سکس با دختر دایی مطلقه

0 views
0%

سلام اسمم عرفانه ساکن جنوبه کشورم ۲۸ سالمه و متاهلم.من از سنه ۲۲ سالگی ازواج کردم تو مجردیم تجربه سکس با دوتا از دختر خاله هامم داشتم.داستان سکسم ماله پارساله.تو زندگیم مشکل داشتم خانمم رفت قهر خونه پدرش من از نظره روحی خیلی بهم ریختم.یه دختر دایی داشتم که قبلا ازدواج کرده بود بعد فهمیدن که شوهرش معتاده و طلاق گرفت دختر داییم که دو سال از خودم بزرگتره اسمش مریمه بچه دار نشده بود.از هیکلش بگم قدش از من کوتاه تره اما بدنش از پنبه هم نرم تره.خلاصه بعد که جریانه منو فهمید شروع کرد به پیام دادن که مثلا دل داریم بده.چند روز گذشت که فهمیدم قرص خورده و بیمارستانه یعنی خودش بهم گفت.رفتم پیشش شروع کردم به صحبت کردن باهاش که چرا اینکارو کردی گفت که اونم خستش شده.خلاصه ما همینطور به هم پیام میدادیم که یه روز واسه نهار امدن خونمون راستی اینو بگم که من طبقه بالا خونه پدرم زندگی میکنم و بعد از او جریان میومدم پایین با مادرم اینا زندگی میکردم.بعد از ناهار همه خوابشون برد من که تازه از سره کار امده بودم رفتم دوش بگیرم وقتی امدم بیرون دیدم فقط مریم بیداره و داره با گوشیش بازی میکنه رفتم تو اتاق بهش پیام دادم که بیاد تو اتاق وقتی امد بزور راضیش کردم بوسم کنه یکی دو دفعه بوسم کرد که بزور ازش لب گرفتم بعد یه بوسم از گردنش کردم که یه لحظه تکون خورد فهمیدم نقطه ضعفش کجاس.گذشت تا اینکه خانوادم رفتن شهرستان من بخاطره کار نتونستم برم.یه روز که تنها بودم بهش پیام دادم که بیاد واسم غذا درست کنه که اونم قبول کرد.من داشتم دوش میگرفتم که آیفون زنگ خورد.بخاطره نزدیکی خونشون زود رسیده بود.من رفتم درو باز کردم و برگشتم حمام.اون تا فهمید من حمامم رفت که غذا درست کنه.غذارو که خوردیم شروع کردیم به حرف زدن که راضیش کردم که دوباره لب بده.اونم شروع کرد لب دادن که دستم رفت سمته سینهاش که اولش زد ریزه دستم اما تا گردنشو خوردم شل شد و بیخیال شد.منم کم کم دستمو بردم زیره سوتینش و سینهاشو مالیدم بعد بلندش کردم نشوندمش رو پام که تا نشست کیرمو حس کردو خندش گرفت.بعد از چند دقیقه سریع تاپو سوتینشو کندم که نتونه اعتراض کنه بعد دیدم که سایز سینش ۸۰.شروع کردم به خوردنه سینش که دیگه بی حس شد ولو شد اما میدونستم به سکس رضایت نمیده شلوارشو کشیدم پایین که قبول نکرد.مخشو زدم که لاپایی بکنمش.با اکرار قبول کرد.خوابوندمش سره شکمش یکم تف زدم به کیرم کردم لاپاش که برق از سرم پرید.اینقدر گرم بود یکم تلمبه زدم که یه دفعه از پشت کردم تو کسش.یه جیغی کشید که گوشم کر شد.سریع جلو دهنشو گرفتم که صدا نره بیرون یکم تو کسش از پشت تلمبه زدم که جیغاش تبدیل شد به آه آه کردن نگاش که کردم دیدم چشاشو بسته و داره لباشو گاز میگیره.بعد از چند دقیقه برعکسش کردم پاهاشو دادم بالا و کردم تو کسش و شروع کردم گردنشو هم خوردن که داشت جیغای کوتاه میکشید که دیدم لرزید و ارضا شد منم تلمبهامو سریع کردم که حس کردم دارم ارضا میشم که کشیدم بیرون و خالی کردم سره شکمش.بعد که حالش سره جاش امد شروع کرد به گریه زاری کردن من امدم روشو بوسیدمو از دلش دروردم و بردمش حمام دوشو باز کردمو دوتایی رفتیم زیره دوش من از پشت بغلش کردم و شروع کردم از پشت گردنشو لاله گوششو خوردن.که دیدم یه آه بلندی کشید.که فهمیدم دوباره حشری شده و منم از این موقعیت استفاده کردمو دوباره زیره دوش کردمش.شرمنده یکم طولانی شد.میخواستم کامل داستانامو بگم.اینو بگم که کاملا داستانم واقعیه بدون یکم زیادی یا کمی.بعد از اون چند روزی یه شب میومد خونمون به بهانه کمک مادرم تو کاره خونه که شب میموند خونمون که من تا صبح چند بار میکردمش.البته الان دیگه نمیاد دلیلشم نمیدونم.امیدوارم از داستانم خوشتون امده باشه..نوشته عرفان

Date: آوریل 27, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *