سکس سه نفره با خانمم توی آنتالیا

13115
Share
Copy the link

قبل از ازدواج هیچ وقت به ذهنم خطور نمیکرد که یه روز خانمم بدون حجاب جلوی غریبه حاضر بشه. وقتی با الهه که همکلاسیم بودازدواج کردم ازش خواستم که دیگه جلوی مردای فامیل بدون حجاب نباشه. به خاطر عشق و علاقه قبول کرد. اما یواش یواش خودم به چرت بودن حجاب پی بردم و بی خیالش شدم و الهه هم یواش یواش روسریش شل شد و کار به جایی رسید که توی مراسم های مختلط با لباس مجلسی میرفتیم وسط و میرقصیدیم.اما این آخر ماجرا نبود. من داغ بودم. الهه داغتر.انواع پوزیشن های سکسی و لباس های مختلف و فیلمای پورن فول اچدی موقع سکس. پنج سال که گذشت همه چیز عادی شد. بچه دار هم نمیشدیم. یکنواختی داشت اذیت میکرد. خیلی وقت بود که داستان و فیلمای گروهی و چند نفره و سکس همزمان دوتا مرد با یه خانم شده بود صدر جدول علاقه مندی هام. الهه نمیدونست که داستان میخونم. بدش میومد. اما فیلم رو پایه بود و با هم میدیدیم. منم عمدا فیلمای گروهی دانلود میکردم. اوایل اینطور نشون میداد که بدش میاد. اما یکی دوبار وسط حرفاش تیکه شو انداخته بود که یه کیر کمه. انصافا خیلی وقتا تا سرحد مرگ ترتیبشو میدادم و تا ارضا نمیشد بیخیال نمیشدم. اما به هرحال داغ بود و غیرقابل پیش بینی.یه روز به سرم زد و بهش گفتم که دوست داری یه نفر غریبه رو برای امتحان وارد رابطه کنم؟موند چه جوابی بده. دل توی دلش نبود. داشت غل میزد. میتونم قسم بخورم که قبل از من با هیچکس نبود. به وفاداری مقید بود. اما حالا خودم این کرمو به جونش انداخته بودم.نتونست جواب بده. پاشد رفت. اما من جوابمو گرفتم.نشستم و یه برنامه ریزی اساسی کردم. توی ایران نمیشد. یه مشت دله که همشون هم به دو زار نمی ارزیدن توی سایتا اعلام آمادگی میکردن.بلیط آنتالیا گرفتیم. الهه هم کاملا بی خبر بود. عین شیش روز که توی هتل بودیم هیچ چیزی رو بهش نگفتم. نقشم این بود که یه مرد خارجی رو انتخاب کنم. توی هتل پر بود از مردایی که کنار استخر با مایو داشتن آفتاب میگرفتن و سایز کیر و اندامشون قابل انتخاب بود. اولین بار بود که الهه داشت با لباس به این بازی جلوی مردا ظاهر میشد. دو سه روز آخر با مایو میومد توی آب. استخر خیلی شلوغ نبود و چون هتل گرونی بود از ایرانی جماعت هم به اون صورت خبری نبود. غیر از الهه هیچ خانم ایرانی دیگه ای با مایو ندیدم.یکی دو نفرو برای نقشم انتخاب کردم. روز آخر بلیطمون ساعت هشت شب بود. از روز قبل همه چمدون ها رو آماده کردیم و فردا صبحش رفتیم یکی دوتا پاساژ. قبل از ظهر بهونه آوردم و زود برگشتیم.تازه نقشه رو به الهه گفتم. رنگش پرید. پرسید مطمئنی؟ دیگه کار از اطمینان گذشته بود. فشار خونم بالا زده بود و قلبم تاپ تاپ میکرد.فقط بهش گفتم برو حموم و برقش بنداز تا من برگردم. توی حموم هم بودی و من رسیدم خونسرد باش. رفتم پایین و طبق معمول یکی از اون دو نفر داشت آفتاب میگرفت. رفتم پیشش و با انگلیسی دست و پا شکسته بهش گفتم میتونی توی سکس به من و همسرم کمک کنی؟جا خورد و خندید. گفت واقعا؟ گفتم آره. بیا…پا شد و با خنده باهام دست داد و رفتیم سمت اتاق. تا برسیم الهه هم حوله رو پیچیده بود به خودش و داشت از حموم در میومد. یادش رفت سلام کنه. بفرما زدم و رفتیم داخل اتاق. بی مقدمه شروع کردم به لب گرفتن و حوله رو از دورش باز کردم و انداختم زمین. به مرده گفتم بیا دیگه. اونم اومد و مشغول دستمالی کردن شد و عین فرفره تی شرت و شلوارک و شورتش رو درآورد. بهش گفتم فقط میتونی بکنی توش و انتظار ساک . …. نداشته باشلم دادم روی تخت و یه کاندوم بهش دادم و الهه به حالت داگی مشغول ساک زدن برای من شد. یارو هم رفت پشت و شروع کرد به مالیدن کس الهه و لیس زدنش.اساسی هم برقش انداخته بود و آماده کار بود.حالت ۶۹ گرفتیم و من داشتم برای الهه لیس میزدم و اونم برای من ساک میزد. مرده هم امون نداد و کرد داخل کس الهه. کیرش از نزدیک ترین فاصله با صورت من میرفت داخل و میومد بیرون. الهه همیشه با داگی استایل مشکل داشت و نتونست تحمل کنه. برگشت و دراز کشید و طرف دوباره مشغول شد.کیر منم دستش بود و میمالید. اما تمرکز نداشت. جفتمون از هیجان داشتیم میمردیم. هر جور که میتونستم الهه رو میمالیدم و سینه هاشو میخوردم. جامو با یارو عوض کردم و نوبت من شد. خب قطعا وقتی کیر بزرگتر از مال خودم رفته بود توش دیگه مال من جذابیتی نداشت. برگشت و دوباره داگی شد و من شروع کردم. بدبختی اینجا بود که تو حالت داگی خیلی تنگ میشد و نمیتونستم زیاد تلمبه بزنم. آبم میومد. یه کم که کردم دوباره به مرده گفتم بیا و بکن. دیگه داگی برای الهه هم راحت شده بود. یارو دو دقیقه که کرد آبش اومد و ریخت تو کاندوم. بعدش هم خودم کردم تو و با دستم اول چوچول الهه رو حسابی تحریک کردم تا سرحد ارضا شدن پیش بره. بعد شروع کردم به تلمبه زدن و یه دقیقه بعدش آبم اومد. دیگه نا نداشتم. اونقدر از هیجان نفس نفس زده بودم و عرق کرده بودم که جونم داشت ته میکشید. به یارو گفتم فردا هم هستیم و دوباره خبرت میکنم تا بیای و حالا برو. لباسشو پوشید و رفتحس عجیبی بود. اوج هیجان و شهوت. عصر جمع کردیم و با اتوبوس تور رفتیم فرودگاه و هیچ وقت هم نفهمیدم مرده اصالتا کجایی بود.اما به هرحال تجربه ای بود که به امتحانش می ارزید و ارزش یکبار امتحان رو داشت.نوشته امیر

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *