شیر

0 views
0%

صبح وقتی از خواب بیدار شدم طبق معمول همیشه به آشپزخونه رفتم تا صبحانه بخورم. وقتی وارد آشپزخونه شدم، دیدم که مادرم هم اونجاست. تا منو دید به من لبخند زد و گفت صبحانه آماده ست. دیدم که سفره رو چیده. همه چیز تو سفره بود کره، مربّا، پنیر، عسل، نون قندی و خلاصه همه چیز برای یه صبحانه عالی آماده بود و دیدن این همه چیز اونم توی یه سفره ای که با دقت چیده شده بود حسابی اشتهامو وا کرد. رفتم طرف سماور چائی بریزم که دیدم سماور خاموشه. یه نگاهی به کتری و قوری که رو گاز بود انداختم و دیدم که اونم خاموشه. بعد یه نگاهی به مادرم انداختم و دیدم که چهارزانو سر سفره نشسته، یه بالشت روی پاهاش گذاشته و داره لقمه می گیره. حدود 20، 30 تا، شایدم بیشتر، لقمه های مختلف، کره و مربّا، کره و عسل و … گرفته بود و آماده کرده بود. بهش گفتم چائی نداریم؟ اونم جواب داد نه درست نکردم. گفتم پس من با چی صبحانه بخورم؟ تو چشام نگاه کرد، پیرهنشو بالا زد و گفت با شیر… با شیری که از نوک پستونام میاد بیرون بعد با دستش روی بالشت زد و گفت بیا و سرتو بذار رو بالشت … زیر سینه هام … اینطوری و سرمو گرفت و گذاشت تو دامنش. یه لقمه گذاشت تو دهنم. بعد با یه دستش سرمو گذاشت زیر سینه اش و انگشت وسط و انگشت اشارهء اون یکی دستشو گذاشت دور نوک پستونش و گفت از دیشب تا حالا شیرمو ندوشیدم که امروز به تو صبحانه بدم … پستونام پُِِِِر شیره … نوکشو بگیر تو دهنتو مک بزن همین که اولین مک رو زدم، تماس یه مایع گرم رو با سقف دهانم حس کردم. مثل قحطی زده ها شروع کردم به خوردن. باورم نمی شد، داشتم از پستونای مادرم شیر می خوردم. وای که چقدر خوشمزه بود. بعد از چند لحظه پستونشو از تو دهنم درآورد و داشت یه لقمه دیگه می ذاشت تو دهنم که بهم گفت بچه که بودی به زور از شیر گرفتمت … آخه خیلی دوست داشتی … طعمش چطوره؟ دوست داری؟ درحالیکه مشغول بلعیدن لقمه بعدی بودم گفتم آره … و دوباره پستونشو گذاشت تو دهنم و گفت جونم، خوشگلم … از پستونام شیر بخور. منم که تازه اشتهام باز شده بود همینطور می خوردم. وقتی شیر پستونش تموم شد خیلی حالم گرفته شد، ولی بعد از چند لحظه خودش فهمید و سرمو یه خورده جا به جا کرد و اون یکی پستونشو گذاشت تو دهنم و گفت نگران نباش عزیزم … مامانی دو تا سینه داره. کیرم حسابی راست کرده بود و می خواست شلوارمو پاره کنه. همینجور دهنم پر و خالی می شد و منم با ولع پایان شیر مامانمو قورت می دادم. دلم نمی خواست حتی یه قطره شم از دست بدم. اونم بهم می گفت سفت مک بزن … می خوام تا قطره آخرشو بخوری … دوست داری مامانی هر روز صبح اینطوری بهت صبحونه بده؟ … صبحونه با شیر تازه، اونم از نوک سینه … اصلا ً از این به بعد من دیگه تو خونه شیر نمی خرم … هر موقع شیر خواستی به خودم بگو تا پستونامو در بیارمو از سینه هام بهت شیر بدم. شیرش تموم شد، منم حسابی سیر شده بودم. پستونشو از تو دهنم درآورد و بعد از چند لحظه با دستش کیرمو گرفت و شروع کرد مالیدن. زیپ شلوارمو باز کرد، شلوارمو کشید پائین و کیرمو درآورد. بعد بهم گفت حالا نوبت صبحانه مامانه … و کیرمو گرفت تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن. اول نوک کیرمو لیس زد و بعد کیرمو تا ته کرد تو دهنشو شروع کرد به خوردن. بعد کیرمو درآورد و تخمامو گرفت تو دهنش و حسابی باهاشون ور رفت. این کارش خیلی حشریم کرد و با دستم موهاشو گرفتم و سرشو هل دادم به طرف کیرم. اونم فهمید چی می خوام و دوباره کیرمو تا ته کرد تو دهنش. وای که چقدر خوب ساک می زد، حتی جنده لاشی های توی فیلم سوپرم اینطوری ساک نمی زنن. یه جوری کیرمو می خورد که انگار زندگیش به اون وصله. با چشمای خوشگلش بهم نگاه کرد و از قیافه ام فهمید که داره آبم میاد. واسه همین سرعت ساک زدنشو بیشتر کرد و حس می کردم که کیرم داره وارد گلوش می شه. دیگه داشت آبم میومد. یه صدائی از ته گلو بیرون دادم و آبمو ریختم تو دهنش. اونم پایان آبمو قورت داد و درحین اینکه آبم داشت میومد با انگشتاش با تخمام بازی می کرد. تا قطره آخر آبمو خورد و انقدر مک زد تا مطمئن شد که دیگه آبم نمیاد. بعد با یه حالت شهوت انگیزی تو چشمام نگاه کرد و گفت وای که چقدرخوشمزه بود … عجب کیر سفت و باحالی داری … من که از خوردنش سیر نمی شم … عجب صبحونه ای بود … پروتئین خالص.از اون به بعد شبها قبل از خواب، وقتی پدرم حواسش نبود، به بهونه شب بخیر گفتن میومد تو اتاقمو بهم شیر می داد. یا هر موقع وسط روز بهش می گفتم تشنمه، سریع پستوناشو در میاورد و بهم شیر می داد. منم صبحها موقع صبحونه بعد از اینکه از سینه هاش یه صبحونه مفصل می خوردم، تلافی می کردم. یا می کردمش و به کس گرسنه اش صبحونه می دادم، یا مواقعی که خودش گرسنه بود آبمو می ریختم تو دهنش و سیرابش می کردم. زندگی بهتر از این نمی شه.نوشته شکسپیر

Date: نوامبر 25, 2018

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *