خیانت در کس امانت

1641
Share
Copy the link

آقا دوست دختر مردم رو نکنید که مث من کتک نخورید..نمیدونم با خوندن این خاطره کیرتون حرکت میکنه یا نه..چون نمی خوام در توصیه صحنه های سکسش توپوق کنم..همونجوری که اتفاق افتاده می نویسم..اردیبهشت امسال بود و بارانهای تگری بهاری تو شهر ما زیاد میاد..عصری تو خونه بودم و داشتم فوتبال میدیدم.. که گوشیم زنگ خورد..مهران بود.. سلام –کجایی..گفت زود بیا تنگه آبشار با ماشین گیر افتادم تو سیل کمک م کن.. منم لاندیور رو برداشتم و چند دقیقه ای رسیدم..دیدم پرایدش رفته تو آب و سیل از روی کاپوتش رد میشه..خودش و یه دختره هم اون طرف مث موش آب کشیده واستادن کنار…رفتم جلو چی شده… دست مو کشید برد کنار و گفت..سهیل دستم به دامنت… من این دوست دخترمو برده بودم آبشار از برگشت گیر کردم تو سیل..و ماشین گیر کرده..اینم مادر باش الان پیگیرش میشن.نگرانه.دست مو بگیر..گفتم باشه…سیم بکسل انداختم و پراید رو هر طور بود کشیدم بیرون..ولی چون وایر هاش خیس بود روشن نمیشد و ریپ میزد.. گفتم باید شمع ها رو باز کنی و یکی دو ساعتی واستی تا خشک بشه..وگرنه زنگ بزن یدکش که بیاد ببرت..من تو این شیب ها نمی تونم بکسل ت کنم.. گفت مشکل من نیست..این دختره خیلی نگرانه….پس دمت گرم اینو برسون خونه شون من یه خاکی تو سرم میریزم.. یه نگاه کردم..التماس و نگرانی رو از چشمای دختره میشد خوند .. دختری حوالی 20 ساله..خوشگل و مانکن و سفید که لپ هاش از سرمای آب گل انداخته بود.. و لباسای سفیدخیس ش چسپیده به بدنش و کل شیار و برامدگی و کس و سر سینه ش کامل معلوم بود..اسمش نازنین بود..منم فردین بازیم گل کرد که باشه میبرمش و سوار شدیم ..راه افتادیم.. تو راه همه ش نگران بود و می گفت که مهران چی میشه.. عجب کاری کردیم تو این هوا اومدیم بیرون…منم شیطونی م گل کرد.. گفتم.. این همه خونه خالی و جای بکر ..آخه چرا رفتین تو کوه و کمر تو این هوا.. ..خندید و گفت.. دیگه شما مردا ..چیز تون که راست میشه که زمان و مکان نمی فهمین..دو زاریم افتاد که نکنه پایه دادن باشه.. گفتم حالا تا چه مرحله ای رفتین؟…با خنده گفت حالا…. جرات کردم دستمو گذاشتم لای پاش و گفتم به اینجا هم دست زده…یدفعه هول شدو خودش رو جمع کرد..وا..آقا سهیل این چه حرفیه چه کاریه… وسعی داشت دستمو برداره که منم همینجور فشار میدادم که رسیدم به یه راه انحرافی و فرمون رو کج کردم تو راه…وچند دقیقه بعد واستادم پشت یه خاکریز و بهش گفتم ..ببین..فقط خودم و خودتیم.. یه حال به من بده… قول میدم اذیتت نکنم..زودم میرسونمت.. تریب انکار رو ناراحتی برداشت که نه این چه کاره..اصلا حرفشو نزن که لب مو گذاشتم رو لبش و اجازه ندادم ادامه بده با اون دستم هم سینه شو گرفتم تو دستم..هی سعی می کرد مانع بشه ..با دست دیگه شروع کردم کس شو مالیدن که دیگه کم کم آروم گرفت و نفس هاش تند تند شد و ناله ش شروع شد..دیگه خودش همراهی میکرد… مانتو و تاپی که زیرش بود رو درآوردم و بردمش صندلی عقب که کلی جا داره..و شلوارش رو درآوردم..مونده بود یه شرت زرد خیس که چاک کسش از روش کامل معلوم بود.. شرت رو درآوردم..چی میدیدم..یه کس سفید گوشتی خوش تراش با لب های صورتی که خوراک لیس بود… پا شو دادم بالا و یه لیس بلند براش زدم که بس سیلاب بهش خورده بود شور و بد مزه بود و همش رو تف کردم… گفتم.اه… این چی بود.. که خندید.. گفت..نوش جونت..کس حروم همین مزه میده…گفتم باشه الان مزه کیر حروم هم می چشی .. گفت تو رو خدا من دخترم …تعجب کردم و گفتم ای به خشکی شانس.. باشه هواسم هست… حسابی زده بود تو ذوقم..نه میشد بخورم براش..نه میشد بکنم تو کسش… یه چهار لیتری آب عقب داشتم آوردم و لب صندلی کسش رو گذاشتم و حسابی شستم.. داشت کیف میکرد…همینطور که میشستم یه مقدار آب کیر از کونش زد بیرون.. گفتم اینا چیه.. گفت ..آب مهرانه… نگو قبل من کون داده .وقتیکه تمیز شد.. دیگه آماده خوردن بود…یه لیس بلند و مک زدن چوچوله ش.. حسابی حشریش کرد.. سرمو گرفته بود لای پاش و فشار میداد و گفت…جووووون..بخورش…خاک تو سرت مهران… اون اصلا برام نمیخوره….حالت 69گرفتیم و اونم کیر منو گذاشت تو دهنش.. بسیار حرفه ای ساک می زد.. و از عمق وجودم داشت میکشید بیرون…. بعد گفتم حالت داگی بگیر میخوام بذارم کونت.. دمر کرد و کون گنده و سفیدش رو قلمبه کرد بیرون.. عاشق این صحنه بودم… چون از قبل کون داده بود.. کیرم به راحتی رفت تو کونش…چون آب مهران تو کونش بود لیز بود…البته یه کم آروم و باجیغ های یواش.. وقتی جا باز کرد شروع به تلمبه زدن کردم…. خم شدم سینه هاشو از پشت گرفتم و خودش هم داشت کیف میکرد.. یا موهای بلندش رو میگرفتم و عین اسب سوارا می کردمش…اصلا دلم نمیخواست آبم بیاد… همچین کون گوشتی سفیدی واقعا کردن داشت..اونم ساعت ها.. دیگه خسته شده بود.. التماس می کرد که بسه دیگه..بیارش..دیرم شده… که گفتم خفه شو..جنده..حواس منو پرت نکن.. و آبم با فشار خالی شد تو کونش. و بیحال افتادم روش… اونم بی حال شده بود…بعد چند دقیقه…خودشو تمیز کرد و لباساشو پوشید.. همینجور فحش میدادکه میدم مهران کونت رو پاره کنه…. گفتم اگه بهش بگی میگم خودت پا دادی و از این حرفا…تا شهر اصلا حرف نزد و ناراحت بود.. خلاصه رسوندمش سر کوچه شون.بیشعور بی ادب اصلا تشکر نکرد و در ماشین رو محکم بست و رفت… شب مهران اومد دم در.. زنگ زد اومدم بیرون.. نه سلام و نه علیک چسپوندم به دیوار.و دو تا مشت زد تو شکمم.کونده لاشی.. چرا کردیش.. من امانت دست تو سپردم… گفتم بی خیال مهران طرف جنده لاشی س..کونیه .. خودش پا داد.. یکم آروم شد و همینجور فحش میداد.. گفتم حالا بیا بریم بالا.. گفت خیلی پر رویی. و رفت..هنوز با مهران رفاقت مون ادامه داره.. و گاهی نازنین رو میبینم وهمیشه با یه لبخند گوشه لبش و یه انگشت بیلاخ به من میفهمونه… که آره.. یادم هست..توصیه اخلاقیدوست دختر مردم رو اگر بده بود یا نبود دراولین و بهترین فرصتی که گیرتون اومد بکنید.اگر چه بعدش کتک بخورید.. کتک بعدا فراموش میشه ولی لذت کردن کس و کون امانتی هیچوقت فراموش نمیشه. هر چی شد پای من..نوشته الکس مهمون

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *