دلنوشته یه گاو

794
Share
Copy the link

یک جوان ۱۹ ساله که هنوز جواب کنکور امسالش نیومده و ۳تا درس از پیش دانشگاهی رو پاس نشده.هاج و واج توی این مملکت ترکیده که همه به لاشخور بودن و زرنگی خو گرفته بودند زندگی میکنه.اون منم، مهدی ، کسی که حالش از خودش بهم میخوره. حدود یک سالی هست که با سایت داستان سکسی آشنا شدم و وقتم رو پای خوندن یه مشت داستان کسشر که از تخیل یه جقی یا جلقی بیرون میاد حروم میکردم. منظورم همین داستان های سکس با محارم که این روزا خیلی هم باب شده.من فقط میخوندم و یه نیشخند به حال و روز نویسندگانشون میزدم اما بدون اینکه متوجه بشم روم تاثیر گذاشته بود.الان که به گذشتم نگاه میکنم یه بچه درسخون و پر جنب و جوش و پرحرف و پرویی بودم که دومی نداشتم ولی در طی همین یکی دو سال مشغول افراط در خودارضایی بودم یه جورایی شده بودم مخاطب همیشگی سایت های سکسی و به جز کون و کس چشمم هیچی رو نمیدید.داستان های سکس با محارم ناخودآگاه روم تاثیر گذاشته بود و داشتم به اندام خاله ام فکر میکردمرفته رفته زیر چشمام سیاه و کبود شد، بدنم ضعیف و نحیف شد، دیگه حال هیچی رو نداشتم، اون بچه درسخون الان باس تک پاس کنه و اون جنب و جوش شده بود یه گوشه نشین اتاقش و تحت تاثیر حس افسردگی و ناامیدی و نداشتن اعتماد به نفس.میدونید همیشه میگفتم اینا تقصیر این مملکته که منه جوون باس شهوتمو اینجور خالی کنم.دیگه بی حال روی تخت دراز کشیده بودم و به فکر خودارضایی بعدی توی زندگیم بودم.دیگه اعتماد به نفس نداشتم هر وقت خودما توی آیینه نگا میکردم یه چهره زشت جلوی خودم میدیدم و فکر میکردم بدبخت تر از من مگه وجود داره. یه حس افسردگی دائمی گرفته بودم که دیگه کم حرف ترین آدم توی مجلس من بودمدیگه زده بودم به سیم اخر و رفتم خونه خالم. داشتیم حرف های معمولی میزدیم ولی من همیشه یه تیکه سکسی مینداختم وسط و خالم هیچی نمیگفت منم که توی این داستان های کسشر ملجوق ها نگا کرده بودم فکر میکردم خالم هم تنش میخاره. اما بعد از ۲ماه که دیدم کثیف ترین حیوانات هم این کارو نمیکنند دیگه ولش کردمتو همین گوه دستو پا میزدم که دیگه تصمیم گرفتم به جز شهوت باید یه تغییر اساسی به زندگیم بدم که خواستم جق زدن رو ترک کنم که اهل دلاش میدونند که اگه بشه هیرویین رو ترک کرد ولی نمیشه خودارضایی افراطی رو ترک کرد.سر همین موضوع هم اعتماد به نفس من خیلی خیلی پایین میومد و افسردگی شدیدی گرفته بودم.خیلیا الان دست به کیرن و میخوان که نویسنده یه داستان سکسی تعریف کنه و اونا هم کف دستی رو شروع کنند. ولی خب من یه جوونی ام که زیر چشماش سیاه و افسرده و اتاق نشین شدم و هیچ وقت هیچ وقت نمیزارم عزیز ترین کسم بشینه پای داستان سکسی های این ملجوقات و توی خودارضایی افراط کنه که مثل من افسرده که اعتماد به نفسش زیر خط فقره بشهکاش میشد توی این مملکت کیری یه کاری کرد که جووناش اینجوری داغون نشن بهتون توصیه میکنم که داستان های کسشر تخیلی بعضیا رو دنبال نکنیدالانم که اینو دارم مینویسم به همین وضعیت دچارم و در طی این یکی دوسال زندگی من از این رو به اون رو شد.هیچ وقت توی هیچ چیز افراط نکنید…نوشته meti

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *