جیغ بزن

1200
Share
Copy the link

بالاخره زمانش رسیده بود … بعد از 4 ماه دوستی عید شد روزایی که هر دو منتظرش بودیم … روزایی که می تونست از نبود پدر مامانش استفاده کنه و چند روز با هم باشیم …رو مبل نشسته بودم سیگارم رو می کشیدم و نگاهم به ساعت… 11 صبح پرواز خوانوادش می پره … انتظار پایان وجودم رو گرفته بود سیگار پشت سیگار با هر پیام تبریک عید روی گوشیم به سمت گوشی می پریدم اون نبود … یک سیگار دیگه … بالاخره گوشی زنگ خورد چشمای قهوه ایش پوست روشنش و چشمای معصومش زیر اسم پگاه روی صفحه ی گوشی نقش بسته بود ، کام آخر سیگارم رو گرفتم و جواب دادم سلام چطوری؟پگاه رفتن عزیزمیک لبخند گوشه ی لبم نقش بست حس فوق العاده ای داشتم 4 ماه انتظار ، حرف نمی زدم …پگاه نیما؟ الوومن پاشو حاظر شو دارم میامگوشی رو قبل اینکه حرفی بزنه قطع کردم سریع رفتم سمت اتاق ساکم رو برداشتم و سریع از در زدم بیرون توی راه پشت سر هم سیگار می کشیدم مسیری که 20 دقیقه بود برای من 1 ساعت گذشت …رسیدم سر کوچه گوشی رو برداشتممن رسیدم بیا پایینپگاه کجا می ریم؟ من فقط بیا پایینقطع کردمپیاده شدم تکیه دادم به ماشین یه نخ سیگار دیگه… دوم فروردین … نسیم بهاری .. سکوت … چشمام به در خونش گره خورده بود ، در باز شد ، خوشحال بودم بالاخره روزش رسید … 4 ماه تو ذهنم این روز رو ساخته بودم حالا وقت عملی کردنش بود …به سرعت اومد و سلام کرد و سوار شد من برام مهم نبود محل اوناست کسی می بینه یا نه اصلا دیگه چیزی برام مهم نبود نشستم تو ماشین و لبهای سرخ و کوچیکش رو بوسیدم…ماشین رو روشن کردم و راه افتادم پگاه حالم رو می پرسید صحبت می کرد و سعی می کرد عادی باشه ولی من فقط می خواستم یک سوال ازم بپرسه پایان صحبت هاش رو با یک کلمه جواب می دادم تا به اون سوال برسه …بالاخره پرسید ، کجا می ریم نیما؟یک لبخند بهش زدم داریم می ریم کردان باغ عزیزم یکم چشماش گرد شد از صحبت هامون تو این چهار ماه می دونست چی در انتظارشه ، یه لبخند بهش زدم و دستش رو محکم تو دستم گرفتم پگاه دیوونه می گفتی من وسایل بیارم خب هیچی نیاوردماصلا نمی شنیدم چی می گه گرمی دستاش رو تو دستام حس می کردم و فکر پگاه با تواماااامن عیب نداره لباس برات آوردم اونجا هم بقیه چیزا رو می گیریممی دونست هرچی بگه یه جوابی بهش می دم ، می دونست چقدر منتظر این روز بودم ، هیچ کودوم حرفی نمی زدیم …ایندفعه مثل برق گذشت و رسیدیمپیاده شدم در رو براش باز کردم اونم پیاده شد یه نگاه به سر تا پاش انداختم …واقعا انگار انتظارش رو نداشت تیپش خیلی عادی بود ساپورت مشکیش یه تاپ نارنجی و یه مانتو یقه باز و شال آبی همینکیلید رو دادم بهش گفتم برو داخل من ماشین رو بزارم پارکینگ وسایل رو از صندوق بیارم رفت داخل یکم وقت لازم داشت تا به خودش برسه …منم بعد از چند دقیقه ماشین رو پارک کردم وسایلم رو برداشتم و رفتم سمت خونههمه چی خوب بود چیزی که آرزوم بود جلوی چشمم بود …بلند صداش کردم پگاه کجاییبا صدای نازکش گفت بالام بشین میام خیلی سریع از پله ها رفتم بالا در اتاق رو باز کردم هنوز مانتوش تنش بود و داشت جلو آینه آرایشش رو غلیظتر می کردیه نگاه به من کرد گفت چته آروم گفتم بشین میام دیگه …منم یه نگاه بهش کردم رفتم پشت سرش واسادم کتم رو در آوردم انداختم رو تخت اون هم بی توجه به من داشت آرایش می کرد…رژش که تموم شد قبل اینکه بره سراغ ادامه تا رژ رو گذاشت رو میز از پشت دستاش رو گرفتم …پگاه نیما نکن وقت داریم که …چرخوندمش و یه چک زدم تو صورتش شوکه شده بود ، با چشمای معصومش نگام می کرد باورش نمی شد ، دست چپم رو گذاشتم رو گلوش چسبوندمش به میز دست راستم رو کردم تو ساپورتش خیره تو چشماش فقط شروع کردم مالوندن کسش ، قرمز شده بود فشار دستم رو گلوش خیلی زیاد بود ولی من برام مهم نبود …توی چشماش می شد دید که فکر نمی کرد چیزایی که تو حرفام بهش گفته بودم واقعیت داشته باشه ، فکر نمی کرد وقتی بهم گفته بود بدش نمیاد سکس خشن داشته باشه به اینجا برسه …دستم رو از گلوش برداشتم دو سه تا زدم تو صورتش دو دستی ساپورتش رو از جلوی کسش پاره کردم موهاش رو گرفتم تو مشتم لبام رو قفل لباش کردم و دوباره شروع کردم مالیدن کسش بعد از چند دقیقه تاپش رو زدم بالا سینه های 75 و گردش افتاد بیرون ، هیچوقت سوتین نمی بست ، عاشق همینش بودم …نوک سینه هاش رو می کشیدم و کسش رو می مالیدم ، صداش کم کم کل خونه رو برداشته بود بالاخره ارضا شد نمی تونست رو پاهاش واسه شل شده بودیه لبخند بهش زدم دستام رو گذاشتم رو شونش هولش دادم پایین پگاه یکم صبر کن عزیزمیه دونه دیگه زدم تو گوشش ، حرف نباشه جنده لاشی خانم یه نگاه به من کرد و گفت چشم دکمه ی شلوارم رو باز کرد و کیرم رو کشید بیرون یکم تف انداخت روش و شروع کرد مالیدن کیرمبدون معطلی مچ دستاش رو گرفتم و آوردم بالا سرش دستاش رو با یه دست روی میز قفل کردم ، دو سه تا چک روی صورتش که دیگه سرخ شده بود و کیرم رو تا خایه کردم تو دهنش شروع کردم تلمبه زدن ، چشمام رو بسته بودم ، لذت می بردم ، می دونستم شوکه شده ولی داره لذت می بره …تفش از کنار دهنش می ریخت رو تاپش و مانتوش هر از گاهی می زدم تو صورتش می گفتم بخور جنده لاشی خانم بخور توله سگ اونم به چشمای نازش خیره شده بود به من و تا جایی که می تونست با تلمبه های من همراهی می کرد …بعد از چند دقیقه کیرم رو کشیدم بیرون موهاش رو گرفتم کشیدمش بالا جلوم واساده بود …چند تا چک زدم به سینه هاش ، یه نگاه بش کردم گفتم می خوام جرت بدم جنده لاشی خانم … چیزی نمی گفت ، می دونست نباید حرف بزنه …ساپورتش رو در آوردم انداختم یه گوشه ، مانتوش رو در آوردم و بعد هم تاپش رو …کل این مدت فقط من رو نگاه می کردلعنتی می دونست چطوری دیوونم کنه …یه لب محکم ازش گرفتم و پرتش کردم رو تخت داشتم می رفتم سمتش که دستاش رو آورد پشت کمرش …دلش می خاست ببندمش …فوق العاده بود شالش رو از رو میز برداشتم و جفت دست هاش رو پشتش بستم کشیدمش لبه ی تخت پاهاش رو زمین جفت هم بود و بالا تنش روی تخت کیرم هنوز خیس بود یه دست به کسش کشیدمهنوز دختر بود ، نمی تونستم تا ابد باش باشم … نمی تونستم نابودش کنم ولی اون حرفی نمی زد راضی بود ، یکم با خودم کلنجار رفتم ولی بیخیال شدم یه چک زدم رو باسنش اعصابم بهم ریخته بود پیرهن و شلوارم رو در آوردم از تو جیب شلوارم پاکت سیگار رو انداختم رو تخت ، کمر بندم رو در آوردم و گرفتم دستمهمچنان کونش جلوی من بود تکون نمی خورد ، با پایان وجود با کمر بند گذاشتم روی باسن کوچیکش، جیغ کشیدسیگارم رو برداشتم گذاشتم گوشه ی لبمیکی دیگه با کمربند ….و باز هم صدای جیغنه می گفت نزن ، نه می گفت بزن ، فقط جیغ می کشید ، فوق العاده بود ، فوق العاده….سیگارم رو روشن کردم یک کام عمیق گرفتم و باز هم با کمربند محکم زدم رو باسنشزانوهاش خم می شد وقتی می زدم ولی بعد چند ثانیه دوباره میومد بالا، در نمی رفت ، می دونست باید چی کار کنه، دیگه از خود بی خود شده بودم … پشت سر هم با کمربند می زدم رو کمرش و باسنش و پشت سر هم با پایان وجود جیغ می کشید …سیگارم به آخراش رسیده بود …کمربندم رو انداختم دور گردنش و سفت بستم سیگار رو از گوشه ی لبم برداشتم یه تف انداختم رو کیرم و سوراخ اونقبلا بهم کون داده بود … تنگ نبود … می دونستم راحت میره توکام آخر سیگارم رو گرفتم کیرم رو گذاشتم رو سوراخ کونش یه دست به گودی کمرش کشیدم عرق سردش رو از رو تنش پاک کردم …آتیش سیگارم رو به سمت کمرش بردم…با یک فشار کیرم رو کردم تو کونش تا جایی که می رفتهم زمان سیگارم رو رو گودی کمرش خاموش کردم جیغ می کشید و دست و پا می زد شروع کردم تلمبه زدن می خواست خودش رو ازم جدا کنه فشار یه دفعه رفتن کیر بود یا سوختن از سیگار …معلوم نبود شاید هر دوولی بالاخره می خواست خودش رو جدا کنه و برای اولین بار همراهی نمی کرد …با دوتا دستام پهلوهاش رو گرفتم و می کوبیدمش به کیرمبا پایان وجود تو کونش تلمبه می زدم ، بعد از حدود 10 دقیقه آروم شده بود موهاش رو گرفتم سرش رو کشیدم عقب دولا شدم روش و در گوشش گفتم جنده لاشی ی کی هستی تو ، کیر کی داره پارت می کنه …پگاه با نفس نفس زدن اسمم رو می گفت و من لذت می بردم یکم که گذشت برش گردوندم رفتم تو اتاق بغل دوتا گیره لباس برداشتم و برگشتمچشمش به گیره ها افتاد ، می دونست قراره چی کار کنم با التماس بهم گفت نه نیما نه اون برای چت بود …بدون توجه رفتم سمتش یه نگاه بش کردم پاکت سیگارم رو برداشتم و هرچی توش سیگار مونده بود ریختم روش ، بهش گفتم حرف نزن توله سگ…. اگه نمی خوای زیر سیگاری باشی خفه شو، هیچی نگفتسینه ی راستش رو با دست گرفتم و فشار دادم نوک سینش برجسته بود و قهوه ای …گیره رو زدم نوک سینش ، یه آخ کوچیک گفت فکر می کرد دردش بیشتر باشه.. همین کار رو با سینه ی چپیش کردم … یه نفس راحت کشید ، کیرم رو گذاشتم دم سوراخش و کردم تو ، حدود 2 دقیقه همین طوری تلمبه زدم داشت لذت می برد ، الان وقتش بوددستم رو گذاشتم رو گیره ها بردم سر نوک سینش محلی که گیره ها رو وصل کرده بودم ، کیرم رو کشیدم عقب و یهو با پایان فشار کردم تا ته تو کونش همزمان سر گیره هارو با دوتا دستام با پایان وجود فشار دادمبلند ترین جیغ ممکن رو کشید…وحشی شده بودممحکم تلمبه می زدم و گیره رو فشار می دادمداد می زد بسههههههههه بسهههههههههبرام مهم نبود ، می دونست با کی دوست شده ، محکم تر تلمبه می زدم گیره ها رو می کشیدم و سینه های خوشگلش باهاش میومد بالا …بهترین لحظه های زندگیم رو داشتم سپری می کردم با کسی که به خاطر من برده ( ساب) شده بود …با پایان وجود تلمبه می زدم و جیغ می زدبا هر جیغش داد می زدم جیغ بزن جنده لاشی … جیغ بزن …با دوتا دستم گلوش رو گرفتم و فشار می دادم 3 4 تا تلمبه ی محکم زدم وقتش بود آبم بیاد ، کیرم رو کشیدم بیرون چشمم خورد به لیوان آب روی میز .. سریع رفتم برش داشتم آب کمی تهش بود ، ریختم رو کسش دوباره کیرم رو کردم تو کونش و تلمبه زدمبعد از یکی دو دقیقه آبم داشت میومد که کشیدم بیرون و همش رو ریختم تو لیوان …لیوان رو گذاشتم رو میز دولا شدم روش گیره هارو باز کردم از سینشنوک سینه هاش چروک شده بود خیلی سکسی بود و فوق العاده …یه لب ازش گرفتم اونم همراهی کرد ، ازش یکم فاصله گرفتم پگاه خیلی خری من یکم خندیدم ، برش گردوندم دستاش رو باز کردم ، پایان بدنش کبود شده بود …رفت جلو آینه از پشت بغلش کردم و گفتم برا همین بود که منتظر بودم چند روز با هم باشیم … تشنت نیس؟پگاه بدون اینکه حرفی بزنه لیوان آب کیرم رو برداشت و تا تهش رو سر کشید …داشتم عاشقش می شدم ولی نمی خواستم بشمبا خودم گفتم بعد از این چند روز تمومش می کنیم برنامه هم همین بود پس فکر اونجاهاش رو نکن ، همه چی به موقعیه دونه زدم در کونش گفتم تو کمد مایو اندازت هست بپوش بیا بریم تو آب …خودمم رفتم پایین یه هفته ی فوق العاده جلوم بود ولی آخرش رو می دونستم ….پایاننوشته MasterHardcore

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *