سکس من و همسرم با خاطره دوستان

1066
Share
Copy the link

سلام راستش من چند روز قبل تو سایت داستان سکسی یه خاطره دوستی خواندم که چون واسه خودم هم پیش امده بود گفتم بنویسممن اسمم مهرداد و 25 سالمه و خانمم مارال 23 سالشه دو ساله ازدواج کردیمراستش یه مدت بود که وقتی با هم سکس داشتیم دلمون میخواست در مورد کسی دیگه هم حرف بزنیم-مثلا بگیم فلان اقا و خانم الان دارن چه جوری سکس میکنند-چون اشنا بودن از اینکه حالت های مختلف سکسشون را بازگو میکردیم لذت میبردیم-تا اینکه من حرف از مرد خاصی میبرم که مثلا کیرش چقدر بزرگه اگه بخوره رو باسن مارال چه کیفی میکنهکم کم دیدم بدش نمیاد که اینجوری سکس کنیم و واسه همین بود که دیگه اون مرد هم تو سکمسمون تو رویا شرکت میدادیم مثلا میگفتم الان بابک کیرشو بلند کرده و راست داره میزنه تو کوست وهی تلمبه میزنه خانم هم خوشش میامد و لذت میبرد-تا اینکه یه شب بهش گفتم خودت یکی از مردهای اشنا اسمش بگو واسم تعریف کن چطوری داره ترا میکنهاولش دوست نداشت اسم کسی بگه میگفت ممکنه ناراحتت کنه-منم میگفتم نه تو هر کی دوست داری را بگوتا اینکه اون اسم یکی از جوونهای همسایه پدرش که هم سن خودش بود به زبان اورد و با ذوق زیاد تعریف میکرداا…..الان پرویز پیشم خوابیده داره بهم لب میدیم منم دست میکشم دور سینش و اونم با دستاش داره پستونم مالش میده-وای چه لبیداره دستش به شکمش می کشه داره میره زیر تر وای وای رفت تو شرطم…….اخ اخ کوسم داره میماله و…….وای وایشرطم در اورد..لبشو گذاشته دور کوسم داره میمکه وای زبونش کرد تو دهنمپرویز بسه بیا کیرتو بکن تو کوسم( منم خیلی حشری شده بود) وای پامو بکن بالا حالا کیرتو بکن تو کوسم و…………خلاصه بد جوری تا اخرش ادامه داد دیگه خیلی حشری شده بود و ما کارمون را انجام میدادیمدیگه هر شب دوست داشت تو رویا با پرویز حال کنهتا اینکه یه شب بهش گفتم راست بگو پرویزو قبلا باهاش رابطه داشتی میگفت نه اصلا-با اصرار من وینکه من ناراحت نمیشم و خوشم میاد اون گفت اره وقتی دختر بودم و سال چهرم دبرستان بودیم با هم دوست شدیم و تلفنی اولش با هم حرف میزدیم یه روز بهم زنگ زد گفت بیا خونمون کسی نیست منم رفتم خونشونو منو برد تو اتا قشدستمو تو دستش گرفت و نوازش کرد-راستش اولین بار بود که یه پسر دستم را میگرفت خوشم امده بود بعد منو تو بغلش کرد-و بوسید وای چه حالی داشتملبشو گذاشت رو لبم بهم لب دادیم وای چه حالی داشتمبعد با پستونام بازی کرد و یه باره لباسشو در اورد و بلوز منو هم بیرون اورد من سوتین هم نپوشده بودم هر دو تا مون بدون لباس بالا تو اغوش هم رفتیمپستونامو تو دهنش کرد و مک میزد منم حس کردم زیرم داره داغ میشه -و بعد شلوار خودش و من بیرون اورد ودستش کرد دور کوسم ومالشش دادن وایییییییییی-بد جوری شده بودمرو تختش خوابید و شرطش بیرون اورد………وای چه میدیدم چقدر کیرش بزرگ شده بود بار اولی بود که کیرش را میدیدم-گفت باهاش بازی کن منم دست زدم بهش و مالشش دادم-بعدش شرط منو در اورد ودستم را گرفت رو خودش خوابوند-کیرش لای پام بود و من خودم را روش اروم اروم تکان میدادم اونم دستش کرده بود تو باسنم-یه مرتبه دیدم یه باره قلبم داره تند تند میزنه و بعدش شل زدم ابم امده بود-چه حس خوبی داشتمتو بغلش خوابیدم سرم گذاشتم رو سینش-بعدش بلند شد گفت بخواب سرم گذاشت رو بالش رو زانو دراز کشیدمامد زیرم خوابید و اروم داشت با کوسم بازی میکرد و دهنوشو دور کوسم کرد و میلیسد جیغ میزدم-وای چه حالی داشتم بعد دستش کرد تو کونم-دردم گرفت گفتم دستت بیار بیرون دردم میکنه-گفت صبر کن عادت میکنی رفت یه پماد اورد با انگشتاش کرد تو کونم اما من خوشم نیامد بلند شدم گفتم نه نمیخوام-گفت میخوام ابم بیاد گفتم باشه ابت بیار ولی خوشم نمیاد از پشت بکنیروم خوابید کیرشو گذاشت لای پام و اونقدر بازی کرد که داشت ابش میامد تا میخواست ابش بیاد بلند شد کیرشو گذاشت رو شکمم با فشار ابش ریخت رو شکم و پستونام-منم کیرشو دست گرفتم و مالش میدادمبعدش هر دو تامون حسابی کیف کرده بودیم بلند شدم لباس پوشیدم و رفتمو ما چند بار دیگه هم سکس داشتیمادامه ماجرا در قسمت بعد……..نوشته‌ مهرداد

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *