سه تا لز تو وان کوس لیسی میکنن

4695
Share
Copy the link

سه تا لز تو وان کوس لیسی میکنن

سلام خاطره ای ک میخام براتون بگم مربوط به حدود دو‌سال پیش هس ک تا الانم در جریانه
من نه هیکل اونچنانی ک اول داستانا میگن دارم نه موهام حنایی و این کصشعراس
قدم ۱۶۰ همین حدودا هس هیکل معمولی و کون جم و جور
یه دوستی دارم به اسم امید که خیلی با کسی گرم نمیگیره ی روزی بهم زنگ زد بیا خونمون سیستمم کار نمیکنه ویندوزش و عوض‌کن منم تا اون موقع اصلا نمیدونستم که این احساسات و دارم
رفتم خونشون سرگرم سیستم شدیم بستنی و این چیزا سیستمشو داشتم عوض میکردم گفتم درایوا رو حذف کنم دوباره پارتیشن بندی کنم ک گفت نه توش ی چیزایی دارم قبول کردم ویندوزش و عوض کردیم نشستیم بازی کردن که گفتم چی داری تو درایوا که رفت تو همون پوشه ای ک هممون new folder1 بازش کرد کلی سوپر بود
گذاشتیم نگا کردن که من تحریک شدم ی حالی بکنیم با هم قبلنم از این رو شلواریا و لاپایی با دوستام کم و بیش رفته بودیم
الانم ک فکرشو میکنم درست یادم نمیاد دقیقا چی شد ولی چشم باز کردم شلوارش و کشید پایین ک دیدم کیرش نسبت به هیکلش خعلی بزرگه ی لحظه تحریک شدم که برا اولین بار یکی بذاره داخل کونم انقدم حشری شده بودم که فکر هیچیو نمیکردم امید رفت روغن آورد خودم کشیدم به کونم میخاستم عین سوپرا برق بزنه تا حالا همچین حسی نداشتم که بخام یکی منو بکنه ولی اون موقع از ته دل میخاستم بهش بدم
کیرش و روغنی کرد وقتی گذاشت در کونم و فشار داد حالم داشت بد میشد افتاده بودم به ناله و اخ و‌ اوخ که دیگ امید نمیتونس جلو خودشو بگیرع کم کم کیرش و کرد تو اروم شدم یکم
ولی وقتی شرو کرد به تلمبه زدن همون درد و داشتم تعجب میکردم ک چرا آبش نمیاد گفتم بذار ی طور دیگ بریم
به بغل خابیدم ی بالشم گذاشتم زیر کمرم مستقیم جلو کونم جلو کیرش بود بازم شرو کرد به تلبمه زدن گرمای کیرش و تو بدنم حس میکردم که پامو داد بالا نشست رو کونم و تلبمه میزد فقط میدیدم که لبخند میزنه و حال میکنه باورم نمیشد که از این حال خوشم میومد فقط میدیدم که بدنم جلو عقب میشه و صورت امید و میدیدم که به رفتن کیرش تا ته نگا میکرد ی حسی توی‌بدنم بیدار شده بود ک میخاستم اون لحظه تموم نشه و با همه دردی ک داشت میخاستم حال کردنش و ببینم تلبمه هاشو محکم کرد فهمیدم داره ابش میاد ولی قدرت نداشتم بگم نریز توش که دیدم در آورد ابش پاشید رو سینم و صورتم
بلند شد تمیزم کرد منم نمیتونستم درست راه برم گفتم بذار من خودم میام یکم گذشت بلند شدم ی دوش گرفتم خونشون
و این شروع داستانای من و امید بود
گی‌بودن یا ترنس بودن از دید خیلی ها ی مشکل یه انحراف به نظر میاد ولی اونا جای ما نیستن
ممنون ک وقت گذاشتین
نوشته: ؟

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *