قرارمون اين نبود

393
Share
Copy the link

به خاطر دعواهایی كه این چند روز داشتیم رابطمون خیلی شكراب بوداز اینكه همه چیز رو به كشیش كلیسا گفته بودم خیلی شاكی بودمیگفت تو ابروی منو بردیمنم میگفتم توام به من خیانت كردی با اینكه میدونستم خیانت نكرده و من الكی قضاوت كردم نمیتونستم شل بیام چون خودم خراب میشدم بهم گفته بود كلید خونه رو بذار تموم وسیله هاتم از خونم ببر منم همه چیزمو جمع كردم و كادوهاشم از خونه خودم بردم گذاشتم خونش یعنی به عبارتی پس دادم كادوهاشو بعد از یه هفته از مسافرت اومد بهم زنگ زد گفت هدیه هاتو چرا اوردی من اینارو واسه تو خریده بودم بیا ببرگفتم نمیخوامگذشت تا شب بعدش رفتم بار تنهایی نشستم كون به كون سیگار كشیدم و ابجو خوردم شاید ده تا ابجو خوردماخر شب شده بود سوار موتور شدم برم خونم از جلوی خونش رد شدم دیدم در بالكنش بازه چراغاش خاموشه ولی چراغ بالكن روشن گذاشته مثل همیشه كه باهم میخواستیم مشروب بخوریم و سكس كنیم گفتم حتما كسی پیششه رد شدم رفتمدوتا چهارراه اونور تر دور زدم برگشتم جلو در خونشزنگ زدم بهش گفتم در بالكنتو ببند پشه میاد تا صبح نمیذاره بخوابیسریع اومد رو باكن گفت بیا بالا گفتم نه بیام چیكارتلفن قطع كرد درو باز كردموتورو مست مست وسط خیابون گذاشتم رفتم بالاتا وارد شدم گفت مشروب خوردی؟گفتم نه همین كه گفتم نه با سر رفتم تو درگفت با كی خوردیگفتم تنها گفت كجا گفتم بارگفت چیگفتم ابجوگفت با ابجو اینجوری شدی؟گفتم ده تا هفت و نیم درصد خوردم گفت بار كه هفت و نیم نمیده بار پنج و نیم درصد میده فقطدیگه جواب ندادم یه سیگار روشن كردم سرش تو گوشیش بودسیگار و كه كشیدم اوق زدم رفتم كه بالا بیارمدوباره برگشتم تا نشستم باز حالم بد شد رفتم دستشویینمیتونستم بالا بیارم ولی حالت تهوع شدیدی داشتم دفعه دوم سرم گیج رفت افتادم توی حموم اومد تكیه مو داد به دیوارتیشرتمو در اورد رفت پشتم كه سوتینمو باز كنه دید از جلو باز میشه اومد جلوم سوتینمو باز كردزیر بغلامو گرفت نشوند روی در دستشویی فرنگی دكمه شلوارمو باز كرد خودمم یكم كمكش كردم شلوارمو شرتمو در اورد اب داغو باز كرد گرفت روم همینجوری كه هق هق گریه زاری میكردم گفتم سوختم اب و خنك كرد اول سر و صورتمو شست بعد بدنمو شسترفت حوله اورد برام تنم كرد منو برد گذاشت توی تخت حولش برام بزرگ بود اذیتم میكردزور میزدم كه درش بیارم بیشتر توش گره میخوردم اومد حوله رو از تنم در اورد پتو رو كشید روم و رفت سیگار بكشهحالا یكم بهتر شده بودم و عجیب دلم كیرشو میخواست به خاطر دعواهامون دو هفته بود سكس نداشتیم فقط بغل هم میخوابیدیم.صداش زدم اردلان؟-چیه؟-بیا پیشم.-سیگارمو بكشم میام-یدونه واسه منم بیار-نخیر تو بكشی بالا میاری سیگار خبری نیست-خب باشه پس زود بیااومد روی تختمون بالا تنش لخت بود شلوارك پاش بودتا دراز كشید مثل همیشه گفتم ببل(بغل)همیشه طاق باز میخوابید دست سمت چپشو دراز میكرد من سرمو میذاشتم رو بازوش پشتمو بهش میكردم دست راستمو توی دستی كه زیر سوم بود حلقه میكردم اونم از پشت بغلم میكرد كونمو فشار میدادم به كیرش دست راستشو میذاشت رو سینه هام و میخوابیدیم و یهو نصفه شب بدون هیچ صحبتی از خواب بیدار میشد میكرد تو كسم ابشم میریخت توش (من كیست دارم باردار نمیشم)و دوباره میخوابیدیماینبار گفتم ببل دستشو باز كرد رفتم رو سینش سرمو گذاشتم پامو گذاشتم وسط پاش با زانوم كیرشو فشار میدادمهی گلوشو میخوردمبهم گفت من الان چیكارت كنم تو ابرومو همه جا بردی گفتم من پشیمونم الان باهام خوب باش صبح حرف میزنیم راجع بهشگفت تو میدونی من بحز تو با كسی سكس نمیكنم گفتم میدونم گفت ولی اینبار دیگه هیچی مثل قبل نمیشه میخوام واسه خودم باشممث روز اول (روز اول گفتیم فقط رابطمون سكس باشه همین)گفتم من بازیمو بلد بودم دیدی روز اول گفتیم سكس بدون تعهد بعدش باهم زندگی كردیمبدون هم اب نخوردیمشبانه روز با هم بودیمگفت دیگه این اجازه رو بهت نمیدم میبینی كیرمو یه ربع داری میمالی راست نكردم؟گفتم خیلی عوضی ای زود باش میخوامگفت اگه مث روز اول قبول میكنی رابطمون بدون تعهد باشهالان پاشم بكنمت اگه نه این رابطه تموم شدستدیگه دیدم خیلی داره ریده میشه بهم گفتم پس شب خوبی داشته باشینوك بینیشو بوس كردم از تخت اومدم بیرون سوتین و شورتمو برداشتم كه بپوشم گفت از در خونه بیرون نمیریگفتم حالا ببین بلند شد سوتینمو از دستم چنگ زد پرتم كرد رو تخت شلواركشو در اورد(شرت نمیپوشید)پاهامو باز كرد اومد روم هی هلش میدادم كه بلند شه محكم تر خودشو مینداخت روم با كیرش كسمو فشار میدادهی خودمو میكشیدم بالا كه از زیرش بیام بیرون یهو لبامو گرفت شروع كرد به خوردن میدونست دوس ندارم لبامو گاز بگیره از همیشه محكم تر گاز میگرفتخودشو هی رو كسم عقب جلو میكرد منم زور میزدم از زیرش در برم بیشتر عصبیش میكردموهامو پیچید لای دستش انگشتشو خیس كرد كرد تو كسم دیگه ناله هام درومده بود و خودمو با انگشتش عقب جلو میكردم تو دو دقیقه كسم خیس خیس شد بلند شد از روم پاهامو به هم چسبوند صاف داد بالا كیرشو با نهایت حرس فرو كرد تو كسم كیرش واقعا برای واژن من بزرگ بود و این پوزیشن نهایت درد و بهم وارد میكردهیچوقت منو این مدلی نمیكرد اونشب فقط میخواست تموم حرسشو روم خالی كنه وقتی كیرشو فرو كرد از ته دلم جیغ زدم چون واقعا تحملشو نداشتمزور میزدم پاهامو بندازم ولی خیلی سفت چسبیده بود نمیتونستم تكون بخورمبعد از چند مین پاهامو باز كرد فرغونی میكرد صورتشو اورد جلوم همینجوری كه میكرد میگفت مگه چی دیدی ازم كه گفتی خیانت كردم منكه بدون تو نفس نمیكشم داشت گریه زاری میكرد حرفی كه هیچوقت نزده بودمو زدمگفتم دیوونه تو همه ی دنیامی من عاشقونه دوست دارم گفت دوسم داشتی كه این تهمتو زدی و به همه گفتی؟دوباره لال شدم دوباره عصبی شدلبامو گاز میگرفت و محكم میكردابش كه داشت میومد تند تر تلمبه میزدیهو توی كسم داغ داغ شدابش كه با فشار میخورد توی رحمم و حس میكردم كیرش كه نبض میزد و حس میكردمبعدش رفتم دستشویی و اومدم و مثل همیشه همو بغل كردیم و خوابیدیماونشب تا صبح بیدار میشدم میدیدم هنوز مست و گیجم اخرش ساعت هفت بیدار شدیم رفت دوش بگیره بره سر كارمنم حاضر شدم از حموم كه اومد خدافظی كردم و وقتی رفتم خونه هم پریود شدم الان پنج روزه ازش بیخبرم و دارم دق میكنمشاید زیاد سكسی نبود ولی چیزی بود كه دوس داشتم برای كسی تعریف كنمدر ضمن ما تركیه پناهنده هستیمكل داستانم راست بودنه پسرمنه جقییه دخترم كه معتاد سكس یه ادم شدم بعدش رابطمون از خانم و شوهر نزدیكتر شد و بعدم همه چیز از هم پاشیددرد دلی بود كه جاش درد میكرد❤️نوشته پناهنده

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *