حساس

586
Share
Copy the link

اون شبِ مهمونی؛پسر داییم(بهنام) خیلی مست بود…همش بهم نزدیک میشد،همه خوب میدونستن قبلا با بهنام نامزد بودیم،امین(شوهرم) خیلی عصبانی بود،حق داشت،تو ماشین کلی کتک خوردم،وقتی رسیدیم خونه فهمیدم فاتحم خوندس،همش خواستم توضیح بدم مقصر من نبودم،هر کلمه ای ک بِ زبون میاوردم ی چک محکمی میخوردم،وقتی پرت شدم رو زمین موهامو کشیدوگفت میرم اون ح..زاد رو بکشم و رفت….حالم بد بود،دردام فراموشم شدب فکر این بودم ک با بهنام دعوا نکنن،آخه هر چی باشه پسرداییمِرو تخت نشسته بودم زارزار گریه زاری میکردمبعد از دو سه ساعت سروکلش پیدا شددر حدی مست بود ک ب درودیوار میخورد،پیرهنشو در اورد امد رو تخت بغلدستم نشست،دست کشید ب سینه هام،گفترفتم در خونشون،با هیجان نگاش کردم ادامه داد نترس داییت امد معذرت خواهی کرد و گفت اون مث دختر منه و بهنامم داداشش هست،دستشو کنار زدم گفتم خجالت نمیکشیچرا همچین کاری کردی؟دستشو کشید رو گونمآخ کبود شدهپاشدم رفتم سمت دستشویی،اون هم دنبالم امد و با ی حرکت از پشت باسنمو گرفتوفشار داد ب خودشبا ی دستش شکمم رو گرفت،با اون یکی دستش سینمو فشار داد،آهی کشیدمو گفتم نکن،خواستم خودمو از دستش آزاد کنم،در گوشم گفت بهنام بود میذاشتی بهت دست بزنه؟تو بغل من اذیت میشی اره؟ یهو هلش دادمچک محکمی بهش زدمانگار مستی از سرش پریدگفتملعنتی بهنام یا هیچ گه دیگه ای واسم مهم نیست،چرا نمیفهمی.. من فقط تو ر و دارمنزدیکش شدم مشت هایی ب سینش زدم تو واسم مهمیتو رو میخوام،لبامو آروم گذاشتم رو لباشتا میخواست لب بگیره،خودمو کشیدم عقب،بعد؛ باز دوباره لبامو گذاشتم رو لباش،محکم دستامو گرفتو کوبید ب دیوار،ازم لب گرفت منم سرمو تکون دادمکشید عقب،چند قدمی عقب رفت،نفس نفس میزدیم..وقتی تو چشاش نگاه کردم،نتونستم خودمو کنترل کنم پریدم بغلش،وحشیانه لب دادموگرفتمدوتا پام حلقه شده بود دور کمرش اون هم نشست رو تخت،‌در حالی ک لب میدادیم لختم کرد،شونمو بوسیدرسید ب سوتینم،جرش داد،پرتم کرد رو تخت،افتاد روم،دست زد ب کسم،خیس خیس بود،یهو کیرشوکرد توم گردنمو کبود میکرد،بعد من نشستم رو کیرش،موهام ریخته بود رو صورتش،خودمو بالا پایین میکردماه و ناله هام شروع شده بود،ک گفت دمر بخواب،خوابیدم فک نمیکردم بخواد کونم بذاره..کیرشو در اورد سمت سوراخ کونم فشار دادسعی کردم خودمو از زیرش بکشم بیرونفایده نداشت قشنگ سنگینیشو حس میکردم رو کمرمدست انداخت زیر شکمم خود ب خود چهار دستوپا شدم+حقته-وااای نه،امین،التماس میکنمنمیخوامنکنوای خشکه حداقل کرم…اره کرم..+خفه شوووهمش فشارش میداد ب سوراخ کونماحساس کردم سرش رفت توم ی جیغ ریز کشیدم،+بگو غلط کردم -نمیگم،مقصر من نبودم..باز فشارش داد -آااای اررره غلط کردم،وااای،درش بیار،دارم میسوزم،تو همین حالت شونمو گاز گرفت،دردم بیشتر شد،اشکام سرازیر شدنکیرش تا نصف تو کونم بود،منم همش التماس میکردمدیگه از حال داشتم میرفتم،شل شدمامین هم تا ته فشارش داد توم،با بیحالی جیغ کشیدم،آاااای،منو کشید عقب جوری ک کامل نشسته بودم رو کیرشقشنگ حسش میکردم،+بالا پایین کن-درد داررررم،+باشه خودم میکنمهمچین عقب جلو کرد ک گفتم گه خوردم بشین خودم بالا پایین میکنم،کیرشو در اوردنشست منم پاهامو حلقه کردم دور کمرش،کیرشو گذاشتم داخلم،وااای باز بزور کیرشو کردم توم(کیرش زیاد دراز نبود اما زیادی کلفت بود)بالا پایین کردم،لبام هم رو لباش بود ک همش گازشون میگرفتیهو امین جیغ کشید، حس اب داغی داخلم کردموقتی از رو کیرش پاشدم،از کونم اب خارج شد،لش شدم اون هم بعد پنج دقیقه امد بغلم سرشو گذاشت رو سینم،بازم باهاش قهر بودم،اما از دلم دراوردنوشته یاسمین

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *