دو تا کوس جا افتاده کون و کوس همو میخورن

0 views
0%

دو تا کوس جا افتاده کون و کوس همو میخورن

 

 

سلام
سیاوش ۲۲ سالمه قیافم خوبه قدم ۱۸۳ وزنم ۷۰ کیلو
تو یه مغازه ای توی یکی از پاساژ های پاه خور شهر فروشندگی می کردم که برای رفیقم بود تا اینکه به دلیل کلاس های دانشگام دیگه نمی تونستم برم اونجا فروشندگی کنم مغازه رو به روییش که صاحبش استاد دانشگاه بود بهم پیشنهاد کار داد گفت من با کلاسات مشکلی ندارم بیا پیش من فروشندگی کن منم قبول کردم بعد چند روز دیدم یه فروشنده جدید به جا من اومده مغازه ای که من قبلا کار می کردم روز اول هیچ حرفی بین ما رد و بدل نشد تا اینکه روز دوم رفیقم اومد منم رفتم مغازش یکم حرف زدیم متوجه شدم دختره اهل دله ، روز سوم دیگه مستقیم با هلیا صحبت می کردم یکم از خودش گفت و اینا
اسمش هلیا بود ۱۸ سالش بود قدش ۱۷۰ میشد وزنشم حدود ۶۵ کیلو می شد قیافه معمولی داشت اما جذاب بود.
منم رفتم تو‌ مغازه رفیقم نشستم با هلیا حرف میزدم ولی حواسم به مغازه خودمم بود صبح بود پاساژ خلوت بود آروم دستمو گذاشتم رو‌ دستش که اونم منو همراهی کرد دستمو فشار داد کم کم دستم رسید به بازو هاش که نوازش می کردم از قیافش معلوم بود حشریه کم کم به شوخی سینه هاشو دست میزدم که دیگه عادی شده بود این کارا تحریک آمیز بین منو هلیا ، من دنبال یه مکان بودم هر چه زودتر هلیا ببرم بکنم ولی هر چی سعی کردم جور نشد تا اینکه یه روز
هلیا گفت: من تو خونه تنهام بابا و مامان اینام رفتن یه شهری که پدر بزرگ ایناش اونجا زندگی می کردن به هلیا گفتم منم میام خونتون اول یکم مقاومت کرد بعد از اصرار من قبول کرد قرار شد وقت استراحت ما که از ساعت ۱ تا ۳ بعد از ظهر بود من برم خونشون وقتی وارد خونه شدم
بغلم کرد از هم لب گرفتیم کیر من زیر شلوار داشت منفجر میشد اینو خوابوندم همچنان لبای هم دیگه رو می خوریم من دستام رفت رو سینه هاش که سایزش به ۷۵ می خورد و شروع کردم به مالیدن لبمو اومد رو گردنش دیگه هلیا حشری شده بود اما اجازه نمی داد دستم به کسش برسه همینجور که گردنشو می خوردم دستم از پشت کردم تو شلوارش شرت نپوشیده بود دستمو رسوندم به کسش ، کسش خیس بود دیگه شله شل شد منم شلوارشو در آوردم اوووف یه کس سفید بدون مو جلوم بود فقط مشکل پرده کسش بود یکم کسشو مالیدم هلیا ناله می کرد
– اههههه اوییییییی سیاوش کیرتو می خوام
منم کیرمو در آوردم گفتم ساک بزن که گفت من از این حرکت بدم میاد گفتم باشه رو کمر خوابوندمش زمین ، پاهاشو گذاشتم رو شونه هام آروم کیرمو‌ می مالیدم به کسش تا با آب کسش کیرم خیس بشه هلیا از شدت شهوت همش ناله می کرد
– اوووف سیاوش بکن توش دیگه اهههههه کسم کیرتو می خواد
ولی من حواسم بود که هلیا یه دختره ۱۸ ساله که پرده داره؛ یه بالش گذاشتم گفتم به شکم بخواب رو بالش که کون و‌کسش زد بیرون من کسشو‌ میمالیدم همزمان سوراخ انگشتو می کردم تو سوراخ کونش که دردش میومد ناله می کرد
– آخخ واییی آروم دیگهه
ولی شهوت باعث لذت بخش بودن این کار برای هلیا شده بود کیرمو گذاشتم رو سوراخش یه هل دادم‌ نرفت از بس تنگ‌ بود که صداش در اومد
– آخخخخخخخخخ آ ی ی ی ی ی ی ی ی
بالاخره یه کیر ۱۵ سانتی برای یه کون فابریک درد داره دوباره کیرمو‌ فشار دادم به زور سر کیرم رفت تو‌ کونش یه لحظه نفس هلیا بند اومد با صدای نازش ناله میکرد
– اخخخخخخ آی ی ی ی سیاوش تورو خدا آروم سیاوش تکون نده خیلی درد دارم
منم یه چند دقیقه مکث کردم تا کیرم جا باز کنه تو کونش بعد آروم آروم تا ته کردم توش اوووووف واقعا توش داغ بود
– فقط آروم اخخ دارم میسوزم
کم کم کیرمو‌ جلو عقب کردم یکم روان شد و ناله های هلیا حشری ترم می کرد با اون صدای نازش
– وااییی اخخخ پارم کردی سیاوش ، من سرعت بردم بالا و تلمبه میزدم که دردای هلیا به حال تبدیل شده بود می گفت اههه سیاوش تندترش کن اوووف جرم بده
منم دیگه به اوج شهوت رسیده بودم ابم ریختم توش گفت اوفففففففف چه داغههههه …
بعد یکم بغل هم خوابیدیم من رفتم خونه دوش گرفتم رفتم مغازه.
این داستان کاملا واقعی بود اسم ها مستعار بودند
اسم شهر یا اقوامی برده نشد تا سؤ تفاهمی پیش نیاد.

 

 

سلام
سیاوش ۲۲ سالمه قیافم خوبه قدم ۱۸۳ وزنم ۷۰ کیلو
تو یه مغازه ای توی یکی از پاساژ های پاه خور شهر فروشندگی می کردم که برای رفیقم بود تا اینکه به دلیل کلاس های دانشگام دیگه نمی تونستم برم اونجا فروشندگی کنم مغازه رو به روییش که صاحبش استاد دانشگاه بود بهم پیشنهاد کار داد گفت من با کلاسات مشکلی ندارم بیا پیش من فروشندگی کن منم قبول کردم بعد چند روز دیدم یه فروشنده جدید به جا من اومده مغازه ای که من قبلا کار می کردم روز اول هیچ حرفی بین ما رد و بدل نشد تا اینکه روز دوم رفیقم اومد منم رفتم مغازش یکم حرف زدیم متوجه شدم دختره اهل دله ، روز سوم دیگه مستقیم با هلیا صحبت می کردم یکم از خودش گفت و اینا
اسمش هلیا بود ۱۸ سالش بود قدش ۱۷۰ میشد وزنشم حدود ۶۵ کیلو می شد قیافه معمولی داشت اما جذاب بود.
منم رفتم تو‌ مغازه رفیقم نشستم با هلیا حرف میزدم ولی حواسم به مغازه خودمم بود صبح بود پاساژ خلوت بود آروم دستمو گذاشتم رو‌ دستش که اونم منو همراهی کرد دستمو فشار داد کم کم دستم رسید به بازو هاش که نوازش می کردم از قیافش معلوم بود حشریه کم کم به شوخی سینه هاشو دست میزدم که دیگه عادی شده بود این کارا تحریک آمیز بین منو هلیا ، من دنبال یه مکان بودم هر چه زودتر هلیا ببرم بکنم ولی هر چی سعی کردم جور نشد تا اینکه یه روز
هلیا گفت: من تو خونه تنهام بابا و مامان اینام رفتن یه شهری که پدر بزرگ ایناش اونجا زندگی می کردن به هلیا گفتم منم میام خونتون اول یکم مقاومت کرد بعد از اصرار من قبول کرد قرار شد وقت استراحت ما که از ساعت ۱ تا ۳ بعد از ظهر بود من برم خونشون وقتی وارد خونه شدم
بغلم کرد از هم لب گرفتیم کیر من زیر شلوار داشت منفجر میشد اینو خوابوندم همچنان لبای هم دیگه رو می خوریم من دستام رفت رو سینه هاش که سایزش به ۷۵ می خورد و شروع کردم به مالیدن لبمو اومد رو گردنش دیگه هلیا حشری شده بود اما اجازه نمی داد دستم به کسش برسه همینجور که گردنشو می خوردم دستم از پشت کردم تو شلوارش شرت نپوشیده بود دستمو رسوندم به کسش ، کسش خیس بود دیگه شله شل شد منم شلوارشو در آوردم اوووف یه کس سفید بدون مو جلوم بود فقط مشکل پرده کسش بود یکم کسشو مالیدم هلیا ناله می کرد
– اههههه اوییییییی سیاوش کیرتو می خوام
منم کیرمو در آوردم گفتم ساک بزن که گفت من از این حرکت بدم میاد گفتم باشه رو کمر خوابوندمش زمین ، پاهاشو گذاشتم رو شونه هام آروم کیرمو‌ می مالیدم به کسش تا با آب کسش کیرم خیس بشه هلیا از شدت شهوت همش ناله می کرد
– اوووف سیاوش بکن توش دیگه اهههههه کسم کیرتو می خواد
ولی من حواسم بود که هلیا یه دختره ۱۸ ساله که پرده داره؛ یه بالش گذاشتم گفتم به شکم بخواب رو بالش که کون و‌کسش زد بیرون من کسشو‌ میمالیدم همزمان سوراخ انگشتو می کردم تو سوراخ کونش که دردش میومد ناله می کرد
– آخخ واییی آروم دیگهه
ولی شهوت باعث لذت بخش بودن این کار برای هلیا شده بود کیرمو گذاشتم رو سوراخش یه هل دادم‌ نرفت از بس تنگ‌ بود که صداش در اومد
– آخخخخخخخخخ آ ی ی ی ی ی ی ی ی
بالاخره یه کیر ۱۵ سانتی برای یه کون فابریک درد داره دوباره کیرمو‌ فشار دادم به زور سر کیرم رفت تو‌ کونش یه لحظه نفس هلیا بند اومد با صدای نازش ناله میکرد
– اخخخخخخ آی ی ی ی سیاوش تورو خدا آروم سیاوش تکون نده خیلی درد دارم
منم یه چند دقیقه مکث کردم تا کیرم جا باز کنه تو کونش بعد آروم آروم تا ته کردم توش اوووووف واقعا توش داغ بود
– فقط آروم اخخ دارم میسوزم
کم کم کیرمو‌ جلو عقب کردم یکم روان شد و ناله های هلیا حشری ترم می کرد با اون صدای نازش
– وااییی اخخخ پارم کردی سیاوش ، من سرعت بردم بالا و تلمبه میزدم که دردای هلیا به حال تبدیل شده بود می گفت اههه سیاوش تندترش کن اوووف جرم بده
منم دیگه به اوج شهوت رسیده بودم ابم ریختم توش گفت اوفففففففف چه داغههههه …
بعد یکم بغل هم خوابیدیم من رفتم خونه دوش گرفتم رفتم مغازه.
این داستان کاملا واقعی بود اسم ها مستعار بودند
اسم شهر یا اقوامی برده نشد تا سؤ تفاهمی پیش نیاد.

 

 

 

سلام
سیاوش ۲۲ سالمه قیافم خوبه قدم ۱۸۳ وزنم ۷۰ کیلو
تو یه مغازه ای توی یکی از پاساژ های پاه خور شهر فروشندگی می کردم که برای رفیقم بود تا اینکه به دلیل کلاس های دانشگام دیگه نمی تونستم برم اونجا فروشندگی کنم مغازه رو به روییش که صاحبش استاد دانشگاه بود بهم پیشنهاد کار داد گفت من با کلاسات مشکلی ندارم بیا پیش من فروشندگی کن منم قبول کردم بعد چند روز دیدم یه فروشنده جدید به جا من اومده مغازه ای که من قبلا کار می کردم روز اول هیچ حرفی بین ما رد و بدل نشد تا اینکه روز دوم رفیقم اومد منم رفتم مغازش یکم حرف زدیم متوجه شدم دختره اهل دله ، روز سوم دیگه مستقیم با هلیا صحبت می کردم یکم از خودش گفت و اینا
اسمش هلیا بود ۱۸ سالش بود قدش ۱۷۰ میشد وزنشم حدود ۶۵ کیلو می شد قیافه معمولی داشت اما جذاب بود.
منم رفتم تو‌ مغازه رفیقم نشستم با هلیا حرف میزدم ولی حواسم به مغازه خودمم بود صبح بود پاساژ خلوت بود آروم دستمو گذاشتم رو‌ دستش که اونم منو همراهی کرد دستمو فشار داد کم کم دستم رسید به بازو هاش که نوازش می کردم از قیافش معلوم بود حشریه کم کم به شوخی سینه هاشو دست میزدم که دیگه عادی شده بود این کارا تحریک آمیز بین منو هلیا ، من دنبال یه مکان بودم هر چه زودتر هلیا ببرم بکنم ولی هر چی سعی کردم جور نشد تا اینکه یه روز
هلیا گفت: من تو خونه تنهام بابا و مامان اینام رفتن یه شهری که پدر بزرگ ایناش اونجا زندگی می کردن به هلیا گفتم منم میام خونتون اول یکم مقاومت کرد بعد از اصرار من قبول کرد قرار شد وقت استراحت ما که از ساعت ۱ تا ۳ بعد از ظهر بود من برم خونشون وقتی وارد خونه شدم
بغلم کرد از هم لب گرفتیم کیر من زیر شلوار داشت منفجر میشد اینو خوابوندم همچنان لبای هم دیگه رو می خوریم من دستام رفت رو سینه هاش که سایزش به ۷۵ می خورد و شروع کردم به مالیدن لبمو اومد رو گردنش دیگه هلیا حشری شده بود اما اجازه نمی داد دستم به کسش برسه همینجور که گردنشو می خوردم دستم از پشت کردم تو شلوارش شرت نپوشیده بود دستمو رسوندم به کسش ، کسش خیس بود دیگه شله شل شد منم شلوارشو در آوردم اوووف یه کس سفید بدون مو جلوم بود فقط مشکل پرده کسش بود یکم کسشو مالیدم هلیا ناله می کرد
– اههههه اوییییییی سیاوش کیرتو می خوام
منم کیرمو در آوردم گفتم ساک بزن که گفت من از این حرکت بدم میاد گفتم باشه رو کمر خوابوندمش زمین ، پاهاشو گذاشتم رو شونه هام آروم کیرمو‌ می مالیدم به کسش تا با آب کسش کیرم خیس بشه هلیا از شدت شهوت همش ناله می کرد
– اوووف سیاوش بکن توش دیگه اهههههه کسم کیرتو می خواد
ولی من حواسم بود که هلیا یه دختره ۱۸ ساله که پرده داره؛ یه بالش گذاشتم گفتم به شکم بخواب رو بالش که کون و‌کسش زد بیرون من کسشو‌ میمالیدم همزمان سوراخ انگشتو می کردم تو سوراخ کونش که دردش میومد ناله می کرد
– آخخ واییی آروم دیگهه
ولی شهوت باعث لذت بخش بودن این کار برای هلیا شده بود کیرمو گذاشتم رو سوراخش یه هل دادم‌ نرفت از بس تنگ‌ بود که صداش در اومد
– آخخخخخخخخخ آ ی ی ی ی ی ی ی ی
بالاخره یه کیر ۱۵ سانتی برای یه کون فابریک درد داره دوباره کیرمو‌ فشار دادم به زور سر کیرم رفت تو‌ کونش یه لحظه نفس هلیا بند اومد با صدای نازش ناله میکرد
– اخخخخخخ آی ی ی ی سیاوش تورو خدا آروم سیاوش تکون نده خیلی درد دارم
منم یه چند دقیقه مکث کردم تا کیرم جا باز کنه تو کونش بعد آروم آروم تا ته کردم توش اوووووف واقعا توش داغ بود
– فقط آروم اخخ دارم میسوزم
کم کم کیرمو‌ جلو عقب کردم یکم روان شد و ناله های هلیا حشری ترم می کرد با اون صدای نازش
– وااییی اخخخ پارم کردی سیاوش ، من سرعت بردم بالا و تلمبه میزدم که دردای هلیا به حال تبدیل شده بود می گفت اههه سیاوش تندترش کن اوووف جرم بده
منم دیگه به اوج شهوت رسیده بودم ابم ریختم توش گفت اوفففففففف چه داغههههه …
بعد یکم بغل هم خوابیدیم من رفتم خونه دوش گرفتم رفتم مغازه.
این داستان کاملا واقعی بود اسم ها مستعار بودند
اسم شهر یا اقوامی برده نشد تا سؤ تفاهمی پیش نیاد.

Date: می 2, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *