دانلود

مظلومه جنده

0 views
0%

مظلومه جنده

قرار بود خونمونو عوض کنیم
از … به …
قبل اون من نمیخاستم با دختر نزدیکی کنم یا چیز دیگه
دنبال گروهای تلگرامی گشتم که دختر داشته باشه و دخترا ههم اهل اون شهر باشن
گشتم و گشتم بلاخره پیدا کردم.مثه همیشه دختر زیاد بود ولی هر کدومشون یا زید داشتن یا با کسی رل نمیزدن هر کی هم برا خودش داشت مخ میزد.
منم بی نصیب نزاشتم و تو اعضا میرفتم پروفایل دخترارو چک میکردم ببینم کی ب کیه
ک بلاخره یه دختر پیدا کردم
عکس پروفایلشو ورق میزدم یه عکس خودشو گزاشته بود .قیافه ان چنانی نداشت ولی بدن خیلی محشری داشت لاغر گوشتی (پسرا میدونن چی میگم)
سلام دادم
اولش با لحن مودبانه حرف زد و گفت امرتون
گفتم راستش من دنبال یه دختر خوب واسه رفاقتم
گفت ک چی
گفتم میتونید برام پیدا کنید[فقط کسی باشه که همیشه باشه نه مثل بقیه دوستیا]
گفت میگردم خبرت میکنم
منم ک امیدی نداشتم رفتم تو گپ چت کردم خلاصه یه نیم ساعت چهل دیقه ای گذشت دیدم پیام داد
سلام.پیداکردم
گفتم سلام واقعا دختره کی هست اوم خوبیه ؟
گفت یچی بگم؟
گفتم بله
گفت واقعا یکیو میخای موندگار باشه
گفتم پس چی
دیدم بلاکم کرد
خواستم بلاکش کنم گفتم شاید دلیلی داره
ساعت حدود ۲ نصفه شب بودش کپیدم فرداش ۱۲ اینابود پاشدم دیدم از بلاک درم اورده
پیام داده ک سلام خوبی
منم اومدم فاز دپ بیام قلب شکسته فلان فرستادم گفتم مگه میزاری خوب باشم
گفت ببخس بلاک کردم تا فکرامو بکنم
منم ک تو کونم عروسی بود گفتم خب چیشد جوابت!
گفتش که قبول میکنم ولی به یه شرط》 هر کاری بگی میکنم واست ولی ترکم نکن یه ایموجی شیطانی فرستاد
گفتم قول میدم هیچ وقت تحت هیچ شرایطی ولت نکنم.تاتش باتم
یه قلب فرستاد
.
.
.
.
هفته اول که خیلی سرد حرف میزدیم
یه روز پنشنبه بودش ساعتم نزدیکای ۱۱شب
بهش گفتم شب جمعست یه حرکتی بزنیم دیه
ک شروع کرد گفت من تابحال سکس چت نکردم و فلان این حرفا
گفتم اگ نکردی پس از کجا میدونی شب جمه اا سکس چت میکنن
گف حالا نکرده باشم دروغه ولی زیاد بلد نیستم
منم کبدم نمیومد شروع کردم بحثای سکسی رو انداختم
بهش گفتم کی از نزدیک میتونم دراختیار داشته باشمت
خندید گفت بزار حالا همو ببینیم
گفتم کی میتونی بیای گف هر وقت تو بخای
قرار بودش خوانواده برن دهات یه هفته خونمون خالی بود
بهش گفتم بهم اعتماد داری؟
گفت اره از خودمم بیشتر
گفتم قراره خونمون یه هفته خالی بشه بیا پیشم باهم باشیم
اولش من من میکرد که بلاخره راضی شد .
دورووز بعدش قرار شد برن ساعت حدود ۹ صب بود بیدارم کردن ک خدافزی کنن
منم که تو خودم عروسی داشتم خدافزی کردم
رفتن
نیم ساعت بعدش زنگ زدم به زیدم که اسمش ستاره بود
گفتم رفتن .ناهارم ندارم بیا اینجا همچی هست واسم یچی درست کن گشنه نمونم
به بهانه غذا درست کردن تو اولین دیدار از نزدیک قرار شد بیاد خونمون
گفت یکی دوساعت دیگه میام ادرسو فرستادم خودمم گوله کردم تا حموم دوش بگیرم و صاف و صوف کنم سالارو
درومدم از حموم بیرون رفتم لباسای توخونه درس حسابی پوشیدم یه ادکلنم زدم ب خودم
منتظرش شدم
دیدم زنگ زد گف سر کوچتونم درو باز کن تا معطل نشم
درو باز کردم بعد ۳۰ ثانیه اینا در داخلو زد رفتم باز کردم …
همه تو عکس قشنگ ترن ولی این از نزدیک یچی دیگه بود
سلام دادم بهش گفتم بیا تو عشقم
اومد داخل رفتیم رو مبل نشستیم
گفتم چیمیخوری گفت هیچی گفتم نه اومدی اینجا باید یچی بخوری گفت چی دارید گفتم فقط هاتچاکلت
گف پس چیمیگی چیمیخوریبگو هاتچاکلت میخوری یا نه دیگه
اره میخورم
رفتم ریختم اوردم خوردیم بعد رفتم رو مبل نشستم بقلش دستشو گرفتم گفتم یه قول میخام بهم بدی
گف چه قولی …
گفتم هیچ وقت ترکم نکنی
گفت دیوونه معلومه که ولت نمیکنم تو مال منی دیوونه
منم یه بوس از پیشونیش کردم خواستم باز بوس کنم گفت خب اومدم غذا درست کنم
گفت زحمت کشیدی
گفتم حالا درست میکنی دیگ زوده الان
گفت باشه
بهش گفتم لباستو درار راحت بشین گفت اتاق کجاست نشونش دادم رفت اتاق
بعد ۵ دیقه اومد دیدم تازه ارایش کرده یه شلوار تنگ تا زیر زانو و یه تیشرت پوشیده بود که سینه هاش قشنگ صدا میزن
گفتم بیا بغلم ببینم
گفت برو بابا رفت رو مبل روبروم نشست

پاهاشو گزاشت رو مبل جوری که لاپاش معلوم بود و کصش دیده میشد فقط یه خطش
منم هی دید میزدم
از نگاهام فهمید کع زومم رو کصش
کرمش کرفت جای پاشو عوض کرد از نگاه افتاد
رفتم بقلش نشستم دستمو انداختم دور گردنش بوسش کردم بعد کم کم داشتم بقل لبشو بوس میکردم یهو صورتشو برگردوند طوری که لباش رو لبام بود دستشو گزاشت پشت سرم همونجا نگهمداشت بعد چشماشو بست شروع کرد زبونشو به لبم زد منم دیدم نفساش تند تر شدن جامو درست کردم بلندش کردم گزاشتم رو شکمم بعد لبارو در گیر کردیم جوری میخورد انگار غذا میخوره گاز میزد لبو زبونشو میداد داخل دهنم منم میک میزدم زبونشو

خواستم تیشرتشو در بیارم دیدم خودش کمک کرد تا دربیاریم
چشماشو باز کرد رفت پایین تر رو کیرم نشست از پایین پیر هنم کشید دربیارتش منم کمکش کردم تا درش بیاره بعد از اینکه دراورد دستمو گزاشتم رو کمرش اوردمش رو شکمم تا راحت بتونم ببوسمش
۳ ۴ دیقه ای داستم بوسش میکردم دیدم دس از بوسه برداشت لیس زد صورتمو تا رسید به گردنم لیس زد بعد شروع کرد به مک زدن
خیلی لذت زیادی داشت هم قلقلک میداد هم لذت داشت
منمکه روهوا بودم و فهمیدم کار تهش اینجا نیست همون حالتی که لش کرده بود روم بلند شدم رفتم رو تخت دونفره ارم خوابوندمش زیر خودمم اروم نشستم روش شروع کردم لباشو خوردن و گردنشو میک زدن
اونم دستشو گزاشته بود رو کمرم فشارم میداد به خودش
لیس زدمش تا پایین شلوارشو در اوردم مثه تو فیلما شروع کردم پاهاشو خوردن اونم داشت حال میکرد و تو هنگ بود که چطور میخوردم
برشگردوندم رو به پشت رفتم دوباره بالا.موهاشو جمع کردم دادم بالا شرکع کردم به خوردن گردنش با دستمم بندای سوتینمو باز میکردم
خیلی کار سختی بود واقعا مگه در میومد با تلاش زیاد بلاخره باز کردم پشتشو لیسیدم تا اینکه دیدم دستشو از زیر برده رو کسش داره میمالتش شلوار خودمو در اوردم .یه شرت پا جفتمون بود
رفتم پایین تا شرتش از پشت کونشو گرفته بودم تو دستم فشار میدادم کمرشم لیس میزدم سورتشو کشیدم پایین .معلوم بود تازه دست کشیده بود ب خودش اصلا مو نبود برگردوندمش سمت خودم سینه هاش که به چشمم خوردن بدون سوتین حالمو خراب کردن کیرم خیس شده بود ریع سینه هاشو گرفتم تو دستم و نوکشو فشار میدادم.گفت شورتتو دربیار دیگه خسته شدم .گفتم به یه شرط گفت هر چی باشه قبوله زود باش .
گفتم من واسه تورو میخورم تو هم واسه منو گفتم چشم دراوردم اول گرف با دستش بازی داد شورتم شده بود مثل بتن بهش گفتم من میخابم پایین تو کستو بزار تو دهنم کیر منم بخوورش
گفت چشم قربان
شروع کرد خوردن اولش فقط لیس میزد و منم بهش میگفتم بخورش قشنگ اذیت میکرد تا اینکه خودم دست به کار شدم شروع کردم کصشو خوردن بهترین مزه رو میداد خیسه خیسم شده بود محشر بود خوردم اونم شروع کرد ساک زدن
بعد ۳ ۴ دیقه ابم داشت میومد کیرمو فراری دادم از دهنش تا ابم نیاد .
اونو بردمش زیر خودم بالا کصشو لیس میزدم زبونمو میکردم توش اونم انگشت اشارشو میخورد
بعد انگشت فاکمو دور کصش چرخوندم تا خیس بشه یکم که خیس شد اروم اروم گزاشتم دم سولاخ کونش تا فشار بدم خیلی تنگ بود اروم اروم میکردم یکمشو درمیاوردم تا عادی شه بعد بیشتر میکردم درمیاوردم تا اینکه انگشتم کامل میرفت داخل اذیتم نمیشد خواستم دو انگشتی بکنم گفتش که کیرتو میخام گفتم پس خیسش کن کیرمو یکم پرتف خورد خوابید پاهاشو داد بالا اروم سرکیرمو فرستادم داخل متوجه شدم خیلی دردش گرفته سریع کشیدم بیرون دوباره کردم داخل یه قطره اشک از چشمش زد بیرون ولی چیزی نگفت
میحکم بقلش کردم معزرت خواهی کردم و بهش گفتم پای قولت هستی گفت اگه نبودم الان اینجا پیشت نبودما گفتم میخوای مثل زنو شوهرا از جلو
گفتش که میترسم خونش زیاد باشه بند نیاد مامانم بفهمه بد بخت بشم
گفتم نترس من پیشتم تهش اینه که میام میگیرمت محکم لبمو بوس کرد بقلم کرد گفت باشه منم یکم دوباره کصشو خوردم خ
اومدم که سرشو بکنم داخل بهم گفت مال من نشی خودمو میکشم منم بهش دوباره قول دادم و شروع کردم اروم بردم داخل تا نصفه ها رفت که گفت دربیار دراوردم دیدم یکی دوقطرع خون رو کیرمه اونو پاک کردم رفتم واسه ادامش اول سرشو جلوعقب کردم تا دردا بشن لذت بعدش بیشتر و بیشتر فرو میکردم داخل بعد که کانل جا باز کرد تلمبه میزم محکم و محکم اونم منو حشری تر میکرد با اه و ناله هاش که ته تحملم بود ابم خواست بیاد بهش فهموندم میخواد بیاد خودشو کشید بالا نزاشت ابم بیاد
بعد گفت چه خبرته
گفتم ینی چی چرا نزاشتی بیاد
گفت تو ابت بیاد حال کنی تموم ؟
گفتم خب چیکار کنم پس گفت اب منم بیار وگر نه اولین و اخرین باره که میزاشتم
منم که خونده بودم اب دخترا دیر میاد دوتا انگشتمو کردم تو کسش با زبونمم رو کصشو لیس میزدم یه ۷ ۸ دیقه ای طول کشید سروع کرد به اه و ناله کردن

منم با ناله هاش تند تند میکردم انگشتمو توش بیرون زدگی کصشو مک میزنم تا اینکه دیدم یچی مثل سیل اومد بیرون جیغ اروم کشیدم منم میدکنستم بریزه رو تخت بگا میرم همشو خوردم نزاشتم یه قطره بریزه چون بوی بدی نداشت قورت دادم همشو اونم بیحال اقتاده بود رو تخت
گفتم راحت شدی عشقم حالا من میخابم تو باید ابمو بیاری گف چشم اقاییم اومد اروم نشست رو کیرم بالا پایین کرد تا که عادت کرد سرعت بالا پایینسو زیاد میکرد
بعد خسته شد منم که کیرم داشت میترکید گفتم بدووو اه
خوابید گفت بکن از پشت کردم تو کصش تلمبه های محکم میزدم تا ابم داشت میومد سریع کشیدم بیرون جق زدم تا بریزم رو کمرش
اینقدری ابم اومد که تابحال اونقد اب یجا ندیده بودم چشمام سیاهی رفت دراز کشیدم رو تخت بعددوسه دیقه که حالم خوب شد چشمامو باز کردم دیدم با لباس من داره کمرشو تمیز میکنه یکم غر زدم ولی بعدش گفتم اشکال نداره خانومم پاشدیم رفتیم دیشویی پشتشو با اب تمیز شستم بعد گفتم گشنت نیست گف چرا هست .
گفتم بهش تخم مرغ تو یخچال هست نیمرو درست کن بخوریم که دارم میمیرم از گشنگی
اونم که حال نداشت همونجوری لخت لخت رفت اشپز خونه تخم مرغو درست کنه بخوریم و …

 

Date: November 27, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *