حنا منشی رویایی

0 views
0%

سلام .من هادی هستم از تهران .این داستانی که مینویسم براتون کلا واقعی هست .من دفتر پخش دارم تو تهران …راستش از اولین رابطه ای دوستی که تو شهرمون با دوستم داشتم دیگه قول دادم سمت هیچ دختری نرم ولی یهو بعد 4 سال یکی دلمو برد …اسمش حنا بود .یه دختر خوش استیل واقعا و مهربون ..یه دختر ناز با موهای حنایی و رنگ چشم قهوه ای .با هیکلی خشکل و باور نکردنی .شاید باورتون نشه حنا یه دختره با حس و شیطون بود کسی که تو خواب ارضا میشد ..واقعا بی نظیر بود ..تا اون وقت هرگز فکر نمیکردم یه چنین کیسی بهم پا بده …باورتون بشه یا نشه از روزی که تو نخش رفتم تا مخشو بزنم همش 1 روز طول کشید …اونم شکست عشقی خورد ولی فوق العاده سکسی و شیطون بود و تک پر ناب ..اولین روز تو شرکتم کسی نبود درها بسته تو هوای سرد زمستون وای لب بغل چه حالی میده دستشو هی میمالید به کیرم ..از اونهایی بود ول نمیکرد ..هی برام شیطونی کرد منم از خود بیخود ..خلاصه بعد روزهای متوالیقبول کرد با هم سکس داشته باشیم وای دیگه شروع شد ..چه روزهایی با هم داشتیم …یادم نمیره …روزی 2 بار تو شرکت میکردمش ..همه رقمه پایه بود .خدایشدختر خوبی بود نه خاطر سکس واقعا با درک بود .یه روز گرمبا هم قهر بودیم ولی اون اومد تو اتاق استراحت منم دراز کشیده بودم یهو شیطون رفت تو جلدم .درها را قفل کردم رفتم کنارش انقدر خوردمش از لباش که حشری شد کیرمو میمالید وای داغ داغ بود .خیلی هوایی شدیمیهو تلفن شرکت صدا اومد منم لخت رفتم جواب دادم برگشتم تو اتاق وای نگو چی دیدم یهو دیدم لخت شده دراز کشیده میگه بیا منو بکن دارم دیوانه میشم .منم از همه جا بی خبر افتادم روش از پشت بگم اون عاشق کون بود از کون میکردم به اوج میرسید ….منم شروع کردم باورتون نمیشه هر چی فشار میدادم با اهای دیوانه کنندش منو بیشتر حشری میکرد ..دیگه اختیارم دست خودم نبود منو انداخت رو زمین خودش نشست رو من مثل حرفه ای ها شروع کرد بالا پایین ردن که دیدم داره لرز میکنه نگو ارضا شد منم یکمی مونده بود روش خراب کردم کلی حال میکرد .فکر کردم پایان شده شروع کردیم با هم دیگه ور رفتن تا اروم شیم ..من عین خیالم نبود که یهو گفت بیا دوباره ..وای پسر چی میشنیدم ..رفته بود برامعصاره گل سرخ گرفت تا هوسم نخوابه …بعد 10 قطره مخلوط نوشیدنی کرد داد من خوردم .منم شروع کردم به کردنش و هر چی بیشتر میکردمش بیشتر میخواست بکنم ….من جون نداشتم …تا غروب 4 بر ترکوندمش و خودم نا نداشتم …..هنوز هیچ کسی به خوبی اون ندیدم …خلاصه شرمنده اولین تایپ من ود …… نوشته‌ هادی

Date: نوامبر 25, 2018

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *