دانلود

دو خترا ی لز انگشت تو کون هم میکنن

0 views
0%

دو خترا ی لز انگشت تو کون هم میکنن

اروتیک
از توی حموم داد میزد بابا یه حوله بهم بده یخ کردم
منم داشتم میگشتم و غر میزدم که: اخه من حوله از کجا بیارم کسی نمیاد اینجا..بیادم شکل تو نمیاد ..
خلاصه یدونه حوله کوچیک مسافرتی پیدا کردم دادم بهش
اومدم برم که کلشو اورد بیرون
گفت :یچی داری بپوشم؟!
با حرص گفتم پس تو چی اوردی با خودت؟ چه مسافرتی اومدی؟ من الان چی به تو نره خر بدم؟
رفتم دوباره تو اتاقم گشتم یه شلوار بلند داشتم برای خودم گشاد بود اوردمش بیرون با یکی از پیرن گشادایی که مثل مانتو بود و بیرون میپوشیدم ..
دادم بهش گفتم :
چی میخوری از بیرون بگیرم برنجی یا فست فود؟
بذار بیام بیرون میگم..
من رفتم تو اتاق که راحت بیاد بیرون لباس عوض کنه
چند دقیقه بعد گفت بیا مریم پوشیدم..
رفتم بیرون اولش نگاش میکردم نمیدونستم چی بگم
یهو زدم زیر خنده شلوار جذب، همه چیش معلوم بود
پیرن براش خوب بود اما با شلواره خیلی مسخره بود ..
دوساعت داشتم میخندیدم و نمیتونستم جلو خودمو بگیرم!
آخر با دلخوری گفت:
بابا نخند دیگه همه ی لباسامو شستم گذاشتم خشک شه..
رفتم تو آشپزخونه براش چایی بریزم/ گفتم:
چیشده؟اینورا؟
+دیروز صبح از خونه زدم بیرون تا شب دنبال فروختن ماشین بودم! مشتری بودا زیادم بود ولی همشهریاتو میشناسی که رو همه چی ایراد الکی میذارن که مفت بخرنش و راحت بدستش بیارن ..
چایی و دادم دستش و
نشستم رو به روش که ادامه بده
+خلاصه سرتو درد نیارم دیدم اینجوریه کله کردم سمت تهران زنگ زدم خونه گفتم اینو من اونجا به قیمت درست میفروشمش ،مامان گفت شب کجا میری پس گفتم پیش تو خیالش راحت شد …
مستقیم تو چشماش نگاه کردم با حالت تمسخر گفتم:
عه؟ مطمئنی خیالش راحت شد؟ نگفت نیایی اینجا؟ داد و بیداد راه ننداخت؟
کاملا فهمید منظورم چیه سرشو انداخت پایین هیچی نگفت ..
•همین عمه خانم یکی از اونایی بود که پدرمو دراورده بود از ۱۵.۱۶ سالگی کاغذ خراب بودن زد به پیشونی ما که این اینجوری لباس میپوشه پسرا نگاش کنن تو تنهایی دستمالیش کنن… دانشگا میرفتم میگفت ببین اینجوری میرن دانشگا اخه؟ معلوم نیس کجا میره … نامزدیم بهم خورد میگفت دیدید خرابه پسره نخواستش…
اومدم تهران پشتم همه جا میگفت خرابه میده پول میگیره اینجا نمیتونست اینکارو کنه رفت تهران!
داداش ساده ی خر منم کمکش کرد !
من که نمیبخشمش چقدر بخاطرش حرف شنیدم ،کتک خوردم و با انگشت نشون داده شدم .. حالا همینا بخاطر چی بود ؟ چون مثل دخترای بدبخت تو سری خورش نبودم اون به کنار میدونست من و مجید از هم خوشمون میاد و محمدم از من خوشش میاد میترسید پسراش بیوفتن به جون هم من و بده میکرد..
سکوت سنگین و شکستم گفتم خب چی میخوری بگم بیارن؟
+والا فرق نداره مهمون خر صاحب خونس
تو بیشتر شکل گاوی تا خر (خندیدیم)
زنگ زدم پیتزا بیارن و تا تایم اوردن پیتزا
از هر دری حرف زدیم و خندیدیم..
رفتم پیتزا رو گرفتم اوردم سفره انداختم داشت تو اتاق با موبایلش حرف میزد نشستم نوشابه ریختم و یکم ازش خوردم که اومد.
گفت به به دستت درد نکنه
اومد بشینه خشتک شلوارش جر خورد کیر و خایش افتاد بیرون ….
نتونستم جلو خودمو بگیرم نوشابه از دهنم پاچید بیرون
انقدر خندیدم نفسم بند اومد …
بنده خدا با دستش گرفته بود جلوشو قرمز شده بود…
بلند شدم رفتم تو دستشویی یکم به خودم مسلط شم
اب زدم به صورتم تونستم یکم اروم شم بعد پیش خودم گفتم عجب گنده بود …
•من ندید بدید نبودم اونجور که عمه خانم میگفت از سن ۱۵ .۱۶ سالگی نه ولی از سن ۲۵ سالگی چند باری با نامزدم و دوست پسرم سکس داشتم و چون هیچ اعتقادی به پرده نداشتم و به نظرم کسایی که از پشت میدادن بدبخت بودن خیلی راحت سکس میکردم … راضی بودم و هستم هیچ ترسیم از قضاوت شدن ندارم ،زن و مرد هم جفتشون به یه انداره نیاز دارن.
اومدم بیرون دیدم مجید داره لباس میپوشه بره
-دیوانه کجا میری؟ اتفاقه دیگه پیش میاد ببخشید تقصیر من بود نباید اون لباس و بهت میدادم
حس کردم خرس گنده بغضش گرفته
-مجید بیخیال توروخدا!!
بذار یچی دیگ بت بدم نرو ناراحت میشم
ساکت وایستاده بود
رفتم براش یه پتو مسافرتی اوردم بستم دورش دستشو گرفتم نشوندمش سر سفره…
-چه خبر ؟
+هیچی
به غذاش نگاه میکرد نمیخورد
یه تیکه برداشتم گرفتم جلو دهنش
-بچه ای مگه تو؟بخور دیگه ممکن بود برا من بیوفته
خواهش میکنم بیخیال فراموش کن..
آروم آروم شروع کرد غذا خوردن
شام تموم شد نشستیم به چایی خوردن
-از عرفان خبر داری؟
جا خورد
(عرفان نامزدم بود خیلی بچه خوبی بود نامزدیمونم به دلایل خیلی شخصی جفتمون توافقی بهم زدیم..)
+نه زیاد چطور مگ؟
-هیچی همینجوری گفتم ببینم دنبال کاراش بود بره رفت یا نه
خب دیگه مجید من برم بخوابم جای تورم میندازم اینجا صبح جفتمون کلی کار داریم
رفتم براش پتو بالش بیارم دیدم پیرنشو دراورده
•مجید از بچگی برای من خیلی جذاب بود دو سه بارم کرم ریخته بودم که بیاد بهم بگه دوسم داره اخه همه میدونستن بهم احساس داره ولی برعکس داداش نچسبش که مدام به من میگفت تو مال منی و حال من و بهم میزد خودش خیلی
رعایت میکرد
یکم نگاش کردم احساس کردم کسم خیس شده.
+چت شده؟
-هیچی یه لحظه سرم گیج رفت
دادم بهش رفتم تو اتاق
خوابیدم تو تختم از جلو چشمم نمیرفت کیرش و بدنش
دست کشیدم رو سینه هام و بردم تو کسم لاشو باز کرم چوچولمو میمالیدم یکم اینکارو کردم بعد چون به خودم قول داده بودم ترک کنم دستم اوردم بیرون بلند شدم برم اب بخورم اروم شم.
لای در و باز کردم دیدم به به!
اقا مجیدم داره جلق میزنه
چه کیری داشت اب از لب و لوچم راه افتاده بود من خیلی داغ بودم ..مخصوصا که مدتها بود سکس نکرده بودم،
خوش فرم، کلفت تو اون دستای جذابش گرفته بود میمالید و با اون صدای مردونش خیلی اروم ناله میکرد ..
•پسرا فکر میکنن دخترا یخن یا بی احساسن یا باید حتما دست مالی شن تا حشری بشن..بخدا هرکی جای من این صحنه رو میداد اب از کسش راه میوفتاد … مجید واقعا پسر جذابیه..
خلاصه داشتم میگفتم خدایا چیکار کنم برم جلو نرم …برم کار خودمو بکنم… پس فردا عمم بفهمه واویلا .. ولی نه مجید اینکاره نیس .. شاید محمد بود اره..بابا مجیده ها اصلا اهلش نیس …
اخر گفتم بذار یه کرمی بریزم ببینم چیکار میکنه…
در و بستم دوباره باز کردم حالا این در مسخره همیشه سر صدا میکرد اینبار انگار ۶کیلو روغن مالیده بود بهش دوباره در و بستم باز کردم اینبار صدا داد دیدم هول شد سریع رفت زیر پتو…
اومدم رفتم تو اشپزخونه دیدم
چشماش گشاد شده داره نفس نفس میزنه..
-عه نخوابیدی؟ چیشده؟
+نه خوابم نبرد..
رفتم اب خوردم اومدم نشستم کنارش گفتم:
منم خوابم نمیبره
تیشرتم استین کوتاه و گشاد بود ولی یقش باز بود همیشه موقع خواب میپوشیدمش یکم دقت میکرد کامل سینه هام معلوم بود ..
بلند شد نشست
دیدم داره دید میزنه بدنمو!
-از عمه چه خبر ؟
انگار نشنید اصلا
دیدم دوباره راست کرده پتو روش بود ولی معلوم بود
کاملا ،به کیرش نگاه کردم
-چته؟ جنبه نداریا..
خجالت کشید
-نکش بابا خجالت نکش عادیه
+ تو هنوز عرفان و دوست داری؟
– این سواله اخه؟ مهمه برات؟
+هست که میپرسم
-چرا انوقت؟ چی بهت میرسه؟
صداش خشن شد
+جوابمو بده
تو چشماش نگاه کردم
-نمیگم شخصیه
دوتا شونه هامو گرفت داشت لای دستاش له میکرد
تقریبا داد زد
بگو.
-چت شده؟ چرا باید بدونی
+چون من میخوامت
جفتمون خشک شدیم
بعدم لباشو چسبوند رو لبام
(عین این فیلم عاشقانه ها که متنفرم)
•واقعا این مجید بود؟ چش شده بود
اصلا یکی دیگه شده بود ولی منم بدم نمیومد هم ازش خوشم میومد هم جذاب بود هم من حشری بودم ولی نمیتونستم راحت وا بدم..
کشیدم کنار با عصبانیت گفتم
چیکار میکنی؟
-همون کاری که همیشه دلم میخواسته
منو خوابوند رو زمین اومد روم کل وزنشو انداخت روم
(اخ چقدر خوب بود)
لبام و گردنمو میخورد، منم تکون میخوردم که مثلا نمیخوام
وحشی شده بود حسابی.
دست کرد تو یقم سینمو گرفت تو دستش دیگه واقعا تسلیم شدم..لباسمو داد بالا نوک سینه هامو با ولع میخورد منم اه و ناله میکردم با صدای بلند ..
از سینه تا زیر شکممو لیسید …
شلوارمو که دراورد از بغل شورتم مثل یه سگ کسمو لیس میزد ناله هام دیگه جیغ شده بود
سرشو فشار میدادم رو کسم اونم بیشتر لیس میزد و چوچولمو گرفته بود لای لباش داشتم میمردم…
طاقت نیوردم پاشدم دست گذاشتم رو سینش فشار دادم، خوابوندمش، کیرشو گرفتم دستم سرشو لیس میزدم بعد اب دهنمو جمع کردم کیرشو کردم تو دهنم تند تند سرمو عقب جلو میکردم تخماشو گرفتم تو دهنم وکیرشو گرفتم دستم تکون میدادم..
بعد بلند شدم شورتمو دراوردم رو مبل نشستم پاهامو باز کردم اونم اومد سر گنده ی کیرشو میمالید به چوچولم داشتم میمردم اخر داد زدم بکن توششش..
انگار منتظر بود ببینه باید چیکار کنه..
فرو کرد تو تا دسته…درد داشتم چون مدت زیادی بود کیر نرفته بود توش…
اروم اروم تلمبه میزد تازه یادم افتاد کیر چه حالی داره که داد زدم سریع باش .. اونم شروع کرد تند تند و محکم تلمبه میزد تخماش میخورد به کونم …صداش تو اتاق پخش شده بود،جفتمون خیس عرق بودیم.. دراوردش اورد و برم گردوند از پشت کرد تو کسم دست گذاشت رو شونه هام محکم میزد
(خیلی حرفه ای بود ،شک ندارم بالای ده بار دختر کرده بود اصلا ناشی بازی درنمیورد)
سه بار ارضا شدم دیگه واقعا از نفس افتاده بودم بیشتر از ۷دقیقه داشت میکرد
یهو تلمبشو اروم کرد و کشید بیرون کیرشو گرفت تو دستش میمالید
منم همونجوری افتادم رو مبل …
ابشو ریخت تو دستمال
بلند شدم یه قرص خوردم چون من هیچوقت بدن کاندوم سکس نکرده بودم و میترسیدم، فوبیای زندگیم بود درواقع.
شب و کنار هم خوابیدیم صبحشم رفت و شبم زنگ زد تشکر کرد گفت داره برمیگرده.
یک هفته بعد بهم گفت باهم بریم تو رابطه ولی من اصلا حوصله عمم و بازیاشو نداشتم و بهش گفتم امیدوارم اتفاق بینمون یه راز بمونه ولی من و تو نمیتونیم باهم باشیم خیلی اصرار میکرد یه چند وقتی تا آخر دید ناز نیست و جدیم که بیخیال شد..

Date: December 8, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *