فیلم پورن لز دختر های باربی با کوس سفید

8517
Share
Copy the link

فیلم پورن لز دختر های باربی با کوس سفید

 

سلام دوستان
من سلمان هستم. از اونجا که از دوره دبیرستان سیبیل میذاشتم بهم میگن سلمان سیبیل. البته بعد از خدمت دیگه سیبیل نذاشتم ولی اسمم روم موند. کارم تو یه دفتر تجاریه. تو مجموعه خودمون از همه رتبه م پایین تره و فقط کار هماهنگی بین همکارارو وقتی تو شرکتای مختلفن انجام می دم. یه جورایی بعد از من فقط آبدارچیه. در مورد ظاهرم بهتره بگم که یکی از دوستام میگه تو شبیه هیچی نیستی. واقعا شبیه هیچی نیستم. قدم 160، لاغر مردنی و البته پر تحرک, ریشمو می زنم شبیه سیرابی میشم و ریش میذارم شبیه احمدی نژاد میشم. به خاطر همین کلا سرمو تراشیدم و یه ریش پرفسوری نازک گذاشتم که یه بهم بیاد و یه خورده شبیه آمدیزاد شدم.
خاطره ای که دارم براتون تعریف میکنم در خلال یک سال اخیر رخ داد که شنبه ی این هفته به بار نشست.
آخرای پاییز پارسال(91) بود که یه همکار جدید (یه دختر خوشگل به اسم مریلا ….) بهمون اضافه شد. می گفتن سابقه کار تو چند تا شرکتو داره. به سنش نمیومد. بعدا فهمیدیم که با پارتی باباش اومده. خلاصه تو چند روز اول که داشتن توجیهش می کردن که شرایط کار تو شرکت چه جوریه، من همش تو کفش بودم. بعد از یه مدت از زبون تیز و بزم استفاده کردم و بهش پیشنهاد همکاری بیشتر دادم. اونم اولش ناز کرد ولی وقتی دید تو اونجا باید از یه نفر کمک بخواد قبول کرد. خلاصه تو تموم این مدت همه ی تلاشمو کردم که از کارایی که براش میکنم یه راهی برای نزدیک شدن بهش پیدا کنم. کلی با هم رابطه صمیمی برقرار کردیم و بعضی وختا اس ام اسای +18 و جکای زیر کمر واسه میفرستاویم.

تا اینکه 10 ماه گذشت و روز جشن تاسیس شرکت رسید. تو جشن تاسیس که ساعت 7 شروع شد، مدیرمون که م

ذهبیه کلی ضرضر کرد و رفت تمرگید و بعدش سهامدار اصلی شرکت کلی کس شع

ر گفت و جفتشون رفتن گورشونو گم کردن. حدودا ساعت 10 بود که فقط همکارای خودمونی مونده بودن. ما هم با بچه ها نشستیم در غیاب اضافه ها مشروب خوردن. وقتی مریلام نشست کنارم تشتکم پرید. گفتم فکر نمی کردم تو هم بخوری. گفت تا حالا نخوردم ولی امشب بابام اینا نیستن اگرم حالم بد شه نمیبینن که پیششون ضایع شم. خلاصه نشستیم خوردن که بعد از دو پیک خانم حالش خراب شد منم سریع رسوندمش دستشویی که اونجا تگری بزنه. وقتی کارش تموم شد، گفت می خوام برم. منم نذاشتم تنها بره و گفتم خودم می رسونمت. بعد با بچه ها خدافظی کردم و بردم برسونمش. انقد دو تا پیک روش تاثیر گذاشته بود که داشت کس شعر می گفت. وقتی رسیدیم خونه شون ( البته تو این

مدت همکاری خونه شونو یاد گرفته بودم) گفتم بذار ببرمت بالا. خلاصه رفتیم تو آپارتمان . دیدم خیلی ساکنه و از هیچ کدو

م از چهار تا طبقه صدایی نمیاد. تو آسانسور ازش پرسیدم چرا انقد ساکته

؟ گفت که پارسال قرارداد همه مستاجرا رو با هم بسته بودیم امسالم که گرون کردیم همه شون رفتن کلا ساختمون خالیه و قراره مستاجر جدید بیاد (منم تو دلم گفتم عجب بابای دندون گردی داره!). گفتم خوبه دیگه اینجا حال میده سکس کنی با صدای بلند جیغ بکشی و هیشکی هم نیست که اذیت بشه. اونم تو اون حال خرابش شروع کرد لو دادن که کِی سکس بابا و مامانشو دیده و از این حرفا. خلاصه یه خورده کس شعر سکسی هم من گفتم و دیگه رسیدیم دم در واحدشون. گفتم کلید و بده درو باز کنم. دیدم داره مثل اسکلا نگام میکه. گفتم نترس خطرناک نیستم نمیام تو، اصلا اگه کلیدو ندی همینجا بغلت می کنما! اونم نه گذاشت و نه ورداشت بغلم کرد و ازم یه لب گرفت. گفت اینجوری حال نمیده بریم تو. رفتیم تو و شروع کردیم لب بازی. مانتو شو دراورد (بدنش لاغر، کون کوچولو با پستونای نقلی) و منم شروع کردم از رو ساپورتش مالوندنش و لب بازی و زبون خوری و مالش پستون. حدودا یه ربع وایسادنه لب بازی کردیم و منم حسابی مالوندمش. بعدش بلوزشو دراوردم و انونم که حشرش زده بود بالا اصلا مانع نشد. یه سوتین آبی کم رنگ پوشیده بود که بالاش توری داشت و گیره ش جلو بود. همینجوری از رو سوتینش پستوناشو مالیدمو بعدش گیره سوتینشو باز کردم و حسابی خوردمش. خوابوندمش رو کاناپه و دوباره از لباش شروع کردم خوردن و رفتم پایین سراغ پستوناش و بعدشم نافش. بعدش رفتم سراغ کسشو از رو ساپورتش خوردمش می خواستم شلوارشو بکشم پایین که یه دفه پاشد و خودش شلوارشو دراورد و گفت لخت شو بریم حموم. منم کلی با این حرفش حال کردم. لخت شدم و رفتیم تو حموم. یه حموم بزرگ با یه دوش و یه سکو و یه تخت پلاستیکی واسه دراز کشیدن با یه وان. هنوز شمون پامون بود (البته من راست کرده بودم) و همینطور که وایساده بود از رو شورتش کسشو خوردم. بد رفت تو وان و آبو ولرم کرد و گذاشت وان پر شه و اومد شورتشو دراورد و بعدشم شورت منو دراورد و شروع کرد به خوردن لبام و همینجوری داشت میرفت پایین. منم برای اینکه زود ارضا نشم و جلوش ضایع نشم گفتم وان به اندازه کافی پر شد و رفتیم تو وان و آبو بستیم و شروع کردیم به شامپو ردن به بدن همدیگه. کلی همدیگه رو مالیدیم و ور رفتیم تا اینکه از تو کشوی زیر سکو یه کاندوم دراورد و داد بهم. فهمیدم که همیشه آماده به کاره. کیرمو خشک کردم و کاندومو زدم سر کیرم و اونم شروع کرد

به خوردن کیرم از رو کاندوم که حسابی خیس بشه و اذیت نشه. بعش نشست رو گوشه وان و گفت زو

د باش. منم رفتم آروم بغلش کردم و یه لب گرفتم و سر کیرمو گذاشتم دم کسش و آروم آروم یه

 

خورده فشار دادم تو و یهذره دراوردم که دوباره آروم بکنم توش که گفت الحق که بچه جنوب شهری یهویی بکن توش. (مارو باش که هواشو داریم که اذیت نشه) منم که یه خورده از دستش شاکی شده بودم همچین کرمد تو که صدای جیغش درومد که “مرتیکه جاکش آروم تر!” منم توجه نکردم و شروع کردم تلمبه زدن. حالا نزن کی بزن اونم دیگه فقط جیغ میزد. یه خورده که کردم دیدم آبم داره میاد، سریع دراوردم گفتم بریم رو تخت. اونم که فهمیده بود جریان چیه به روی خودش یاورد و پاشد و منم خودمو قشنگ تابلو کردم (کیرمو گرفتم زیر آب سرد اونم یه جاکش دیگه نثارم کرد). بعدش رفتم رو تخت کنارش دراز کشیدم و لب بازی و این جور جنگولک بازیا و کلی مالوندن و خوردن می خواستم دوباره بکنم که نذاشت گفت الا دیگه کیرت لزج نیست و رفت پایین و واسم ساک زد. بعدش دوباره دراز کشید بغلم و گفت حالا بکن. گفتم همچین بکنمت که همین پلاستیکو گاز بگیری. گفت ببینیم و تعریف کنیم. منم تاق وازش کردم و رفتم نشستم لای پاهاش و کیرمو گذاشتم در سوراخ کسش. گفتم آماده ای؟ گفت آتیش کن بریم. منم دوباره همچین یه دفه کردم تو که اینبار یه کس کش بعد از جیغ نثار

م کرد. چند دقیقه تلبمه زدم و دراورد و گفتم برگرد. اونم دمر خوابید و منم اول دوتا زدم در کونش بعدشم دس

ت انداختم زیر کمرش و یه خورده کشیدمش بالا. اول با آرامش کردم تو کسش و تلمبه ز

دم بعدش پرسیدم که کونش آزاده یا نه؟ اونم خندید و گفت راحت باش. منم گفتم آماده گاز گرفتن باش. آروم آروم کردم تو کونش و بعدش تلمبه رو شروع کردم و سرعتمو زیاد کردم. انقد تند تند تلمبه میزدم که صدای جیغش کل ساختمونو ورداشته بود. بعد از چند دقیقه که آبم داشت میومد، کیرمو دراوردم و کاندمو سریع کشیدم بیرون و از پشت بغلش کردمو و با تکون کمرم کیرمو سابوندم در کونش که با یه صدای بم نکره آبم اومد و ریخت رو بدن جفتمون. ولی مریلا هنوز ارضا نشده بود. گفتم عمه کس تو چرا ارضا نمیشی؟ گفت تا حسابی چوچولمو نخوری ارضا نمیشم. منم افتاده به جون کسش و با زبون چوچولشو گیرر آوردم و یه دل سیر خوردم و لیس زدم و کردم تو دهنم تا اینکه ارضا شد. منم که دوباره راست کرده بودم رفتم از تو کشو یه کاندم دیگه ورداشتم رفتم سراغ دهنش و کیرمو با دهنش خیس کردم و اینبار همون اول رفتم سرااغ کونش. حسابی کونشو ترکوندم. بعد رفتم سراغ کسشو کلی تلبمه زدم. بعدشن پوزیشن 69 رو اجرا کردیم و دوباره رفتم سراغ کسش. چون یه بار ارضا شده بودم دیگه اینبار کلی حال کردم و آبم خیلی دیتر اومد. بعدشم چند دقیقه تو حالتی که هنوز کیرم که در حال خوابیدن بود تو کسش مونده بود کلی لب بازی کریم. بعدش همونجا حسابی همدیگه رو شستیم و تو وان کلی شیطونی سکسی کردیم و بعدشم خودمونو خشک کردیم و رفتیم لباسامونو پوشیدیم. وقتی داشتم از واحدشون میومدم بیرون اونم با من اومد و کلی تو آسانسور لب بازی کریدم و بعدشم که از آسانسور اومدیم بیرون تا دم در خروجی به لب بازی ادامه دادیم. از الانم واسه شنبه هفته دیگه که دوباره بابش اینا نیستن قرار گذاشتیم.

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *