من ستاره هستم یه جنده لاشی حرفه ای (۱)

0 views
0%

سلام دوستان.اسمم ستارست۳۰ سالمه.کوس و سینه و کون و ران و لبمو هم پروتز کردم. همه بزرگ و عالیه.من توی یه خونواده سنتی بزرگ شدم برای همین همیشه از این سبک زندگی فراری بودم چون از همون نوجوونی از سکس و فیلمای سکسی خوشم میومد.وقتی رفتم پیش دانشگاهی یه دوستی داشتم به اسم شیما،برای اینکه توی درسامون به هم کمک کنیم من میرفتم خونشون که باهم درس بخونیم.شیما یه دایی داشت که اون موقع ۳۵ سالش بود. داییش طلاق داده بود زنشو با خواهرش زندگی میکرد.من و شیما خیلی باهم راحت بودیم یه روز بهش گفتم بیا این فیلم سوپر رو ببینیم، وقتی دیدیم گفتم شیما کاش یه مردی بود منو میکرد شیما گفت میخوای بگم داییم بکنتت گفتم گمشو شوخی نکن گفت جدی میگم بهش میگم بیاد. منم میرم بیرون شما راحت باشید.دیدم موقعیت خوبیه چون مادر گیر من فقط به شیما اعتماد داشت.داییش اومد بالا اسمش امیر هست اومد من و چسبونو به خودش لبشو گذاشت رو لبم.منم که قلبم داشت از جا کنده میشد فقط سکوت کردم اولین سکس عمرم بود نمیدونستم باید چیکار کنم.اروم اروم لباسامو دراورد خوابوندم رو تخت لبامو خورد با دستاش سینه هامو ماساژ میداد اروم دستشو برد رو کسم ترسیدم گفتم من دخترم گفت نگران نباش مراقبم.لباساشو داورد چه کیر خوشکلی داشت گذاشت لای پاهام شروع کرد به تلمبه زدن.کیرش میخورد رو کسم حال داشتم میکردم تا اینکه آبش اومد ریخت رو پستونام ماساژ داد.بعدش کنارم خوابید بدسم میکرد نازم میکرد انگشتشو کرد تو سوراخ کونم.گفت سری بعد میخوام بکنم تو کونت.لباسام پوشیدم که برم خونمون تو راه همش فکرم درگیر بود و خوشحال بودم.شیما زنگ زد چی شد گفتم شیما عالی بود هرروز خونتون افتادم.این بود که کرم جنده لاشی شدن رفت توی وجودم.شماره امیر گرفتم فردای اون روز رفتم.امیر گرفتم تو بغل کیرش شق شده بود منم کوسم داغ شده بود نوک پستونام داشت کنده میشد رفتیم توی اتاق لباسای همو دراوردیم وحشی تر از روز قبل لاپایی کرد منو. گفتم مگه قرار نشد کونم بذاری گفت صبر کن فکر کردی میذارم تا شب بری؟ خندیدم گفتم قبوله.ژل زد به دستش مالوند به سوراخ کونم تا چند دقیقه با انگشت میکرد تو کونم خیلی حال میداد بعدش کیر خوشکلشو ژلی کرد کردش تو کونمجیغم رفت بالا جلو دهنم گرفت گفت نترس بار اوله درد داره چندبار که بکنمت باز میشه راحت میشی خیلی درد داشت یه کمم خون اومد ولی به حالش می ارزید.خوابید روی من منم به شکم خوابیده بودم کیرشو تلمبه میکرد تو کونم درد داشتم ولی لذت بخشتقریبا بیست دقیقه ای طول کشید آبشو ریخت تو کونم.خیلی خیلی خیلی لذت داشت هنوز یادمه.بعد کیرشو از توی کونم دراورد منو به بکمر خوابوند کیرشو گذاشت لای پاهام روی کوسم شروع کرد به سینه هامو خوردن. خیلی بیحال شدا بود.جفتمون برا نیم ساعتی خوابمون بردمسرش رو پستونام بود خیلی خوب بود.بیدار شدم لباسام پوشیدم لب مفصل از هم گرفتیم پایین شیما نشسته بود توی سالن ما داخل اتاق بودیم بالا.شیما خندید گفت چرا گشاد گشاد راه میری گفتم دایی جونت کونم گذاشت گفت خوبت کرد. رفتم خونه دل تو دلم نبود فردا شه.من تک فرزند هستم مادر و پدرم میخواستن برن کربلا به مدت ۱۰ روز فکر کنم.تا روزی که برن کربلا هرروز کار این بود برم به امیر کون بدم بیام.وقتی رفتن امیر گفت میخوای حشری تر بشی گفتم اره گفت حالا که مادر بابات نیستن بیا با هم مشروب بخوریم گفتم باشهمشروب خوردیم سیگارم بهم داد سیگارم کشیدم اولش کلی سرفه کردم ولی کم کم خوب شد.دیدمواقعا حشری تر شدم گفتم امیر گفت جووون گفتم کوسم گفت کوست چی عشقم گفتم کوسم کیرتو میخواد…خوابوندم یه کم مشروب ریخت رو کوسم ماساژ داد کیرشو دراوردم چنان ساک میزدم که غرق لذت شده بودمپاهامو باز کرد کیرشو کرد تو کونم تلمبه زد خیلی حال داد فقط میگفتم تا ته بکون تو کونم کیر خوشکلتو ..انقدر گاییدم تا ابش اوگد ریخت تو کونم…کیرشو دراورد با زبون انقدر کوسمو خورد تا آبم اومد انقدر حال داد که جیغ میزدم امیرم دهنمو گرفت که همسایه ها نشنون.شیما ترسید اومد بالا ما دوتا رو لخت دید گفت چه خبره ؟؟؟ گفتم شیما کوسم، کوسم داره حال میکنه نمیدونی چه حالی دارم شیما خندید در رو بست رفت.امیر گفت صبر کن کارهااااا دارم با تو…همه اون ده شب خونه امیر بودم به مشروب و سکس و حال و هول گذشت….چتا اینجا داشته باشید بقیه که چی شد جنده لاشی کامل شدم تو داستان بعدی میگم بووووووووووسنوشته ستاره

Date: ژانویه 27, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *