سینا و پوریا

1450
Share
Copy the link

سلام خدمت دوستان داستانم کاملا واقعیه من 15 سالم بود و پوریا هم همسن من بود ما تو یه محل زندگی میکردیم و تو یه مدرسه درس میخوندیم با پوریا خیلی رفیق بودم و با هم خیلی شوخی داشتیم ولی کم کم شوخی های ما تبدیل به شوخی های سکسی شد و بیشتر بحث های سکسی میکردیم.پوریا هی به شوخی کیر منو میگرفت و میگفت 7تا شهید گمنام نام ببر و میخندید.ما خیلی خونه های هم میرفتیم برای بازی کامپیوتری پوریا اومد در خونمون گفت بیا خونمون کسی نیست گفتم باشهرفتم پایین و رفتم خونشون، رسیدیم خونه گفت امرو بازی نمیکنیم فیلم میبینیم گفتم باشه فیلمو پلی کرد تو کامپیوتر چنتا صحنه کوچیک داشت ولی صحنه ها بیشتر گی بود چنتا پسر لب همو میخوردن و لخت همو بغل میکردن و….گفتم چه جالبه این فیلم گفت فیلم یا صحنه هاش گفتم جفتش. گفت یه فیلم دارم کلا صحنس میخوای بزارم گفتم از این صحنه ها باشه اره که رفت تو فایل های گامپیوتر یه فیلم گی آورد دوتا نوجوان خوشگل بودن تو جنگل داشتن سکس میکردن پوریا به من گفت دوست داری میتونی راحت باشی شلوارتو دربیار جق بزن گفتن نه مرسی گفت من که میخوام جق بزنم. وایستاد جلوی من ولی پشتش به من بود شلوارشو کشید پایین وای تاحالا پوریارو اینطوری ندیده بودم چه بدن خوبی داشت خیلی سفید و بی مو بود دولا شد که شلوارو از پاش دربیاره سوراخشم دیدم نتونستم خودمو کنترل کنم و دستمو کشیدم لای کونش نرمش وایستاد گفت دوست داری من لال شده بودم و حرفی نمیزدم گفت دوست داری مثل فیلم حال کنیم جواب ندادم ولی با سر گفتم اره گفت خوب بکش پایین ببینم عشقمو باز من حرکتی نکردم چون اصلا باورم نمیشد که این همون رفیق من باشه که خودش اومد و شلوار منو با شرت کشید پایین تا کشید پایین گفت انصافا راستش خیلی خوبه (کیرم خیلی بزرگ و کلفت نبود ولی نسبت به خودش بزرگ تر بود) که گرفت تو دستش و باهاش بازی کرد. بعد چند دقیقه کرد تو دهنش خیلی حال داد وقتی کیر منو کرد تو دهنش تاحالا این حس رو تجربه نکرده بودم که دیدم بلند شد لبشو گذاشت رو لب من گفت حالا بایید حال بدی به من گفتم چیکار کنم.که رفت از اتاقش کرم اورد گفت بمال به کیرت و سوراخم منم مالیدم گفت حالا منو بکن منم بلد نبودم (زیاد فیلم سوپر و گی نمیدیدم اصلا گیر نمیومد اینترنت نبود که مثل الان) اومدم بکنم تو که گفت وحشی چیکار میکنی اول بازی کن باسوراخ بهم یاد داد منم شروع کردم انگشت کردن پوریا انقدر انگشت کردم که چهار تا انگشت میرفت تو خیلی راحت. که دوباره به کیرم کرم زدم وکیرمو گذاشتم دم سوراخش وبا یه هول تا ته رفت تو و پوریا یه آه کشید و گفت خیلی خری اومدم بکشم بیرون گفت همونجا وایستا بعد چند دقیقه گفت شروع کن منم دیگه شروع کردم یه نیم ساعتی تلنبه زدم گفت داشت ابت میومد بهم بگو چند دقیقه بعد که داشت آبم میومد چرخید و کیرمو کرد تو دهنش و دوباره برام ساک زد دو بار بالا پایین کرد که یه دفه کل آبم ریخت تو دهنش و همرو قورت داد و بلندشد گفت جای دیگه میریختی حیف میشد و ازم یه لب گرفت و ازم تشکر کرد من هنوز تو شوک بودم که اصلا چی شد ولی خیلی به من حال داد ولی دیگه با پوریا خیلی بیشتر رفیق شدم(یعنی خیلی پرو شدم) و هفته بعدش خودم بهش پیشنهاد دادم و قبول کرداگه دوست داشتید تعریف میکنم براتون نوشته سیناام

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *