مجبور شدم کون بدم

0 views
0%

من 27 سالمه. فیسم معمولی و کون خوبی دارمداستان واسه چند ماهه پیشه ک با سه تا از دوستان قرار گذاشتیم بریم و باغ یکیشون صفا کنیم ک رفتیم و عصر ک شد گفتیم یکم ورق بازی کنیم و قبول کردیم . در ضمن ما همسن هستیم هر چهارتامون اونام فیس خوبی دارن. سهیل ک صاحب باغ بود ب اصطلاح گفت یه پیشنهاد دارم و اینه ک بیدل بازی کنیم و هر کی باخت باید کون بده. همه جا خوردیم. سهیل ک موافق بود امیرحسین هم گفت باشه من و مهدی یکم من من کردیم. من موافق نبودم و گفتم چه کاریه. ک گفتن این جوری هیجانش بیشتره. منم قبول کردم و گفتن حالا الکی یه چی گفتن ولی توی طول بازی استرس داشتم. تا حالا هم نداده بودم. خلاصه بازی شد و زد و من باختم. گفتم خب حالا حکم بازی کنیم. دیدم دارن نگاهم میکنن گفتم چی؟ گفتن آماده شو بکنیمت. گفتم مسخره بازی در نیارید پدر ک سهیل ار جاش بلند و رفت و با امیرحسین داشتم بحث می کردم و مهدی (حالا ک نباخته بود زبونش باز شده بود) گفت کون بده هستی یا نه گفتم نه ک سهیل از پشت گردنم گرفت و خوابوند زمین و دستام گرفت. اون دوتام پاهام گرفتن. گفتن باختی مثل آدم شرط رو اجرا کن وگرنه مجبورت می کنیم. شروع کردم داد زدن ولی اونا گوش نمی دادن تی شرتم بالا زدن و داشت سهیل سینه هام می مالید. مهدی هم از روی شلوار کیرم می مالید. بعد مهدی گفت لختش کنیم. ما لباس راحتی نپوشیده بودیم هیچ کدوم چ ون عادت یه دفعه ای بود تصمیممون. خلاصه اونا لختم می کردن و منم دست و پا می زدم و داد می کشیدم ک امیر حسین نامرد یهو جورابم رو کرد تو دهنم. دیگه صدامم در نمیومد و خلاصه کامل لختم کردن و مهدی جفت پاهام گرفت و سهیلم دستام. امیر حسین نشست روی شکمم و سینه هام فشار می داد و میگفت چطوزی بازنده و کیرم رو فشار داد. گفت سهیل طناب اورد و دستام از پشت بستن و پاهامم بستن. اونام سریع لخت شدن. سهیل گفت دهنت باز می کنیم صدا کنی بدتر می کنیمت. منم بل سر قبول کردم. امیر حسین اول اومد جلو همون جور دست و پا بسته کف زمین بودم براش ساک زذم. کیرش کلفت بود و خوش فرم. مهدی هم کونم می ما لید. بعد واسخ سهیل رو خوردم ک کیرش 20 سانت بود و دراز. پیش خودم می گفتم فراره این بره تو کون من مهدی لای کونم باز کرد و سعی مرد انگشتت بکنه توم. منم تا حالا نداده بودم ک گفت تنگه. ابنو ک گفت امیر حسین گفت سریع بازش کن. مهدی کونم رو بلز کرد و امیر حسین انگشتتش کرد توم. وای ک چه دردی داشت منم همزمان داستم واسه سهیل ساک می زدم. ازشون خواهس کردم منو باز کنن ک گفتن الان زود. خلاصه یه دست دیگه برای همشون ساک. رد و تخماشونم دادم خوردم و مهدی حتی یه بازآبش اومد و ریخت دهنم و مجبورم کرد قورت بدم.بعدم منو باز کردن و یکی یکی کردنم. بکی آبش ریخت توم یکی روی کونم و سهیل کیر دراز هم ک آخری بود ریخت تو صورتم و چقدر هم کیرش پر آب بودبعد اون ماجرا یکم رابطم باهاشون کم شد ولی هربار ک می دیدیم همو یه اشاره ای ب اون روز میکنن و میگن بلز میای بازیبعدش دیگه ندادم ب هیچ کدومشون با این ک گفتن بیا باز بکنیمت با بیا بازی و باز هر کی باخت می کنیمش، تا این ک یه هفته پیش فهمیدم سهیل توی اون وضعیت ازم عکس گرفته و مجبوری رفتم باز بهش دادم.داستان کردن امیرحسین رو هم ک باخت توی بازی بعد میگم.نوشته وحید

Date: مارس 23, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *