صبح به یاد ماندنی با هانیه

501
Share
Copy the link

با سلام خدمت دوستان عزیزقبلا داستان خودم و دخترخالم رو واستون نوشته بودم امیدوارم خوشتون اومده باشه…من میلاد هستم الان 26 سالمه این داستان مال دوره دانشجویی من هستش دقیقا تیر ماه 92 ک دانشجوی دانشگاه پیام نور یکی از شهرستان ها بودم.بعد از امتحانات خرداد من برگشتم به شهر خودم برای استراحت اون سال ترم تابستان درس نگرفتم ک استراحت خوبی بکنم،ما توی اپارتمانی زندگی میکنیم ک هرطبقه دو واحد داره وقتی اومدم فهمیدم همسایه رو به رویی ما عوض شده و از قرار معلوم ی خانوم و اقا با دختر خانوم و پسر کوچولوشون تشریف اوردن به همسایگی ما،چند روزی گذشت تا اولین بار هانیه خانوم(دختر همسایه) رو اتفاقی توی راه پله زیارت نمودم،من با اکثر همسایه ها سلام و احوال پرسی داشتم تو ساختمون،طبق عادت ک هرکی رو میدیدم سلامش میکردم ی سلامی هم خدمت هانیه خانوم نثار کردم ک ایشون هم ثواب خودشو برد جواب سلام من رو داد،منم زبون رو انداختم کار و شروع کردم ب خوش امد گویی و از این چرت و پرت ها ک اون بنده خدا هم معلوم بود با این ک عجله داره ولی جواب منو با حوصله داد،حالا از هانیه بگم واستون دختری تقریبا مابین سفید و سبزه(بعله دوستان لاکچری از اتاق فرمان اشاره میکنن براون بودن ایشون)قد تقریبا 165 سانتی و وزن متوسط حالا دقیقش رو نمیدونم ولی بیشتر ب تپل میخورد تا لاغر،موهای مشکی پر کلاغی ک مقداریش رو بافته بود و از کنار شونش اویزون بود،از پشت ک نگاهی اجمالی انداختم ب نظر کونش خوب میومد معلوم بود کون گرد و سفتی داره.به صورت کاملا نامحسوس رفتم تو نخش ک اینا دستگیرم شد،پدر و مامانش هردو شاغل بودن صبح زود میرفتن تا ظهر ک مامانش میومد و نزدیک شب پدرش،صبح ها ک از خواب بلند میشد صدای اهنگش تا نزدیک ظهر توی ساختمون بود،گاهی اوقات هم برادر کوچولوش رو میبرد بیرون،ی روز ک تعقیبش کردم دیدم اول بردش پارک بعدش رفتن بازار خرید،موقعی ک میرفت بیرون کاملا مشخص بود نیاز نبود دم در وایسم نگهبانی بدم،هروقت صدای اهنگ قطع میشد میدونستم خانوم میخواد بره بیرون.ی روز رفتم از صبح نشستم تو پارک ک دیدم سر و کله اش پیدا شد داداشش رو برد گذاشت تو وسایل بازی و خودش رفت نشست رو صندلی،منم مثلا به صورت کاملا اتفاقی از اونجا رد شدم و دیدمش سلام کردم ک دیدم جلوی پام بلند شد حال و احوال گرمی کرد،گفتم ببخشید اون روز مشخص بود دیرتون بود منم زیادی حرف زدم گفت ک اره تقریبا چون داداشش تنها خونه بوده،منم با پرویی پایان نشستم کنارش رو صندلی بنده خدا یکم خودشو جمع کرد نشست اخر صندلی،ازش در مورد درس پرسیدم و سن و سال اون هم خدایی با خوشرویی جواب میداد همه سوالای منو،اخر کاری هم شمارمو دادم بهش گفتم صبح ها پدر مادرت نیستن اگر کاری داشتی زنگ بهم بزن اگر کاری هم نداشتی باز خوشحال میشم زنگ بزنی اون خندید منم لبخند ژکوندی تحویلش دادم و رفتم سمت خونه نشستم به انتظار تماس،دیگه اخرشب بود مطمئن بودم زنگ میزنه حتما امشب ک پیام اومد واسه گوشیم دیدم اس داده ک سلام هانیه هستم همسایه تون بیداری؟منم جواب دادم تا الان بیدار موندم منتطر همین پیامت بودم با ی شکلکی ک چشمک میزنه واسش فرستادم،جواب داد اخی اگر میدونستم زودتر اس میدادم،منم نوشتم دیر نشده اگر لازم باشه تا صبح هم بیدار میمونم،جواب داد برو بخواب فردا ک فردا میری پارک خواب نمونی،غیرمستقیم قرار گذاشت،منم مستقیم نوشتم باشه فردا میبینمت توی پارک شب بخیر.فردا کمی زوتر بیدار شدم خودمو مرتب کردم لباس اسپرت پوشیدم و رفتم پارک نشستم روی همون صندلی یه نیم ساعتی نشسته بودم میخواستم بهش اس بدم چرا نیومدی ک دیدم با داداشش اومد،اس داد بهم ک برادرم دهن لقه منو با تو ببینه شب میزاره کف دست مادرم برو سمت بوفه منم میام،پاشدم رفتم سمت بوفه پارک دوتا ابمیوه گرفتم یکم منتطر شدم ک اومد،حال و احوال کردیم و نشستیم حرف زدن از همه چیز و همه باب،یک هفته به همین روال گذشت یا درحال حرف زدن تلفنی بودیم یا توی پارک حضوری صحبت میکردیم،در مورد همه چیز صحبت میکردیم غیر از سکس،دیگه داشت باورم میشد ک اهل سکس و این حرفا نیست منم ادمی نبودم و نیستم برا سکس ب کسی خواهش کنم تا این ک ی شب داخل لاین ی جوک سکسی برام فرستاد سریع هم عذر خواهی کرد و گفت شتباهی فرستاده،منم بعد از فرستادن چندتا استیکر خنده گفتم اشکال نداره همین ک لبخند رو لب من نشوندی خیلی خوبه،گفت ب جوکم خندیدی یا اشتباهم گفتم اول ب جوکت بعد ب لپای سرخ شده خودت بعد از اشتباه،منم سریع رفتم جوک سکسی پیدا کردم براش فرستادم نوشتم عب نداره الان لپ هردومون سرخه اونم استیکر خنده برام فرستاد،دیگ جوک سکسی و حرفای سکسی هم اومد توی رابطه ما.چند باری غروب ک مامانش میومد این ازاد میشد از دست داداشش با ماشین میرفتیم دور دور،همونجا لب رو اضافه کردیم و دست مالی رو داخل سینما.داداشش رو با اصرار من گذاشت کلاس زبان ک صبح ها میبرد و میاورد خودمم اموزشگاه رو معرفی کردم چون میدونستم صبح ها کلاس برگذار میکنه.خلاصه خونشون ک خالی میشد میرفتیم اونجا دیگ کار به دستمالی بدون لباس کشیده بود،اولین بار ک لختش کردم چشام داشت از حدقه میزد بیرون،عجب بدن خوشگلی داشت پوست صاف فقط کمی بدنش مو داشت ک بنده خدا اونا رو هم بعدا صاف و صوف کرد،سینه های خوشگل 75 با نوک قهوه ایی سوخته ک کیرمو راست میکرد فقط میدیدمشون،کونش دقیقا همون بود ک حدس زدم ولی از اون چیزی ک فکر میکردم نرم تر بود کون ژله ایی خوبی داشت،کار ما شده بود ارضا کردن همدیگه با دست و دهن،دوتایی عاشق حالت 69 شده بودیم،الحق و النصاف خوب ساک میزد با جون و دل مایه میگذاشت برام.هیچ عجله ایی برا سکس دخولی نداشتم چون میدونستم دختره و اوپن نیست ک بخوام راحت بکنم پس باید منتظر میموندم تا وقت خودش ک بتونم کونش بزارم.اول حرفی و پیامکی راضیش کردم و مخش زدم،وقت عمل رسیده بود صبح پاشدم رفتم حموم موهای زائدم رو زدم تمیز و مرتب اماده رفتن شدم،اس داد ک داداشو بردم کلاس الان اومدم خونه بیا ک باید زودتر برم کمی هم خرید دارم شام مهمون داریم،منم از مادرم خداحافظی کردم گفتم با دوستام میرم بیرون تا دو ساعت دیگه برمیگردم، اروم و بدون سر و صدا در خونشون اس دادم پشت در هستم،درباز کرد رفتم داخل چشمم خورد بهش وای چ جیگری شده بود،فقط شرت و سوتین صورتی ک خودم خریده بودم براش تنش بود،گفت سریع لخت شو خلاصه جنگی لخت شدم و رفتیم تو اتاق،هنوز کیرم خوابیده بود کیرم 16 سانته کلفتیشم اونایی ک باهاشون سکس داشتم کاملا راضی بودن،شروع کردیم لب گرفتن لباسو میخوردم و دست میکشیدم رو بدنش انگار تب داشت اصلا اون روز کامل حس میکردم خودشم داغتر شده،من دراز کشیده بودم اون روی من نشسته بود ممه هاشو تو دستام گرفته بودم میمالوندم سرمو از لبش جدا کردم گذاشتم رو ممه هاش و شروع کردم خوردن و لیس زدن،با این ک اولین بار نبود ک سکس داشتم ولی ی استرس عجیبی داشتم هنوز کیرم بلند نشده بود،هانیه هم تعجب کرد گفت میلاد چرا کیرت بلند نشده گفتم اخه تو باید زحمتش بکشی،رفت پایین سراغ کیره خوابیده من،دستش گرفت شروع کرد زبون زدن ب سرش گاهی هم لبشو میمالوند بهش سر کیرم رژی شده بود،کامل گذاشت داخل دهنش کیرم رو شروع کرد ب مکیدن،با دستشم تخمام رو ماساژ میداد،کیرم داشت یواش یواش قد میکشید،یعنی هیچوقت از ساک اینقد لذت نبردم از اون روز دیگه عاشق این شدم کیرمو از وقتی خوابیده برام شروع کنند ب ساک زدن به دوستانی ک امتحان نکردن توصیه میکنم حتما خیلی لذت بخشه کیرت داخل دهن شریک سکسیت راست بشه،خلاصه کیر مارو تا اونجا ک میتونست ساک زد چون عجله داشت محکم میکشید لباشو ک زودتر کیرم بلند بشه و کار زودتر تموم بشه تخمام رو هم حسابی خورد و زبون زد،میخواستم منم براش بخورم ک نگذاشت گفت دیره،خودش برگشت حالت سگی وایساد سرشو گذاشت رو تخت با صدای اروم گفت میلاد جون هرکی دوس داری فقط اروم،پرسیدم تجربه سکس از عقب داری؟گفت یکی دوبار نصفه نیمه،از ی جهت برا من بهتر بود ک اماده سازیش وقت کمتری میبرد و از ی جهت بدم اومد کیر بزارم جای کیر کسی دیگ(من توی عمرم جنده لاشی نکردم و نخواهم کرد)،انگشتمو لیز کردم و فرو کردم داخل،اروم عقب جلو میکردم یکم ک گذشت انگشت دوم رو هم کردم تو،دو انگشته داشتم عقب جلو میکردم تو کونش،کونش جا دار بود حالا نمیدونم کون زیاد داده بود یا فابریکی اینجور بود چون خودش گفت یکی دوبار نصفه داده،دیگ نوبت کیرم بود ک طعم کونش رو بچشه،کیرمو اروم میکشیدم روی چاک کونش و و کسش،حشری شده بود خودشم چنگ میزد رو تختی رو،میخواستم با کرم بکنم ولی بعد از انگشت کردن فهمیدم با همون تف کارم راه میفته، ی تف انداختم سر کیرم و گذاشتم در سوراخش اروم سرشو کردم تو،یادم افتاد کاندوم نزدم،سریع کشیدم بیرون رفتم کاندوم از جیبم دراوردم انداختم رو کیرم و دوباره برگشتم سرکارم،سر کیرمو اروم کردم توش یواش یواش بیشتر میکردم تو،معلوم بود داشت درد تحمل میکرد دستاشو تکون میداد و میکشید رو تخت،تا اخر کردم تو کونش وایسادم جا باز کنه یواش شروع کردم با احتیاط تلنبه زدن،ی سانت میکشیدم بیرون دوباره میکردم توش،تا وقتی ک کامل جا باز کرد دیگه تا سرش میاوردم بیرون دوباره میزدم جا،اخ با هر تلنبه ایی ک میزدم کونش میلرزید خیلی لذت بخش بود،سرعتم زیاد نبود ولی کیرمو تا اخر درمیاوردم و میکردم تو،یواش یواش سرعتمو زیاد کردم،صداش بلند شده بود حس خیلی خوبی بود،صدای اه و ناله از ی طرف صدای شالاپ شلوپ کونش از ی طرف،لرزش کونش ک دیگه اخرتش بود،دیوانه وار دوتایی داشتیم لذت میبردیم چندبار اروم سیلی زدم رو کونش خیلی چسبید،دستمو روی کونش میکشیدم اروم دست بردم از زیر سینه اش رو گرفتم و شروع کردم مالوندن نرم بود،نوک سینه اش رو گرفته بودم اروم میکشیدم هانیه هم میگفت جوووون دوست دارم،داشت ابم میومد گفتم هانیه دارم میام کجا بریزم گفت امروز بریز تو همون کاندوم حوصله ندارم برم بشورم دیرمه،اخه بیشتر وقتایی ک ارضا شدم ابمو ریختم رو سینش خودشم دوس داره،دوتا دستامو گذاشتم رو کونش چندتا تلنبه محکم زدم ابم اومد توی کاندوم خالی کردم بدنم بی حس شد انگار دیشب خستگی تموم دنیا ریخت تو بدن من،همینطور ک کیرم تو کونش بود اروم روش خوابیدم بدن نرمش زیرم بود،پشت گردنش رو بوس کردم تا گوشش،اروم توی گوشش گفتم مرسی ک هستی،اونم ک نای حرف زدن نداشت گفت نوش جونت ولی من ارضا نشدم یکی طلبم تا سری بعد منم گفتم از الان تا اخر عمرم بهت بدهکارم من،گفت اقای بدهکار پاشو از روم له شدم،پاشدم با دستمال کیرمو پاک کردم دیدم هانیه با دو لیوان شربت برگشت خیلی چسبید،سریع لباس پوشیدیم و رفتیم،من ب سمت خونه هانیه ب سمت اموزشگاه داداشش.این هم از خاطره من و هانیه امیدوارم پسندیده باشید.نوشته میلادم میلاد

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *