فیلم سوپر ایرانی تو حموم اول ساک میزنه بعد جر میخوره

58855
Share
Copy the link

فیلم سوپر ایرانی تو حموم اول ساک میزنه بعد جر میخوره

 

 

 

20 سالم بود تازه رفته بودم دانشگاه
ادم ندیده ای نبودم ولی طوری با دخترا رفتار میکردم که فک نکنن نظری بهشون دارم
رشته حسابداری میخونم
تقریبا نصفی از کلاس دختر بودن
همه جوری توش بود محجبه بی حجاب حتی تا ترم چهارم جنده هم پیدا شد
بچه شوخی هم بودم یجورایی کلاسو من میچرخوندم حتی با استادامم شوخی میکردم
بگذریم…
توی همون ترم اول توی جلسه معارفه با بلوتوث با ی دختر اشنا شدم شمارمم بهش دادم
محجبه بود ولی انگار واقعنی از من خوشش اومده بوده …
یه هفته ای از رابطمون نگذشته بود که سر و کله ی یکی دیگه پیدا شد و با هزار التماس فهمیدم از دخترای کلاس خودمونه صداش میکردم پری
خوشکلتر بود

 

بخاطر خوشکلیش میخواستمش

 

اون دختر محجبه هم بخاطر صداقش میخواستمش
بخاطر همین تصمیم گرفتم بدون اینکه هیچکدومشون بفهمن با هر دوشون باشم
ترم یک به همین منوال گذشت که دو تاییشون تویه خوابگاه بودن برای همین به هر دوشون سپرده بودم که نکنه کسی بفهمه که تو دانشگاه انگشت نما میشیم
با این میرفتم بیرون اون میرفت خوابگاه اون یکی میومد
توی ترم یک کارم شده بود این هر روز بیرون بودم باهاشون
یجوراییم تو فکر این بودم که هر دوشون بزنم به بدن ولی یه روز که با دختر محجبه رفتم بودم بیرون دستشو گرفتم بعد از اینکه رفت خوابگاه اس داد که خیلی عذاب وجدان دارم که دستمو گرفتی ما به نامحرمیم همونجا به خودم گفتم این تا بخوام راضیش کنم مدرکمم گرفتم
و این که بخودم قول داده بودم دختری که خودش پاکه هیچ کاریش نداشته باشم
بنابراین با دختر مجرده دوستی ساده و به قول خودش عشقولانه ای داشتیم
اما اون یکی پری داشتیم از خیابون رد میشدیم دستمو گرفت
همونجا بخودم گفتم من خودمو توت حس نکنم پسر نیستم
ترم دوم شروع شد…
از شانس گند ما این دوتا دختر افتادن تو یه اتاق
دخترام که دیدین توی خبرنگاری حرف اول و میزنن. BBC – اخبار شبکه5 -اخبار 30-20-اخبار ساعت 14 -اخبارایی که صبحا پخش میکنه همشون جلوی اینا کم میارن
مثلا دختره نشسته داره اخبار میبینه داره همراه گوینده لبخونی میکنه دو روز پیش این خبر بهش رسیده :دی
همراه این دوتا دوست دخترام یکی دیگه از بچه های کلاس که سن و سال داشت بزرگتر از هممون بود
محجبه هم بود و معلوم بود از ترشیدگی قصد ادامه تحصیل گرفته بود با اینا هم اتاقی بود
خلاصه تو اتاق اینا یه غوغایی برپا میشه که به کلاس کشیده میشه و همه بچه های کلاس
ما رو با یه کس کش یکی مدونن
ولی با این اوضاع با زبون ریزی و تز روانشناسی هام نتونستم هیچکدومشون و نگه دارم
ولی از دید پسرای کلاس غول شده بودیم برا خودمون هر که میخواست به یکی شماره بده میومد سراغ من
ی روز یکی از بچه های کلاس اومد گفت من میخوام با فلانی دوست شم میری باهاش صحبت کنی
من بهش گفتم تو چی در ازاش بهم میدی گفت شماره یه خانم مطلقه رو بهت میدم دیگه مخ زدنش با خودت
من قبول کردم
شماره رو گرفتم

 

اولش با یه زنگ شروع شد که اء ببخشید اشتباه گرفتم و چندتا تک شبونه
اس دادنا شروع شد …

 

خودمو زده بودم به اون راه …میدونستم شوهر نداره ولی میگفتم اگه شوهر داری بگو و از این حرفا که ما هم قبول کردیم
اس ام اس های اء ببخشید پیامکای(فارسی را پاس بداریم-از اتاق فرمانم اشاره شد ) عاشقونه ی ما تبدیل شد به پیامکای سکسی و حرفای سکسی و خلاصه چشاتونو به بازی نگیرم
طرف از خدا خواسته بهش پیشنهاد دادیمو قبول کرد
قرار شد یه روز صبح که خونه خالی پیدا کنیم و ایشون تشریف بیارم
و اینکه من کلا ادم محتاطی هستم ادرسو بهش چند کوچه پایین تر دادم که ببینم با کی میاد چجوری میاد
قضیه خفت گیری نباشه کلیه هامونو بکنن ببرن بفروشن یا تجاوزی صورت بگیره :دی
اوخ اوخ چی میبینی…
نشسته جلو با ی ماشین شخصی داره میاد
سر کوچه پیاده شد ماشینه رفت …
زنگ زد کجایی کدوم پلاک بیاد
منم بهش گفتم اون ماشینه کی بود که ازش پیاده شدی
هی قسم و ایه که بخدا عموم بود و گفتم میخوام برم خونه دوستم اونم گفته من میرسونمت
گفتم ی بیا تا ته کوچه برو تو کوچه سمت چپی
منم دورا دور داشتم میپاییدم که ببینم کسی میاد دنبالش یا نه یه ده دقیقه گذشت دیدم نه خبری نشد
خیلی میترسیدم
رفتم پشت سرش سلام کردمو گفتم کار اشتباهی کردی با عموت اومدی
گفت نشد بپیچونی منم که مطلقه بهم اعتماد نمیکنن
گفتم مگه چیکار کردی؟
هیچی نگفت منم دنبالشو نگرفتم
خلاصه بالاخره رفتیم تو اونجا دیگه شدیم سلطان جنگل
گفتم برو تو اتاق منم پشت سرش رفتمو

 

گفتم درشون بیار گفت اوووووو چطه در که نمیرم
گفتم خوبه که کیر نداری

 

گفت چطور گفتم شق درد میدونی چیه ؟؟
خندیدید و لباساشو در اورد
فک کنید صب ساعت 7 زنگ زده من دارم میام منم که از شب قبلش تو مکان بودمو
وسایل لازم و تهیه کردم
همون هفت صبح قرص و انداختم بالا و دو تا نخ ونستون روش کشیدم که قرصا بگیرتم
تا 8 که اون رسید دیگه اماده اماده بود
قبلشم رفته بودم سرویس بخشای پایینی رو واکس و پولیش کرده بودم تخمام با نوشابه شستم که برق بیوفته(خخخخخخخخ نوشابه رو میزنن به لاستیک ماشین ک برق بیوفته :دی)
لخت جلوم وایساده بود
یه دختر لخت پوست سبزه
چشای مشکی مشکی
با ست زرد قناری
کونشم که نگم جنیفرو دیدین اون کون داره اینم کون داره
گرفتمش تو بغلم شروع کردیم به لب گرفتن خوابوندمش
من عاشق لب گرفتنم یه ده دقیقه ادامه دادمو رفتم سراغ گردنشو
لیسش میزدم خیس خیس شده بود
همین که رفتم سراغ لاله گوشش یخرده خوردم دیدم صداش در اومد
گفتم لباسامو در بیار خودت
همونجور خوابیده لباسامو در اورد
شرتم مونده بود کیرمم قشنگ دیگه داشت میترکید
شرتمم کشید پایین کیرو که دید
مکث کرد
گفت این چیه ؟
گفتم چی چی موگوی ینی میخوای بگی تا حالا ندیدی از اینا ؟

 

گفت دیدم ولی به این بزرگیشو نه ؟
گفتم چشتون بزرگ میبینه تازه ممکنه کیر شوهر شما کوچیک بوده این تو نظرت جلوه میکنه؟

 

گفت نه بزرگه …
دیگه ادامه ندادم گفتم میخوریش؟؟
اومد گرفت تو دستش یخرده بازی بازی کرد بعد گذاشت تو دهنش
حس عجیب و جالبیه واقعا دوست دارم یکی برام ساک بزنه بجز پسرا خخخخخخخخخ عق تف
یخرده که خورد خوابوندمش به پشت و شرتش کشیدم پایین گفتم میکشی یا بکشم
گفت میکشم
پارش کرد و کشید روش
اذیتم میکرد تنگ بود
گفتم تنگیش به سوزاک گرفتن می ارزه
خلاصه خوابوندمشو اروم میکشیدم رو کسش
اروم کردم تو کسش همون دفه اول میخواستم تا ته بکنم که دیدم یخرده تنگ میزنه
دیگه اون اولای خیابون هی رفت و امد داشتیم تا باز شد
دیگه داشتم قشنگ داشتم ویلون میزدم برا خودم هی میرفت تو هی یه صدایی میداد
محکم تر که میزدم صداشم بیشتر میشد
خلاصه قرصا کار خودشو کرده بود خانم دوبار ارضا شدن و کیر ما هم داشت تاول میزد بی زبون
خیلیم حشری شده بودم میخواسم بشم ولی نمیشد
دل و زدم به دریا بهش گفتم مریضی چیزی که نداری میخوام کاندومو در بیارم
گفت نه
در اوردم پرتش کردم اونور شروع کردم تلمبه زدن خوار کسه خیلی حالش بیشتر بود بدون مزاحم
خلاصه اینقدر کردیمش که بالاخره با التماس منی های ما شرف یاب شدن روی مثانه خانم
همونجا تو بغلش 5 دقیقه ای خوابیدمو دوباره شروع کردم لب گرفتن که دیدم دوباره داره بلند میشه
بهش گفتم پاشو بریم حموم
گفت بریم
رفتیم باهم تو حموم گوشیمم اوردم اهنگ گذاشتم و گذاشتمش سه گوشه حموم که صداش بیشتر بشه و به مراسم تزیین داده باشیم با موسیقی
رفتیم زیر دوش اب و باز کردمو با هم رفتیم زی اب لب گرفتن
خیلی حال میده داری لب میگیری هی تو دهنت اب میره …
همونجور ئایساده یخرده کردم تو کسش دیدم سخته
همونجا زیر دوش نشستیم پاهاش و دورم حلقه کرد
منم از روی پاش همینکارو کردم
دیگه قشنگ درهم ادغام شده بودیم
سینه ها چسبیده به سینه
کیر و کس کیپ هم
لبا تو هم
اصن ی وضی هر چی بگم از زیبایی این حرکت کم گفتم
همینجوری زیر دوش اب گرم با صدای محسن یگانه توی بخار حموم نور زرد رنگ
به هم دیگه ی حالی دادیم که تا عمر داریم هیچکدوممون یادمون نمیره
صحنه جالبش اینجا بود که ابم که اومد اب گرم که داشت میریخت
این منیای من عین سفیده تخم مرغ پخته بود اصن ی وض خنده داری بود
پاشدیم دوش گرفتیم
قسمت جالبترش اینه که اون جلوی من غسل کرد منم جلوی اون
خدا قبول کنه
دفه بعدیم در منزل عمو خدمت هم رسیدیم که خیلی بد بود چون باعث پابان رابطمون شد
چرا؟
چون همین که کیرم و کردم تو کسش دیدم سر خورد تا ته رفت
مث دفه قبل نبود فهمیدم یجایی داده
چیزی نگفتم
حالمو کردم
بعد بهش گفتم کدوم قبرسونی رفتی دادی ؟
گفت بخدا هیچ جا؟
گفتم بمن دروغ نگو این همون کسی نیست که من کردم
چیزی نگفتو رفتیم
بعد اس داد که فقط این توش نوشته بود
پسر عموم
منم این جمله رو براش نوشتم
بای

پایان…

نه صب کنین
میخواین عکسشو بزارم

عکس دختره رو نمیگما!!!
کیرمو میگم
خخخخخخخخخخخخخخخ

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *