فیلم سوپر گی چنتا پسر رو باهم کون میدن

19411
Share
Copy the link

 

فیلم سوپر گی چنتا پسر رو باهم کون میدن

 

 

اول همه باید از سایت تشکر کنم که یک تجربه قشنگ را برام ساخت و برای اولین بار یک کون اساسی کردم.حدود سه ماه پیش تو سایت با پسری آشنا شدم که نام کاربریش را نمیتونم بگم. البته کاربریش را حذف کرده اما به سایت سر میزنه و هنوز با هم هستیم. بهش گفتم میخوام داستانمون را بنویسم و قبول کرد. تمایل شدیدی به سکس با دختر بچه داشت و تو چتهایی که میکردیم داشت من را هم به این سمت هل میداد. البته الان فقط به من تمایل داره و دوستش دارم.
تا یکماه قبل که قرار گذاشتیم همدیگه را ببینیم. تازه اون موقع بود که گفت خونشون بابلسره و من هم که ویلایی اونجا تو محمودآباد دارم استقبال کردم که همدیگر را دیده و بیشتر آشنا بشیم. باید بگم 35 سال دارم و مجرد و او که خودش را رضا معرفی کرده بود میگفت 22 سال داره. بعد از کلی قرار و مدار که هی جا را عوض میکرد قرارمون شد برای روز پنج شنبه 29 تیر که تعطیل بود. قرار بود خونه از من باشه و او هم دختری که پنجم ابتدایی بود را بیاره. خبر نداشت چه بلایی میخوام سرش بیارم که بچه بازی یادش بره!
روز چهار شنبه رفتم شمال و خونه را آماده کردم و ودکا خریدم و میدونستم دستش خالیه و دختری در کار نیست. مدام تو چت میگفت کیرم 20 سانته و قدم 185 و کمرم سفته و یکساعت میکنم. تجربه ثابت کرده بود با یک کون بکر و سفید طرفم.
پنج شنبه رفتم سر قرار تو پارکینگ دو بابلسر و ماشین را گذاشتم و چون مشخصات داده بودم رفتم اون طرف بلوار و منتظر شدم . چند دقیقه ای نگذشته بود که پسری رفت سمت ماشین که مشخصاتش را داده بودم و شروع به نگاه به داخلش کرد.پسری بود با 160 قد و حداکثر 16 سال سن و پوستی سبزه و موی کوتاه. دقیقا خلاف آماری که داده بود. از دور کنترل را زدم و در ماشین باز شد و آقارضا هاج و واج اطراف را نگاه میکرد. تنها بود و هیچکس اطراف نبود. از دور براش دست تکان دادم و رفتم طرفش.
بعد از سلام و احوالپرسی مدام میخندید و گفتم منو سر کار گذاشتی؟ گفت نه باید تا عصر صبر کنی برم بیارمش. سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت ویلا. وقتی رسیدیم و خونه را دید هول شده بود و میگفت وضع مالیت هم که خوبه. مال خودته؟ گفتم آره اما انتظار داشتم با من روراست باشی. هی قسم و آیه میومد که همه چی ردیفه. آقا رضا که تازه فهمیدم اسمش میلاده و اول دبیرستانه بدجور منو به فکر انداخته بود. انتظار نداشت منو ببینه واسه همین افتاده بود تو رودرواسی. وقتی تعارف کردم بره تو خونه میترسید و مدام میگفت واقعا تنهایی؟
میترسید تو خونه منتظرش باشن و کونو به باد بده. داخل که شد و نشست خیالش راحت شد و شروع به گپ زدن کردیم. از تمایلش به خواهر ناتنیش که چهارم دبستانه گفت و اینکه چند بار لاپایی باهاش حال کرده. دلم میخواست همون موقع کیر بیست سانتی واقعی را بکنم تو حلقش اما باید صبر میکردم با جون و دل بده!
برای ناهار جوجه گرفته بودم که رفتیم پای منقل و ودکا را هم بردم و مشغول شدیم. بلد نبود ودکا بخوره و استکان دوم مست شده بود. کمی جوجه خوردیم و باز هم ودکا .دیگه مست مست بود و مدام از خواهر ناتنیش میگفت. کیرش را که دست زدم خنده ای کرد و گفتم: این که ده سانت هم نمیشه؟ گفت: مگه مال تو چقدره؟ از شلوارک که در آوردم چشماش گرد شد و دست که زد فهمیدم بار اولش نیست. دیگه مست بود و کنترلی رو خودش نداشت. دستش را که گرفتم و به سمت حموم بردم چیزی نگفت. لخت شدیم و رفتیم تو . بدنش اصلا مو نداشت و فقط کمی مو یا بهتر بگم کرک رو کونش بود که همون اول با ژیلت واسش تراشیدم. آنقدر مست بود که وقتی رفتیم زیر دوش و کونش را چرب کردم اصلا نفهمید.
کله کیرم را که فرو کردم بی هیچ مقاومتی باهام همراهی کرد و بیشتر قمبل کرد. یکربعی طول کشید تا نصف کیرم را جا کردم و شروع به کردن کردم. بدن قشنگی داشت و وقتی از بدنش تعریف کردم گفت والیبال بازی میکنه و واسه همینه بدنش سفته . با کیرش بازی میکردم که آبش اومد و التماس میکرد زودتر تمومش کنم. قرار شد بریم بیرون و رو تخت ادامه بدیم. تا کشیدم بیرون توالتش گرفت و رو توالت فرنگی نشست. مست مست بود و هیچی حالیش نبود. تو همون حالت دادم برام ساک بزنه .چنان با لذت ساک میزد که ول کن نبود. کارش تموم که شد قشنگ شستمش و رفتیم تو اتاق خواب .
رو تخت دمر افتاد و خوابش گرفته بود. بهترین موقع بود که کونش را پاره کنم که هوس دختر بچه نکنه. دوباره که شروع کردم بدن خیسش که به تنم میخورد اشتیاق کونش برام بیشتر میشد. این بار راحت رفت تو و شروع کردم. دیگه خوشش اومده بود و مدام ازش از خونوادش میپرسیدم. معلوم شد پسر عمش که 32 سال داره تا حالا چند بار کردتش و یک برادر داره که تازگی زن گرفته وخودش بیشتر وقتها را خونه نامادریش هست و به خواهر ناتنیش دست درازی میکنه. خونه پدرش هم نزدیک بابلسره و تو ده هستند.
تازه فهمیدم تو اون ده چه بکن بکنی هست و بهش گفتم اگه میشه اونجا ویلا ساخت و اقامت کرد واسه من یک تکه زمین پیدا کن!
دیگه خسته شده بود و من هم داشتم عقب جلو میکردم و مدام ژل میمالیدم که خشک نشه. مشروب باعث شده بود کمرم بتون آرمه بشه و آبم نیاد. خوابش میومد و باید تموم میکردم. چند تا تلمبه محکم زدم که خواب از سرش پرید و گفتم آبم داره میاد باید بخوریش. اول قبول نمیکرد اما وقتی گفتم یه تراول میدم قبول کرد و با میل تمامش را خورد.
تا عصر تو بغلم خوابید و وقتی بیدار شد مستی پریده بود و خجالت میکشید. یکبار دیگه هم قل خوردیم و این بار ادای دختر در میاورد تا بیشتر حال کنم. اون دو روز چند بار کردمش گرچه شب نمیتونست بمونه اما آخر به قولش واسه آوردن دختر کلا

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *