لذت به اوج رساندن لیلا

0 views
0%

اول بگم نيازي ندارم دروغ بنويسم و اين اولين داستان من در شهواني هستش و چون برام خيلي لذت بخش بود براتون ميگم.اره همين ديروز يعني يکشنبه 8 ارديبهشت 92 حوالي ساعت 530 داشتم از سر کار برمي گشتم …. بهتر بدونين من از هيچ جنس خوبي نمي گذرم حالا مي خواد تو خيابون باشه يا سر کار يا هر چاي ديگه ، عاشق خانوماي داغ و سکسیم و هرجايي طرفم چراغ سبز نشون بده و بفهمم ، ولش نميکنم تا کامم رو شيرين نکنم………اره من شهروز هستم 30 سالمه و ديروز که از سر کار بر مي گشتم طبق معمول پشت فرمون چشمم تو خيابون دنبال يه کس خوب و داغ مي گشت ، برا چندتا دختر خانوم خشگل هم چراغ و اشاره نشون دادم که ظاهراً اهلش نبودن يا نپسنديدند ، تا يک خانوم رشيد چادري رو ديدم که واستاده و به اينور اونور نگاه مي ندازه ، کنجکاو شدم ، تا برسم بهش يه پرايد جلوتر از من سوارش کرد ، توجهي نکردم همينظور راهم و ادامه دادم تا سر يه ميدون خانومه از پرايد پياده شد -البته بگه که غير خانومه دو نفر ديگه (يه پسر نوجون و يه مرد ) تو ماشين بودن- منم دقيقا پشت سر پرايد رسيدم به خانومه که باز واستاده بود اينطرف اونطرف رو نگاه مي کرد ، خلاصه ما يه چراغ داديم و با تکون سر يه اشاره … که ديدم نگاهش رو برنگردوند و نگاهمون به هم گره خورد . منم 2 متر جلوتر زدم رو ترمز که بياد سوار شه – بدجايي بود خيابونه تنگ و سر ميدون- ديدم شک داره نگاه ميکنه اما مردد که بياد سوار شه ، ديدم اوضاع یدجوريه ماشينا پشته هم دارن بوق مي زنن صداش کردم خانوم بيا سوار شو ديرمون شد ، خودمم نفهميدم چي گفتم که ديدم خنده اي کرد و اومد جلو سوار شد .يه خانومه چادري محجبه حدوده 35 36 ساله با قد حدودا 180 – 6 سانت از خودم کوچيکتر – قيافش خیلی خوب نبود که بگم خوشگل بود ، خيلي معمولي اما گنده نه اینکه چاق ، مثل خانوم معلما يا شايد ناظم دبیرستان دخترونه ، البته فهميده بودم اين کاره نيست اما چيزي تو چهرش بود که انگار خيلي تشنشه و حشرش زده بالا چون از اول که ديدمش داشت دنبال چيزي مي گشت.اره اومد جلو و گفت مستقيم گفتم بفرمايين اومد و نشست صندلي جلو ، منم خوشحال دنده رو چاق کردم و راه افتادم ، حس کردم از زير داره نگاه مي کنه ، نگاش کردم و گفتم کجا تشريف مي برين ؟ گفت مستقيم ديگه گفتم مستقيم مي خوره به کوه ، آخرش ؟ يکم من من کرد و گفت جلوتر ديگه بريد ميگم کمي سکوت کردم ديدم داره از زير نگاهش منو ديد مي زنه و يه جوريه ، منم با کمترين سرعت داشتم مي رفتم ، خلاصه فهميدم يارو بدجوري تو کفه ، يه کم ديگه از کارش پرسيدم و حرف خيابون و ترافيک و زدم تا روش باز شه ، بهش گفتم اگه گرمتونه مي خواي شيشه رو بدين پايين گفت اره شيشه رو داد پايين و گفت روزا هوا خيلي گرم مي شه کل بدنم خيسه عرقه ، با خودم يه نيش خندي زدم و دلمو زدم دريا گفتم کل بدنت ؟ نگاهي متعجب کرد و گفتم آخه يه جاهايي بشتر عرق مي کنه ………. يکم نگاه کرد – جا خورده بود – لبخند ريزي زد و هيچي نگفت ، منم ديدم بدش نيومد گفتم شوهر داري ؟ گفت چطور ؟ من از اوناش نيستم گفتم حالا متاهلي ؟ گفت نه – بگم تو کونم عروسي بود نبود چون همچين بدرد بخور و آنچناني نبود خلاصه براي يک بار دو بار خوب بود – يه خنده اي کردم و گفتم الان از کجا مياي گفت از خونه دوستم گفتم خيلي گرمتِ يا گرم شدي ؟ گفت يعني چي ؟ گفتم داغي بدنت داره منو ديونه مي کنه ، يه نگاه طولاني و يه لبخند ، بعدم هيچي نگفت ديگه فهميدم آمادس ، گفتم مي خواي يکم هوا بخوري و گرمات فروکش کنه ؟ گفت چطوري گفتم چادرت رو يک باز کن تا بدنت باد بخوره و اگه اجازه بدي برم طرف اين پارکه بالا سمت کوه ها يه دوري بزنيم گفت باشه چادرش رو باز کرد ، چه پستونايي داره فک کنم 80 يا 90 بود کمه کم ، مانتو خيلي کوتاه مشکي ، جوري که نشسته بود تا بلاي رونش معلوم بود – چه روناي کشيده و بزرگي – يه شلوار مشکي نخي چسبون – نه از اون ساپورتا – اما بدن پر و تميزي داشت بدرد من مي خورد چون خودم هم يه کم گندم ، يواش يواش رفتم تو کارش و دستم گذاشتم رو رونش … ديدم چيزي نگفت ….. گفتم شوهر نکردي اصلا يا طلاق گرفتي ؟ گفت شوهر نکردم گفتم چرا ؟ گفت بيخيال منم بيخيال شدم تا ببينم چي مي شهپارک کوهستاني بود و خلوت ، رفتم تو يکي از جاده هاي بالاي کوه و خلوت که تهرون زير پات بود ، ماشين رو نگهداشتم و گفتم حالا مي توني هوا بخوري گفت چه جاي خوبي ، منم که تا اونجا همه رونشو لمس کرده بودم و رسيده بودم به جاي حساس ، دستمو بردم سمت کسش که يهو خودشو کشيد کنار گفت يواش زشته کسي مياد مي بينه گفتم هيچکي نمياد اينجا تو اين ساعت خلوته نگران نباش ، از همون پشت فرمون بهش نزديک شدم تا بغلش کنم که يدفه برگشت و ……………. نفهميدم که کي و چطوري لبامون به همن چسبيد و داریم همديگر و مي ماليم و لب مي گيريم ، سينه هاي بزرگش تو دستام بود و داشتم مي ماليدم ، بدجوري حشرش بالا بود ، ديوانه وار داشت لبامو مي خورد و منو به خودش مي چسبوند – منم کلا عاشق اينم که طرفم حشري باشه و تشنه و گرنه بهم حال نميده – خلاصه ديدم حالش خرابه ، از رو شلوار دستمو گذاشتم رو کسش …………. وايييي شلوارش خيسه خيس بود ، دستم خيس شد از بس خودشو خراب کرده بود – معلوم نبود چه بلايي سرش اومده – گفتم چته شلوارت خيسه ؟ گفت ديونه شدم 2 ساعته همينجور داره ازم اب مياد ، دوست دارم جرم بدي ، از بوي کشس داشتم ديونه مي شدم ، چشاي قرمز و حشريش داغه داغم کرده بود گفتم جا داري ؟ گفت نه – تو نداري ؟ گفتم منم الان ندارم بايد جورش کنم ، دستشو آورد رو کيرم که داشت مي ترکيد و فشارش داد با چشاش داشت التماس مي کرد ، گفتم شلوارتو بکش پايين شورتتو بده من بوش کنم ، اخه بوي کسش ديونم کرده بود ، منم تلفنم رو برداشتم تا چند جا زنگ بزنم ، شلوار تنگشو که باز کرد يه شورت سفيد معلوم شد ، تازه داشت بوش در ميومد ، وايييييييييييي ، منم به 2 تا از دوستام زنگ زدم که جا رديف کنم که نشد ، گفتم جا جور نيست ، ديدم قيافش بهم ريخت دلم براش سوخت ، بغلش کردم و گفتم نگران نباش درستت مي کنم ، دستمو کردم تو شورتش و کس خيسش و لمس کردم ، خيلي داغ و لزج بود ، گفتم شورتتو دربيار ديگه گفت نميشه شلوارم تنگه تو ماشين نشسته نميشه درآورد ، يکم امتحان کردم ديدم واقعا نميشه ، گفت واسا ، بعد شلوارشو گرفت از خشتک پايين زيپ کشيد و پاره کرد ، با اين صحنه من ديونه تر از اون شلوارشو گرفتم و کشيدم تا پشت کمرش پاره شد ، داشتم از حشري بودنش ديونه مي شدم ، برگشت از پشت کونش هم شلوارشو تا ته پاره کردم ، شلوار از خشتک به 2 نيمه شد ، حالا سريع شورتشو کشيد پايين از لاي پاش درآورد ، نمي دونيد چه صحنه اي بود لامصب ، کمرشو داد جلو ، کس گوشتي و خيس اومد جلو – تميز و تراشيده – دستم گذاشتم رو چاک کسش انگشت وسطيمو سُرش دادم پايين که آهش در اومد – مثل آدمايي که ترسيده باشن صورتش قرمز شده بود ، چشماش داشت از کاسه در مي يومد – انگشتمو بازي دادم رو چوچولش ، کل بدنش شروع کرد لرزيدن گفت مي خواي چي کار کني دارم مي ميريم ، انگشتم بردم دمه سوراخش و گفتم بازه ، گفت اره گفتم الان يه کاري مي کنم تا حالا تجربه نکرده باشي ، ارضات مي کنم ابتو ميارم ، اما قول بده که بعدا مفصل بکنمت گفت حتما گفتم پاهاتو باز کن مي خوام حرفه اي بخورم برات ، دور و اطرافو نگاه کردم کسي نياد خِفتمون کنه ، پشتي صندلي رو دادم عقب ، پاهاشو باز کرد کسشو داد بالا – با اوون شلواري که از خشتک پاره شده بود کس سفيدش خود نمايي مي کرد – سرمو بردم لاي پاش ، يه آهي کشيد ، صورتمو نزديکه کسش کردم و زبونمو گذاشتم لاي چاکه کسش کشيدم پايين ، جيغ کشيد ، اومدم بالا گفتم يواش ، دوباره اطراف رو نگاه کردم کسي نبود ، رفتم پايين ديوانه وار شروع کرم خوردنه کسه خيسش ، زبونه لاي کسش ميکشيدم بالا پايين و مي رسيدم به چوچولش فشار مي دادم ، نوکه زبونمو مي زدم زير چوچولش ، دوباره مي کشيدم تا پايين مي رسيد به سوراخش مي کردم تو ، نمي دونم اون بالا چه حالي داشت نفساش تند تند مي زد ، آه و اوه يواش ، بدنش مي لرزيد ، تند تند ادامه دادم چوچولشو زبون مي زدم و فشارش ميدادم بالا ، انگار داشت زايمان مي کرد ، نعره هاي تو دلشو مي شنيدم ، با دستم از زير مانتو و پيرهن سينه هاشو فشار مي دادم – سينه هاي نرم و بزرگ ، نوکشونو مي کشيدم – از پايين هم تند تند مي خوردم که حس کردم سرمو فشار مي ده رو کسش ، همچين با دو دست سرمو فشار مي داد رو کسش که داشتم خفه مي شدم ، مي گفت بخور کسمو بخور مال خودته همشو بخور اييييي اوووووووو اخخخخخخخ زبونتو بکن توش ، منمم تند تند زبونمو تا ته مي کردم تو کسش و در مي آوردم و چوچولشو مي مکيدم ، که يه دفعه با دستش سرم فشار داد رو کسش و کمرشو عقب جلو کرد ، بدنش مثل برق گرفتها لرزيد ، اههههههههههههههههههه بلند ، کسشو تند تند بالا پايين مي کرد و مي گفت اخخخخخخخخخخخ اومد جونننننننننننننننننن اييييييييييييييييييييييي ………………….. و آرووووم شد.اما ديگه داشتم مي مردم از شق درد ، حشرم چسبيده بود به مغزم ، بايد مي خورد ، بايد ساک مي زد ، کاش که بلد باشه خوب آبمو بياره ، اومدم بالا ، داغون شده بود صورتش ، چشاش قرمز ، عرق تمامه صورتشو گرفته بود ، اما راحت شده بود .گفت ممنون انگار 2 تا کير کلفت جرم دادن ، خيلي خوب خورديش ، هيچ وقت اينجور ارضا نشده بودم ، خيلي حرفه اي خوردي گفتم قابلي نداشت گفت تو چي ؟ گفتم ؟ بخورش …. بلدي ؟ گفت اره مي خورم ، زبپمو کشيدم پايين ، کير 23 سانتي داشت از درد مي ترکيد ، وقتي ديدش چشاش 4 تا شده بود ، گرفت دستش و گفت اخخخخخ چه کلفته ، قالبه کسه منه ، حيف که نشد بکنيش ، گفتم ميشه … قول دادي گفت حتما … ازش نمي گذرم ، بعد گرفت تو دهنش و شروع کرد ، همون اولش فهميدم اين کاره نيست و منم با اين کمر سفتم عمرا آبم بياد ، براي اينکه تو ذوقش نخوره گذاشتم يکم بخوره ، اما اصلان حال نمي داد ، دندوناش مي خورد به کيرم ، 5 دقيقه که خورد گفتم بسه آب من اينجوري نمياد ، گفتم نگهش مي دارم براي وقتي که قراره جرت بدم ، اونم قبول کرد آخه بدبخت معلوم بود چقدر بي حاله . خلاصه جمع جور کرديم خودمونه و اونم شلوار پارشو کشيد بالا يه جور بستش تا برسه خونه .تو عصر ديروز من ارضا نشدم اما از اينکه اون خانوم با اون حالش که خيلي جذاب بود برام ، رو تونستن ارضا کنم و اون لحظات داغه ارضا شدنش برام از کردنه 20 دختر خشگل اما بي حال ، لذت بخش تر بود.اسمش ليلا بود ، گفت ظهر خونه دوستش که مطلقه بوده و باباش اينا خونه نبودن و ساعت 2 دوست پسر دوستش مياد و ميرن تو اتقاق و ايشون پيش بچه دوستش بوده و از صداي اونا حشري مي شه و ميره از لاي در هم يه نگاهي مي ندازه که اينجوري ديونه مي شه و بعدش هم از خونه دوستش مي زنه بيرون .از خودش فعلا که چيزي نگفته اما قراره فردا همو ببينيم ، مي خواد تلافي کنه براي کيرم ، بينيم چي مي کنه …………………….براي اونايي که شايد بگن آقا «کس ليسه ………. » بگم من تا حالا نشده کسي رو بکنم و قبلش يه بار آبشو با خوردن کسش نيارم ، حتي اگه جنده لاشی باشه و نخواد ، من عاشقه دل دل کردنه کسم وقتي که آبش مي ياد و زبون من لاي چاکشه ، نمي دونيد وقتي يه تشنه رو سير آب مي کني با اون شرايط تو ماشين چه حالي به 2 طرف مي ده . نمي دونين وقتي خانوم از درد لذت ، بدنش مي لرزه …………………………………. چقدر لذت بخشه …………امیدوارم لذت ببرید ……….. نظر فراموش نشه ……………نوشته شهروز

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *