دوس پسره قبلیشو میکنه

3276
Share
Copy the link

سلام.میخوام یک جریان واقعی رو براتون تعریف کنم.۳۵سالمه ومجردم.یک

چندوقتی بود هوای کون دادن وکون کردن به سرم زده بود.میرفتم تو گروهای گی تلگرام وقصدم این بودکه اگه یک سن پایین پیدابشه بهش کون بدم واگرهم سن وسالهای خودم پیداشد دوطرفه حال کنیم.یکی دوماهی توگروها بودم وایقد ازکیروکونم عکس دادم ولی واقعی پیدانمیشد.یک شب تویک گروه بودم گفتم فاعل سن پایین میخام که هرشب بکنه منو ودیدم یکی زود تو پی ویم پیام دادومنم جوابشو دادم.گفت ۲۴سالشه وفیسش پسرونس.گفتم واقعی هستی گفت اره بخداوگفت منم باراولمه ومغازه دارم ومیخام یکی بیاد هرشب بکنمش.دیگه باهاش چت میکر
دم وگفتم باراولته بلدی خوب بکنی گفت چطورمنظورته ؟منم شروع کردم به توضیح دادن که باید کرم بگیری وسوراخموباکرم چرب کنی و قشنگ باانگشت بازی کنی تاسوراخم بازبشه بعدش سرکیرتو درسوراخم بمالی اخه من خیلی ازاین حرکت خوشم میاد وگفتم اروم اروم هی کیرتوفشاربده تاکلاهکش بره تو کونم وهمیجور اروم فشاربده که تاته بره بعدش یک کم توش نگه دار وبعدش اروم اروم شروع کنه به تلمبه زدن و هر چند دقیقه پوزیشین کردن رو عوض کن گاهی پاهاموبزار رو شونت وبکن وگاهی ازبغل یک پامو بالا بگیروبکن وگاهی بلندمیشیم من دستاموبه دیوار میگیرم بکن وگاهی من روکیرت میشینم وپایین بالا میکنم و بهش گفتم ایجور ادم به قدری حال میکنه که فکر میکنه رو ابر هستش همینطورکه داشتم براش میگفتم گفت لامصب چه قشنگ حرف میزنی منم هوس کردم که کون بدم وازجایی که گفت بی موهستم وخوشگلم گفتم خوب عیبی نداره تومنوبکن منم تورو میکنم گفت نه من دوست ندارم کسی که منوبکنه من اونوبکنم .دقیقا جریان برعکس شد وگفت من دوست دارم هرروز بیای منوبکنی به شرطی که همینجورکه گفتی انجام بدی وگفت فقط یک چیز کاش اول نمیگفتی من میدم وازاول میگفتی من میکنم والان ی جوری هستم.منم زود بهش گفتم من اول الکی گفتم بهت میدم وفقط خواستم حشریت کنم.گفت جدی میگی گفتم اره وشماره وادرسشو داد و من فردا عصری رفتم و اولش هردوتامون میترسیدیم اخه نمیشه به کسی اعتمادکرد.بالاخره بایک حالت ترس گونه که هردوتامون داشتیم باراول همودیدیم وترسمون ریخت ورفتم مغازش. بالکن مغازش فرش وپتو پهن بود وشب درمغازه روبستیم ورفتیم روبالکن لخت لخت شدیم واول بدنشو ایقددست کشیدم وسوراخشو باکرم چرب کردم وبراش مالیدم دیگه به اه وناله افتاده بود وانصافا کونش ازکون یک دخترکم نمیاوردنرم وبیمو ولرزون توانواع پوزیشینا کردمش وکونش زیر کیرم مثل ژله میلرزید واقعا هم حال میکردیم هردومون.ایقد بااحساس میکردمش که ابش میومدومنم تاصب سه بارابم اومدوخالی کردم توکونش.فکرمیکردم
فقط همین یکبارکه باهاش سکس کنم دیگه پشیمون میشه ازحرفش که هرروز بیا بکن منو.ولی دیدم شب بعدش بهم پیام دادبیا منتظرتم ودیگه رابطمون شروع شدو هرروز که نه ولی هفته ای دوسه بارمیرفتم ومیکردمش وکم کم رابطمون قویترشدومغازشو باهاش شریک شدم ویک اتاق هم اجاره کردیم والان نزدیک یکسال میشه ازاولین رابطمون وتقریبا همیشه وقت باهمیم وشب ازسرکارمیریم خونه وبغل هم میخوابیم وسکسمون هم به گرمی روز اول ادامه داره.هردومون به هم عادت کردیم وتک پر همیم.کونشم نسبت به اول خیلی باحالترشده چون ابمو توش میریزم وخیلی تپل تر وبرجسته ترشده.ازنظراخلاق ورفتارهم خیلی بامعرف
ته گاهی وقتا خجالت میکشم وبا خودم میگم دیگه رابطه جنسیمون رو تموم کنیم ولی هم شب کنارش دراز میکشم کیرم راست میشه وباز میکنمش.بعضی وقتا هم میگم اگه من نکنمش شایدبره یکی دیگه پیداکنه واونوقت هم به ابروی خودش لطمه میخوره هم من حسودیم میشه.دوشب قبل اخرین سکسمون بودو تاخیری خورده بودم وحدود یکساعت باانواع پوزیشینا کردمش وبعدهرسکس هم همدیگرو بغل میکنیم ومیخوابیم‌.نمیدونم چطوراین رابطه رو تموم کنم.هم یادکونش میفتم راست میکنم اخه لامصب هم خودش خوشگله وبیمو هم یک کونی داره که هرکس ببینه هوس میکنه که بکنتش.یکی دوبارهم بهش گفتم اگه دوست داری بیا توهم منو بکن گفت اصلا حرفشم نزن ومیگه کون من مال تویه وهرلحظه که خواستی بکن.

نوشته: رضا

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *