حسرت

788
Share
Copy the link

سلام . این یه داستان کامل نیست خاطره ای است برای کمک گرفتن از دوستانی که اینجان . از یه سنی به بعد تغییرات درونی رو بیشتر حس میکنه که معمولا با میل بیشتر به خانم ها وخواب دیدن و جنب شدن متوجهش میشی حالا نیاز جنسیت خودشو نشون میده . اروم اروم متوجه میشی چیه چه جوری بهش جواب بدی . خود ارضایی با دیدن فیلم ها خوندن داستانا شهوتی عکس دیدنا . اما از اینم خسته میشی دنبال چیزای واقعی تر میری دید زدن خانومایی که تو کوچه بازارن اونایی که به قول ما معلومه که میخارن اما بازم چوابگو نیس . دنبال سکس واقعی میگردی اما نه جاشو داری نه آدمشو . اینجاست که گیرمیکنی . میری تو نخ این و اون . برای من دقیقا همچین اتفاقاتی افتاد میدونین بعد مدت ها خانم داییم نظرمنو جلب کرد طرز رفتاراش طرز نگاه کردناش همه شون یه جوری انگار که داشتن منو به سمتش دعوت میکردن . خانم داییم فوق العاده سکسیه البته به نظر من نه سینه هاش بزرگه نه کونش اما خیلی روفرمه . لبای به شدت خوردنی هم داره اما میدونین هیچوقت تا حالا جرئت نکردم جلوتر برم هم از ترسم از اینکه نکنه به خوانواده ام بگه هم اینکه خانم شوهر دار اونم عموی آدم درست نیست دیگه.ولی باز نیاز جنسیم و اون اندام رو فرم اجازه نمی دادن فکر رابطه بهش رو از ذهنم بیرون کنم و مدام ذهن منو به طرفش میکشوندن. تا اینکه چند روز پیش شام دعوت بودیم ما و عموهام. برا مادر پدرم کار پیش اومد رفتن من برادر کوچیکه و خواهر کوچیکم موندیم یکشون 13 یکیشون 9 ساله است. بعد شام قرارشد بریم تو پارک روبه رو خونه خاله ام میوه بخوریم (خونه خاله ام دعوت بودیم) که داییم گفت من خسته ام فردا باید برم سر کار میرم خونه .زن داییم با بچه هاش موندن رفتیم پارک تو پارک موقعی که بچه ها رفتن بازی یه چند موقعیت پیش اومد خودمو بهش زدم و دستشو گرفتم یه بارم دستشو مالوندم .گذشت تا موقع رفتن به خانم داییم گفتم بیاین من شمارو میرسونم تو راه یه چند باری دستمو دوباره بهش زدم به جز تو پارک و اون باری که دستشو مالوندم بقیه خیلی سریع اتفاق افتاد طول نمی کشید اما نه اخمی می کرد نه هیچی . خوب ادم وسوسه میشه دیگه. یه بارم عید امسال با یه فاصله پیش داییم بودم اومد نشست پیش داییم ومن خواستم برم اون ورتر گفت راحت باش بشین تو مثل پسرمی.ولی الان نمیدونم چه جور پیش برم؟ بگم ؟نگم؟ بی خیالش شم؟ با این حس شهوت چه کنم؟ اصلا هیچی به ذهنم نمیرسه . فقط حسرت دست زدن به اون بدن و یه سکس داغ باهاش مونده به دلم . بعضی وقتا هم که خیلی بهم فشار میاد با یه جلق حسمو سرکوب میکنم . اما باید یه کاری کرد. ولی چیکار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نوشته m.z

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *