مسافرت قشم با هواپیما

504
Share
Copy the link

باسلام خدمت دوستان عزیز شهوانیاسامی در این ماجرای سریالی مستعار میباشدمن نادر هستم 30 ساله و همسرم مژده 25 ساله،ماجرای ما از اونجا آغاز میشه که پس از ازدواج به مرور زمان که با همسرم برای گردش یا خرید بیرون میرفتیم همیشه بهم گیر میداد و میگفت چرا به زنها خیره میشی چرا چشم چرونی میکنی و از این حرفا،از حقیقت نگذریم من هم نگاه مینداختم البته با وجود همسرم ،نگاهام گذری بود،ماجرا به همین روال ادامه داشت بهم میگفت مگه چی کم دارم که نگاهت دنبال دیگرونه،از استیلش براتون بگم ،قد 173،وزن 64،باوجود باسن واقعا معرکه ای که داره ،اما سینه های رو به بالا ولی تقریبا کوچیکی داره که البته در حال رشده که میگن مادر بشه درست میشه،چشم وابروش که معرکه هستش،تو خیابون هم چشم خیلیها دنبالشه و خدا وکیلی خیلی خوش سکسه،به مرور زمان که گیراش ادامه داشت تا رسید به شب عید امسال که واسه خرید رفته بودیم هفت حوض،حواسم تو کار خودم بود که بهم گفت داری از پشت به کون یکی نگاه میکنی ،هر چی قسم خوردم باور نکرد و در عوض گفت کاراتو تلافی میکنم و مثل تهدیدات گذشتش میگفت واسه خودم یکی رو پیدا میکنم.پس از تحویل سال نو تصمیم گرفته بودیم بریم قشم،رفتیم مهر آباد سوار هواپیما بشیم که دیدم یکی تو نخ همسرمه،تیپ و قیافش بد نبود سرش به تنش می ارزید،در این بین متوجه شدم که خانمم بدش نمیاد نگاش کنه که بعدها گفت از سر کنجکاوی بود،سوار هواپیما شدیم اینا تو نخ هم بودن،یاد تهدید خانمم افتادم با خودم گفتم ببینم چیکار میکنه و تا چه حد پیش میره،خودمو زدم به خواب ولی حواسم به طرف بود چون ردیف جلو سمت چپ ما نشسته بود،شماره هاشونو رد و بدل کردن ،بعد از حدود 1.5 ساعت رسیدیم قشم تو راه هتلی بودیم که از قبل رزرو کرده بودم ،دیدم خانمم با خجالت میخواد یه چی بگه که بهش گفتم همه چی رو میدونم به خاک مامانش قسم خورد که از کنجکاوی بوده و همینجا تمومش میکنه،گذشت و از روز بعد پیامک ها و تماسهای طرف شروع شد،ول کن معامله نبود ،زنم بهم گفت ولی همه چی رو سپردم به خودش میخواستم ببینم کار به کجاها میرسه ،خیلی دوست داشتم شخصیت مغرورش رو داغون کنم،برگشتیم تهران ،طرف همش پیام میداد تا اینکه کار به پیامهای سکسی رسید ،از اندام خانمم میگفت و میگفت که آرزو داره یه روز تو آغوشش بگیره،من همه چیرو به خودش میسپردم و در ضمن خیلی تحریکش میکردم،آخرش قرار شد توی پارک همدیگرو ببینن ،من هم با خانمم رفتم و هواسم به طرف بود که فکر بد به سرش نزنه،حدود 3 ساعتی با هم گپ زدن بدون اینکه حتی دست به هم بزنن،البته خانمم نمیذاشت ،برگشتیم خونه از اون شب به بعد پیامک سکسی دو طرفه شده بود،البته با هماهنگی من،یه هفته بعد قرار شد با هم برن بیرون رفتن ارتفاعات تهران و طرف یه حال خروسی با خانمم کرد یه مقدارشو خانمم تعریف کرد و یه مقدارش هم از آثار کبودی سینه و گردنش پیدا بود ،وقتی طرف ازش میپرسه چرا حاضر شدی باهام رابطه داشته باشی،زنم با راهنمایی من بهش میگه که مردم با یکی رابطه داره و این کار واسه انتقامه و طرف هم با خیال راحت پیش میره،ماجرا میگذره تا با اصرار مرده قرار میزارن پس از گشت و گذار و شام خوردن بیرون ،بیان خونه و یه شب خونه من با هم باشن ،طرف فکر میکرد که واسه دیدن خونوادم رفتم شهرستان،به خانمم گفتم میرم خونه خواهرم بعد اینکه طرف با یه پژو پارس اومد دنبالش و رفتن گردش تا بعد شام بیان خونه ،من توی این فاصله دو تا میکروفن و دو تا دوربین میکرو که از قبل تهیه کرده بودم رو جاهای معین،جاساز کردم ،شغل دومم نصب دوربینه،پس از فعال کردن دستگاه،ازخونه زدم بیرون،شب رفتم خونه خواهرم و قرار شد به خواهرم بگم خانمم امشب تو بیمارستان ،همراه یکی از دوستاشه که جراحی کرده،صبح از خونه خواهرم رفتم سر کار و حدود 11 خانمم بهم زنگ زد گفت رفتش،دست و پا شکسته پشت تلفن یه چیزایی برام تعریف کرد تا بعد از ظهر اومدم خونه،طوری تو اتاق ،کناش نشستم که صدا و تصویرش رو بتونم ضبط کنم،چون همه اینا رو واسه مدرک نیاز داشتم شروع کرد از ب بسم الله تا آخرش رو برام گفت که چند بار وچیکارا کردن،شب شد گفت خونه پدرم میخوام برم ،بیا با هم بریم ولی من از کنجکاوی فیلما ،فاصله محل کارم رو بهونه کردم و نرفتم و پس از رفتنش رفتم سراغ دستگاه دی وی آر،فیلم رو زدم جلو تا اونجایی که دیدم داره خبرایی میشه،حدود 11 شب بود تو شرایطی که من خونه خواهرم عذاب میکشیدم ،اونا داشتن لذت میبردن،زنم داشت ظرف میوه رو میشست که اون رفت از پشت بغلش کرد و شروع کرد به خوردن گردنش با اون لباسی هم که پوشیده بود ،طرف نمیتونست مقاومت کنه یه تاپ شلوارک ست صورتی قرمز پوشیده بود معرکه،اهنگ گذاشتن یه خورده با هم رقصیدن ویواش یواش رفتن سمت اتاق خواب،زنم بهش گفت نیا ،هر وقت لباس سکسی پوشیدم بیا تو اتاق،2 دقیقه بعد در حالی طرف وارد اتاق خواب شد که خانمم با یه لکسی قرمز 100 هزار تومنی روی تخت من واسش عشوه می اومد،همه این کارا رو من بهش یاد داده بودم،پرید رو تخت بهش امون نداد شروع کرد سر تا پای بدنش رو خوردن،لبای قشنگی از هم گرفتن حدود10 دقیقه،همزمان با بدن خانمم ور میرفت،همسرم تو فضا بود فکر نمیکردم بتونه تو آغوش کس دیگه ای آروم بگیره،گردنش رو خورد ،اومد رو سینه های خانمم ،براش خوب می خورد ولی خیلی حرفه ای نبود اروم رفت سراغ کس خوشکل خانم من که حالا میشد بهش بگی جنده،بندهای لکسی رو باز کرد و از تنش در اورد به پشت خوابوندش و شروع کرد به خوردن کسش خیلی خورد تا که خانمم بهش گفت نمیخوام ارضا شم ،از داخل میخوام به اوج برسم، طرف یه مقدار اسپی زد و تا اثر کنه شروع کرد با هم ور رفتن،بعد اینکه اثر کرد کیرشو شست و داد خانمم واسش ساک بزنه خانمم براش طوری حرفه ای واسش ساک میزد که داشت شیره تنش رو بیرون میکشید،تخماش رو خورد و اروم اومد بالا تا نوکش کیرش رو که حالا در مقابل کیر من چیز خاصی واسش نبود رو داشت قورت میداد،زنم رو انداخت رو تخت و کاندوم کشید و شروع کرد گاییدن خانمم ،اندازه کیرش از من کوچیکتر و ضخامتش هم خیلی کمتر بود در حدی که وقتی خانمم رو میکرد،کاندوم رو کیرش بازی میکرد،ارضا شدن طرف نزدیک بود در حالی که خانمم تازه داشت میرفت فضا،اون حرفی نمیزد ولی خانمم بهش با ناله میگفت مهرداد کیرت رو میخوام منو پاره کن آههههههههههههههه عشقم محکمتر بکن که مهرداد ارضا شد خانمم فکر نمیکرد اینقدر ضد حال بخوره آخه تا حالا نه تو وسط کار تو کف مونده بود و نه من قبل اون ارضا میشدم،به خاطر کلاسای سکسولوژی که رفته بودم خداییش حرفه ای ام،مهرداد با تلمبه های آخر رو خانمم ولو شد و نشانه های ضد حال خوردن رو تو صورت خانمم میشد دید ،فقط مونده بود گریه زاری کنه،مهرداد پا شد شروع کرد به خوردن مجدد کس خانمم ،اونم با دستاش سر مهرداد رو فشار میداد و ناله میکرد ،همزمان با دو انگشت تو کس خانمم فرو کرد ، جلو عقب میکرد خانمم تو فضا بود دیدم با دستاش داره تشک رو چنگ میزنه و همزمان با ناله های شدیدش ارضا شد و رفت تو بغل مهرداد ،اون دوباره شهوتی شده بود کاندوم رو در اورد ،کیرش رو داد دهن خانمم و اونم براش حرفه ای ساک میزد تقریبا با اصرار زیاد راضیش کرد که از کون بکنتش ،کونی که به خاطر گاییده شدن توسط من ،راهش واسه لوله خودکار مهرداد باز بود،پس از اینکه مهرداد دوباره ارضا شد اونا خوابیدن ساعت 10 صبح بیدار شدن بعد از خوردن صبحانه،رفتن حموم یه بار دیگه دو تاشون ارضا شدن و مهرداد خداحافظی کرد و رفت،اونا بعد این ماجرا چند بار دیگه با هم رابطه داشتن که سر فرصت واستون مینویسم و دارن هر چند خانمم به قول خودش هیچ لذتی نمیبره ولی در کنار من جبران میشه براش،ازمهرداد بگم که یه خواهر 28 ساله داره که شوهرش بر اثر تصادف فوت شده ،بعد از آشنایی خانمم با مهرداد،ادرس اونارو با شماره تلفن پیدا کردم و بدون اینکه خودمو معرفی کنم جریان رو به خواهرش گفتم،جدیدا با خواهرش خیلی صمیمی شدم تا حدی که تصمیمش رو واسه مسافرت به اوکراین عوض کردم ،اخه بعد از فوت شوهرش به قول خودش هیچ کس رو نداشت و میخواست بره اوکراین پیش داییش،ولی حالا حداقل روزی 1 ساعت با هام تلفنی درد دل میکنه و اونم مایه آرامش من شده هیچ نظر بدی بهش ندارم و دارم برنامه ریزی میکنم واسه یه عمر باهاش برم زیر یه سقف چون خانمم لیاقت عشق منو نداره ،اونقدر به مهرداد وابستش کردم که یه روز هلش میدم تو زندگی مهرداد،با قولی که خواهر مهرداد واسه ازدواج بهم داده،امیدم رو به زندگی دوباره به دست آوردم،تصور کنید آینده ،مژده باید منو کنار خواهر مهرداد ببینه،هیچ چی براش زجر آور تر از این نمیشه واسه تلافی تحقیرهاش،من بارها بهش گفتم دستم به جز تو به هیچ زنی نخورده ولی باورش نمیشد ولی اون تا حالا حداقل 10 بار با مهرداد خوابیده،ضمنا اینو بگم الان که داشتم ماجرا رو واستون مینوشتم خواهر مهرداد پیام داد که ((عاشقتم امید دوباره زندگی من))،قرار گذاشتیم فردا واسه اولین بار بریم پیش مشاوره واسه راهنمایی گرفتن .دوستون دارم خدا نگهدارتون.

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *