مادر مذهبی و من حرکتی عجیب

5447
Share
Copy the link

سلام خدمت همه خوانندگان سایت شهوانی.من خیلی ساله که میام اینجا و داستانها رو میخونم و داستانهایی که مربوط به مادر میشد رو چون بیشتر تحریکم میکرد بیشتر میخوندم و میخونم.الان که دارم این خاطره رو مینویسم ۳۳ سالمه و مجردم.من از بچگی زیاد با مادرم تو خونه تنها میشدیم چون پدرم که کارمند بود و صبح تا عصر خونه نبود،با برادر یزرگم هم اختلاف سنی زیادی داشتم و اونم میرفت مدرسه و دانشگاه و ….از مادرم براتون بگم که الان یه خانم 62 ساله است ،با چهره معمولی خوب و اندامی نرمال که نیبت به سنش هنوز سرپا مونده و اندامش رو فرمه.قدش حدود 165،وزنش حدود 60،سایز سینه بین 75-80در دوران کودکیم حدود ۵-۶سالگبم با ابنکه بچه بودم وقتی مادرم میخاست بره حمام یا از حمام میومد و یا میخاست اماده بشه بره بیرون جلوی من راحت لخت میشد و با شورت سوتین میگشت و یا مثلا برا حموم رفتن اماده میشد یا از حموم اومده بود ولباس میپوشید و یا اماده میشد برا بیرون رفتن.با اینکه کوچک بودم ولی اندامشو دوس داشتم،خیلی چاق نبود ولی ران و کونش نسبتا بزرگ بود و وقتی راه میرفت تکون میخورد سینه هاشم خوب بودن و با نوک نسبتا بزرگ و هاله قهوه ای پررنگ دورش کلا منو بخودش جلب میکرد.مامانم خیلی کم و حتی میتونم بگم اصلا اهل ارایش کردن نبود و نیست و همیشه تو خیابون با یه تیپ ساده و پوشیده میرفت ولی تو خونه اینجوری بود.کم کم که بزرگتر شدم بیشتر تو نخش میرفتم و از بدنش لذت میبردم.حتی مادرم تا به یاد دارم همیشه شورت و سوتینش رو تو ماشین و روی بند حیاط نمیندازه و اونو تو حموم با دست میشوره و همونجا میزاره تا خشک شه و برش میداره و من کارم شده بود تا اون میرفت حموم و میومد و میدونستم هنوز لباسش خیسه به اسم دوش گرفتن میرفتم و اونا رو میپوشیدم و باهاشون حال میکردم.من که بزرگتر شدم و اونم سنش بالا میرفت پوشیده تر میشد ولی من هنوز اون اندام رو تجسم میکردم و میدیدم و حس میکردم که چقدر دارن جا افتاده تر و سکسی تر میشن و بیشتر از قبل منو تحریک میکرد.بعضی وقتها میدیدم بیشتر تو فصل تابستون با همون تیپ کاملا ساده و پوشیده و بدون ارایش ولی فقط زیر مانتوش سوتین میپوشید و میرفت خیابون و این حرکتش بدجور تحریکم میکرد و با خودم فکر میکردم ایا بقیه هم تو خیابون میدونن که اون زیر مانتوش فقط یه سوتین داره و ایا کسی میره تو نخش؟دیگه بعد از گذشتن اوایل دوره دبیرستانم. اون هی پوشیده تر و مذهبی تر میشد و تا جایی که الان همش فکر کارهای مذهبیشه ولی من هنوز اون مادر تو ذهنم دارم و هنوز که هنوزه تو کف بدنشم و اینکه میبینم با اینکه سنش بالا رفته ولی هنوز مرتب لباسای زیر سکسی و فانتزی میحره بهم فاز میده و حس میکنم هنوز تو تنش عطش سکس داره.تا اینکه حدود ۲سال پیش خانوادگی یه سفر تفریحی ترکیه رفتیم و اونجا با هم تو مغازه ها میگشتیم و خرید میکردیم و من چون از بابت زبان تا حدودی میتونستم حرف بزنم خرج و خرید و … دست من بود تا اینکه تو یکی از مغازه های بزرگی که برای همه سنین از بچه تا بزرگ لباس میفروشن بودیم و کنار سالنش یه تیکه مخصوص فروش لباس زیر زنونه بود و مادرم رفت اونجا و سه تا شورت خوشکل و فانتزی برداشت که یکیش قرمز بود که جلوش گل برجسته داشت و یه بنفش که جلوش یه پاپیون سفید داشت و یه آبی فانتزی برداشت و اومد سمت من داد به من و گفت برو اینا رو برام بخر….من با این حرکت مادرم تا چند ثانیه ه نگ بودم و نمیدونستم دلیلش از این کار چیه ولی منو دوباره برد به همون زمانهایی که بدنش جلوم ازاد میگشت و از اون موقع نا حالا دوباره هر جا که بشه بدنشو دید میزنم و حال میام.حتی بعضی وقتها حس سکس باهاش به سرم میزنه یا اینکه بشه سکسشو با کس دیگه ببینم ولی چون مذهبیه جرأت نکردم تا حالا حرکتی بزنم.نمیدونم هنوز توان سکس داره یا نه…نوشته رضااااااا

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *