دید زدن کس خاله

0 views
0%

ای کاش و ای کاش پایان کسانی که داستان هایی که دروغن و فقط برای اینکه خودشونو با خیال سکس با اونها راضی کنن رو نمی نوشتند به جای اون داستان بودن با اونها رو می نوشتند.این داستان، داستان زندگی چند ساله من به همراه خالمه.ما تو یکی از شهرستان های استان فارس زندگی می کنیم. خانواده مادرم تو یکی از روستا های اطراف شهر کناری شهر ما زندگی میکنن. چند سال پیش خالم دانشگاه شهر ما قبول شد، اما پدر بزرگم نمی گذاشت که خالم بره دانشگاه ولی با اصرار اقوام راضی شد که خالم مدتی رو که دانشگاهه خونه ما باشه.ما یک خانواده 5 نفره هستیم که خواهر نداریم من کوچکترین پسر خوانواده هستم و دو تا برادرم هر دو از خالم بزرگتر هستن و اون موقع دانشگاه بودن.چون خونه ما 3 اتاق داشت یکی از اتاقا که واسه والدینم بود یه اتاق برای من و خالم یه اتاق برای موقعی که مهمون میومد و مواقعی که برادرم از دانشگاه میومدن بود.از همون روزای اول یه رابطه جدید که من تا اون موقع تجربه نکرده بودم بین ما به وجود اومد، رابطه ی خواهر برادری. شبها اگر خوابمون نمیبرد میرفتیم رو یه تخت کنار هم میخوابیدیم و با کامپیوتر فیلم نگاه میکردیم( البته فیلم سینمایی نه فیلم سوپر). اون موقع که خالم اومد خونه ما من 12 سالم بود و قد و وزنمون تقریبا اندازه هم بود. تا لباس می خریدم سریع خالم میرفت لباس ها رو می پوشید من هم برای تلافی میپریدم رو سر و کولش و اذیتش میکردم. البته هنوز هم بعضی موقع ها که میاد خونه ما لباس راحتی من رو میپوشه. حدودا 1 سال بعدش ما یه خونه دیگه خریدیم و من و خالم باز تو یه اتاق با هم بودیم. خونه جدیدمون دو تا آپارتمان بود که با یک در به هم وصل میشن و اتاق من و خالم تو واحدی بود که کمتر ازش استفاده میشد و تا می تونستیم تو سر هم میزدیم و همدیگرو اذیت می کردیم و از روزای اولی که اومدیم تو این خونه من یه چیزو بین خودمون راه انداختم و اون گرفتن دماغ بود. که تا الان ادامه داره. چند ماه بعدش خالم عقد کردی ولی از پیش ما نرفت. سال سوم راهنمایی من برای بخش ساختمان یه ماکت از مدرسمون درست کردم که مثل توپ تو مدرسه صدا کرد و من اون رو یه هفته ای به کمک خالم درست کردم. البته این بخش کوچکی از کمک های خالم به من در درس هام بود.عید سال قبل خالم عروسی کرد و از ما جدا شد. البته من نرفتم مثل داستان های تخیلی سایت خونشون خیمه بزنم. یک ماه بعدش برادرم عقد کرد ولی خانم برادرم هیچ وقت مثل خالم نشده واسم. تا اینکه تابستون پارسال تازه متوجه فاصله درب دستشویی با چارچوب در شدم و تصمیم گرفتم کس ها رو دید بزنم. تا حالا تونستم کس 4 نفر رو دید بزنم خالم، خانم داداشم، دختر داییم و دختر خالم که کس خالم رو چون دوست دارم فرو کنم توش رو چند بار دید زدم و تصمیم گرفتم که ازش عکس یا فیلم بگیرم ولی از شانس بد من پدرم دوربین عکاسی رو با خودش برده بود و من با گوشیم یه فیلم از زیر در دستشویی گرفتم و بار ها و بار ها با اون فیلم جلق زدم به امید اینکه روزی اون کس رو بکنم.اینم اون فیلمیه که گرفتمhttwww.4shared.comvideownes1dlAA1.html

Date: نوامبر 25, 2018

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *