدم کمی که از منطقه ی عمومی کوه فاصله گرفتم و به سمت قسمت خلوتی رفتم که فقط گاهی افراد ماجراجو میومدن اونجا و من اونجا پاتوقی برای خودم برای استراحت در سکوت ساخته بودم از دور متوجه ی یه گروه شدم نزدیکتر که رسیدن متوجه شدم توریست ادونچر هستن از این گروه های پسر دختر ماجراجو که شامل دوتا دختر و یک پسر بودن نزدیکم اومدن و از اونجایی که من چای آتشی و کلی شیرینی های مختلف داشتم توجهشون بهم جلب شد دوتا دخترا با هم صحبت میکردن انگار راجع به من اما نفهمیدم دقیقا چی براشون جالبه نزدیکم که رسیدن زیبایی در عین سادگیشون برای خیلی جذاب بود و یه جوری مانتو روسری تنشون بود که کاملا میشد حدس زد که خارجی هستن سلام کردم و ازشون دعوت کردم که بشینن کنارم تا با چایی ازشون پذیرایی کنم خودمو معرفی کردم ماهان هستم و در دانشگاه گرمسار الکترونیک برای کارشناسی میخونم اونا هم همینکارو کردن امانوئلا یه خانم تقریبا سی ساله با موی بلوند و پوست برنز شده و چشمای آبی و برونا یه دختر با پوست سفید و چشمای تیله ای رنگ و موهای خرمایی مانند و پسره که ژائیر بود و اون هم پسری با تیپ ساده و موهای خرمایی بود کمی از مسائل مختلف حرف زدیم نمیدونم چرا حس کردم انگار امانوئلا رو من کراش داره ژائیر و برونا مشغول عکاسی شدن و من و امانوئلا موندیم اما اشاره ای به دستم کرد و گفت تو واقعا اسلیو هستی؟نگاهی به دستبند و گردنبندم کردم در عرض یک ثانیه متوجه نگاه ها و صحبت های پنهانشون در مورد من شدم گردنبند و دستبند من نماد سلطه پذیر بی دی اس ام و فمدام بود این یعنی پسرهایی که از بردگی و حقارت برای خانمها لذت میبرن راستش اولا این نماد هارو مینداختم تا ارباب پیدا کنم اما بعد یه مدت میدیدم که یا هیچ خانمی متوجهش نمیشه یا چیزی بهم نمیگه برای همین دیگه به عنوان یه گردنبند و دستبند تزئینی ازشون استفاده میکردم خلاصه نگاهی به امانوئلا کردم و گفتم بله من حس بردگی رو دارم خیلی بدون پرده و رک بهم گفت من دلم میخواد تو برده ی من بشی تو دلت میخواد؟منم گفتم از خدامه بانو گفت من فول اسلیو میخوام پایه ای؟که گفتم بله ازم پرسید جایی داری بریم برای اینکه حسابی حالتو جا بیارم که با شرمندگی گفتم نه تنها یک خونه داریم و خانواده ام اونجا ساکنن یکم فکر کرد و گفت عیب نداره همینجا بهم خدمت کن گفتم آخه دوستاتون چی؟گفت اونا میدونن و خودشون هم برده های منن مشکلی ندارن تو کارتو بکن گفتم بله چشم متوجه شدم که چند ماهیه تهرانه و این مکان رو خوب بلده چون پدرش یه مدت برای ماموریت کاری به ایران اومده بوده و اونم بین بیست تا بیست و سه سالگیش ایران بوده خلاصه رفتیم در نقطه ی کوری از کوه که کسی نبود راستش یکم ترسیدم چون حتی اگه منو میکشتن تو کشور خودم کسی نبود ببینه گفت دستاتو بده من و دستامو به پشت بست گفت زانو بزن زانو زدم جلوش و یه سیلی محکم جوری که برق از سرم پرید زد تو صورتم سیلی بعدی رو هم روش زد صورتم شدید میسوخت چونمو گرفت و سرمو آورد بالا یه تف انداخت تو صورتم و گفت بخور قورت دادم دوباره زد تو صورتم شاید نزدیک ده دقیقه بهم سیلی میزد و فحشم میدم و تف میکرد تو صورتم گفتم سرورم لطفا رحم کنید جاش رو صورتم میمونه که لج کرد منو انداخت رو زمین و کفششو گذاشت رو صورتم و وایساد رو صورتم از صورتم اومد پایین به این ور اونور نگاه کرد و شلوارمو در آورد تخمامو با دستش فشار داد و با ناخن های تیزش روی لپ کونم میکشید و تخمامو فشار میداد درد شدیدی رو حس میکردم دوتا زد در کونم و تن تن با کف دستش در کونم میزد جوری که از درد میپیچیدم موهامو گرفت و گردنمو جوری میک میزد که اشکم در اومد و سه تا سیلی محکم تو صورتم زد و بعد منو خوابوند کف زمین شلوارشو درآورد یه کص ناز به کلی حلقه داشت نشست رو دهنم گفت دهنتو وا کن تا اومدم کص بخورم شاشید تو دهنم گفت حرومزاده تو لایق خوردن کصم نیستی تو فقط شاش و گهمو باید بخوری آروم میشاشید تا بتونم قورت بدم و از بالا نگام میکرد کونشو گذاشت رو دهنم اندام زیباش خودنمایی میکرد یه چس داد تو صورتم و گفت دهنتو باز کن تا باز کردم رید تو دهنم و گفت بخورش عن خور تن تن عنشو میجویدم نصف عنشم ریخت رو صورتم و از روم بلند شد و کونشو با دستمال پاک کرد و دستمالم کرد تو دهنم از روم بلند شد و بدون هیچ توجهی به من رفت سمت دوستاش و بلند بلند میخندیدن منم موندم چجوری عنارو پاک کنم از رو صورتم بوی خیلی بدی هم گرفته بودم لباسمو درآوردم و صورتمو تا جایی که جا داشت پاک کردم تو دوربین گوشی نگاه کردم بازم عن روم مونده بود رفتم آب پیدا کنم صورتمو بشورم تو راه چنتا دختر دیدم که فکر کردن من دیوونم و تن تن رفتن اونور خلاصه به هر بدبختی بود خودمو شستم و رفتم خونه بعد از اون دیگه سرورمو ندیدم چنباری هم تو اون تایم رفتم کوه اما نیومد که نیومد و خیلی دلم میخواد ببینمش.

Date: آوریل 8, 2019

One thought on “توی باغ یک دوجنسه رو بکنی چه حالی میده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *