دختر هم کلاسی

0 views
0%

سلام به همه بروبچ سایت داستان سکسی .منمسعود ستم قدم در حدود175-157وزن 69-70خیلی زیاد خوشکل نییستم ولی به شدت خوش پوش هستم.قضیه از اون روزی شروع شد که ترم اول بودم و عشق دانشگاه رفتن.یکی2 روز بود که برای تحویل مدارک رفته بودم که با یه دختر خوشکل و خوش هیکل که آب کیر آدمو سر پا میاورد رو به رو شدم و با خودم گفتم خدایا قیافه بچه خوشکلی که بهم ندادی حداقل یه کس بده.و رفتم سر یه صندلی در آزمایشگاه نشستم.دیدم با دوستاش اومد نشست روبه روم و شروع کرد با گوشی بازی کردن و واسه خودش حال میکرد.منم که گوشیم خیلی در پیتی بود.روم نشد بکشمش بیرون و پیش خودم کیر مالیدم به شانسم.و بعد اون ماجرا 2-3 روز همش اون شا کس جلو چشم بود.تا اینکه دیدم همکلاسیم و کم کم رابطه دوستانه برقرار کردیم و یه روز که خیلی حشری بودم گفتم بزار برم تو کارش.تو دانشگاه بود با دوستاش .رفتم سلام و اهوال پرسی و کشوندمش این ور و گفتم ولله مهنوش خانوم حقیقتشو بخواین بهتون علاقه مند شدم و دوست دارم بیشتر آشنا بشیم.و اولش قبول نکردو به اسرار من گفت روش فکر میکنه و شمارمو گرفت و رفت3هفته گذشت که من دیگه بیخیالش شده بودم و حتی تو کلاس هم محلش نمیزاشتم و خودمو میگرفتم که سر هفته سوم بود که یه ناشناس زنگید و بعد چند دیقه خودشو گرفتن خودشو معرفی کرد من گفتم ببخشید تاریخ انقضاع اون برگه که بهتون دادم تموم شده.شرمنده.و خندیدم کس کش یه دفعه گوشیو قطع کرد منم اس دادم گفتم تمدید شد چون شما خیلی گلی .بعد یه ساعت خایه مالی دوباره برگشت و کارمون به قرار گذاشتن تو جاهای خلوت دانشگاه کشیده بو و حراست خیلی شاکی بود.گفتم اینجوری نمیشه بریم کافی شاپ بعد یه مدت کافی شاپ هم تعتیل کردیم(0از بی پولی و کن گشادی)دختره دیگه بدجور عاشقم شده بود و همش دوست داشت داخل خونمونو ببینه.بابام اینا قرار شد برا ام آر آی مادرم برن کرمانشاه.منم فرستو قنیمت شمردم و و واسه یکشنبه صبح که کلاس داشتیم تو خونه باهاش قرار گذاشتم.شب قبل یکشنه گفت نمیاد و این حرفها خلاصه خر شد و اومد آخرش.صبح زود پدرم اینا رفتن و من موندم یه خونه خالی.رفتم بهش اس دادم و بیدارش کردم (مثل همیشه)و گفتم زودتر بیباد.ساعت حدودا 750 بود که اس داد در خونتونم باز کن و یه تک زد رو آیفون منم نپرسیدم کیه و باز کردم و دویدم پاییین و تعارفش کردم به داخل خونه و اومد داخل و در رو پشت سرش بستم و سریعا از پشت بغلش کردم یه چند لحضه همومنجوری نگهش داشتم و فشارش میدادم.و بعد گفت بسه بریم داخل یه چیزی بده بخورم.رفتیم داخل و بعد چندتا بوسه بشکنو کس خل بازی و خر چیز خوری.گفتممهرنوش جون میخوام کارتو بسازم و گفت ولم کن بیتربیت قول دادی دست بم نزنی.همینو گفت که مقنعهشو کشیدم از سرش و گیسشو گرفتم و گردن و لباشو خوردم و بعد مدتی خودشم همراهی میکرد.و کمک کم لختش کردم البته به اسرار و بالا تنشو یه ربع خوردم که 2بار ارضا شد.و بهزور پایینو هم لخت کردم و کسشو که خوردم شل شد و سرمو به کسش فشار میداد و حال میکرد.به حالت داگی استایل خوابوندمش و به زور و بدبختی با کرم کیرمو تو کو نش جا دادم و جیغش بلند شده بود . در دهنشو گرفتم و کم کم تلمبه زدم طوری که تو یک دیقه ابو تو کونش خالی کردم.بهم گفت سوختم آخ.و کشیدم بیرون یه آهی کشید که کل وجودمو لرزوند و بهم حال داد و بعد نیم ساعت دوباره از کون کردمش ولی15 دیقه طول کشید که آبم بیاد و همش آخ و اوخ میکرد. و بعد اومدن آبم رو کونش خالیش کردم . و باهم رفتیم حموم وو ساعت 11 با هم رفتیم دانشگاه.و رفت قضیه رو واسه دوست صمیمیش تعریف کرد. وبعد اون باهاش خیلی سکس داشتم البته فضولیش باعث شد که با یکی از دوستاش و خودش همزمان سکس کنم و اگه خواستین داستان اون سکس رو هم براتون میگم.ممنون از همه مدیران سایت گل شهوانینوشته مسعود

Date: نوامبر 25, 2018

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *