من و آوا

0 views
0%

جمعه عصر بود كه تو بازی كوییز بایه دختری آشنا شدم و باهاش بازی كردم تو پی وی فرستاد سلام و منم جوابش دادم همین جور كلی حرف زدیم تا این كه ادی تلگرامشو داد به من دختره از اون دخترای افتاب مهتاب ندیده بود اصلا فكر نمیكردم كه این جوری باشه واقعا اهل هیچی نبود تا نه رل داشت نه داشته بود نه هیچی عكسامون رو فرستادیم براهم منم كه شیطون بودم باكلی جنده لاشی سرو كار داشتم از صداقت این دختر خوشم اومد و خاستم كه باهاش دوست شم خیلی چیزارو بهم میگفت از كارایی كه كرده بود مثلا میگفت كه كی پریود میشه یا موهای پاشو و رومشو باچی میزنه و كلی حقیقت دیگه حتی یه بار رنگ سر پستونش پرسیدم بهم گفت كه صورتیه اونم میپرسید كه چجوری ما خود ارضایی میكنیم یا چجوری میریم دستشویی وقتی شق كردیم چون واقعا نمیدونستهمیشه ها میگفت كه تو خونه با ساپرت و تیشرت میگرده یا هیچ وقت نمیشه كه موقه خواب سوتینشو در بیاره چون شرم داشت حتی موقه ای كه هوا گرم بود و باهیچ پسری قاطی نشده بود منم برا این كه حوصلش سرنره داستان و رمان سكسی براش میفرستادم چون خوشش میومدهمشهریمون بود و چند دیقه فاصله داشتنیه شب كه با دختر خالش اومده بود تو پارك بهمگفت كه اومده و قرار شد منم برم رفتمو دیدم یه دخر باقد ١٦٠و بایه لباس معمولی وایسادهمنم كه یه تیپ براه زده بودمرفتمو سلام علیك همش دوست داشت بغلم كنه ولی انگار روش نمیشد نیمساعت اونجا بودم و بعد خدا حافظی كردم و اومدم بیرونتو پی وی فرستاد كه یچی بگم گفتم جونم بگو گفت من هنوز كارم باتو تموم نشده بود گفتم چه كاری گفت نمیشه گفت روم نمیشهگفتم بگو من كه غریبه نیستم گفت اصلا ولش كن بهش فكر نكن گفتم رو شدن نداره هركاری بگی من هستم گفت میخوام بغلت كنم گفتم واقعاگفت اره میتونی برگردی منم كه باماشین بودم زود دور زدم و برگشتم پیشش و گفت اینجا نمیشهدختر خالم هست گفتم كی خونتونه گفت هیچی كس نیست گفتم بریم گفت نهههه خطریه اول دختر خالمو دست به سر كنیم بعد فكر میكنیم قبول كردم و دختر خالشو دست به سر كردیم و رفتیم تو ماشین ماشین ماهم یه جك اس ٥ بود بردمش عقب و صندلی رو خابوندم و اونم اومد تو بغلم و بی حركت وایساد خیلی به خودش جرعت داده بود كه اومده بودماشین هم یه جای خلوتی بود كسی نبود ساعت ١٠٣٠بود كه رفته بودیم بعد یه دودیقه كه تو بغلم بود من یكم تكونش دادم و لمسش كردم دختره یكم تپل بود و یكم شكم داشت و كونشم بد نبود منم كیرم شق شق بود تكون كه میخوردیم كیرم خورد به شكمش و گفت چیزت بود گفتم اره گفت چقد محكم بود گفتم اخه شق شده گفتم میخوای ببینیش گفت زشته گفتم میخوای یا یانه گفت دوست دارم ولی خدارو چكار كنم گفتم مگه نماز میخونی گفت نه گفتم پس نگران نباش گفت برا چی گفتم هیچی نمیدونم گفت یه كار كنیم گفتم چی گفت من یه بار با یه پری نامزد بودم ولی خیلی زود بهم خورد برا همین العان دیگه اجازه پدرم مهم نیست گفتم خوب گفت متن عقد رو بیاریم و عقد موقت بشیم گفتم قبول گوشیم رو برداشت و سرچ كردو خوند و ما تو ماشین به عقد موقت هم در اومدیم بعد گزاشت نشونش بدم نشونش دادم اول دست نمیزد بعد گفتم توكه العان محرم منی دست بزن خوب گفت روم نمیشه دستشو گرفتم و زدم بهش و انم گرفت و شروع كرد به لمس كردنو مالیدن منم از موقعیت استفاده كردم و مانتو و تاپشو در اوردم فقط موند یه سوتین محكم كه پایان سینه هاشو گرفته بود شلوارشم باز كردم و كشیدم پایین شرتش ابی بود تا اومدم بكشم پایین محكم گرفت منم بایه فلشار با دست تا زانو بردمش و چون گشاد بود سری با پام از پاش رد اومد و خودمم لخت شدم گفتم حالا بیا تو بغلم اومد و منم حسابی دست مالی كردمش اون همش استرس داشت زد زیر گریه زاری منم دست كردم تو شرتش و برا اولین بار كسشو لمس كردم دیدم كه داغ داغ شده بهش گفتم عشقمی تو نفسمی تو گریه زاری نكن منم گریم میوفته ساكت شد و منم به مالیدن ادامه دادم انگار هنگ كرده بود و داشت لزت میبرد گفت دیر نشه گفتم خیالت راحت نمیشه تا یه ساعت دیگه میرسونمت اونم قبول كرد به سختی دیدم كسش اب افتاد و منم شرتشو در اوردم و با یه پارچه تمیزش كردم تا تمیزبشه ولی بو نمیدادكسش تپل بود و باحال دیگه رفته بودیم تو حس كه من سوتینشو از پشت باز كردمودر اوردم اومم مقاومتی نكرد همون جوری كه میمالیدم و اونم حال میكرد دیدیم یه صدایی داره میاد نزدیك ماشین دستشو گزاشت رو دهنم و گفت ساكت وایسادیم تارفت از ترس نمیتونستیم حرف بزنیم من وفتم جلو ماشین و روشن كردم و گزاشتم رو دی و حركت مرد و رفتم تو یه كوچه داخل یه خونه نیمه ساز كسی نبودمنم سانروف رو باز كردم تا هوا عوض بشه اونم اومد جلو و تاریك بود من نور سقف رو روشت كودم وقتی بدن همو دیدیم چند لحظه هنگ كردیم و اون روشو زود برگردوند و خجالت كشید ولی من وفتم و از پشت گرفتمشو دست كردم لای پاش و كسشو گرفتم گفتم به هم محرم هستیم كه یادت رفتگفت اخه گفتم مگه نگفتی هرچی مردم بگه انجام میدم گفت اره گفتم خوب من هرچی گفتم بگو باشه گفت باشهمنم خابوندش رو صندلی عقب و پاهاشو بالا گرفتم و كسشو مالیدم بوس كردم دست به كونش زدم و همه بدنشو لمس كردم اونم فقط حال میكرد تا این كه كیرمو بردم سمت كونش و تف زدم و خواستم بكنم توش كه نزاشت منم كردم داخلش و اونم یه جیغ بلندی زد كه حس كردم پرده گوشم پوكیدوقتی یه پنج دیقه درد داشت بعد اروم شد كم كم اقب جلو كردمش تا این كه دردش كم شد و كلی همو كردیم و حال كردیم تو بغلم میگرفتمشو پستوناشو با بدنم حسمیكردم تا این كه لا پستونی زدم و ابم اومد و راحت شدم ولی اون ارضا نشده بود منم انقدر مالیدم كسشو تا اونم لرزید و ارضا شد وبی حال افتاد شاید سه بار ابمو تو مون ناز و تپل سفیدش خالی كردم تا ته میكردم داخلش بدنش مو نداشت و موهاش هم كوتاه كرده بود و تو دستو پا نبود سینه عاش ورم كرده بودنو كسشم گرم گرم بود سوراخ كونش هم كشاد شده بود من باز كردم داخلش و عقب جلو كردم و دستام پستونشو با كسشو میمالیدم و كلی حال میكردم حسابی پستوناشو خوردم تا این كه یه ساعت شد و منم خیلی باعشق و محبت و شهوت زیاد سوتینشو تنش كردم و شورتشو پاش كردمو لباسشو دیگه خودش پوشید و منم پوشیدم و بردم جلو درشون موقعی كه پیاده میشد یه لب باحالی ازش گرفتم و یه دست تو لباسش كردمو پستونشو گرفتم اونم كیرمو مالیدتا سه ماه هر هفته یا هر موقه كه میشد یه حال باش میكردم تا اینكه دیگه از هم جدا شدیمچند بار هم بردمش بیرون غذا خوردیم و اونم دیگه تیپ باحال میز و میومد بیرون ساپرت میپوشید و منم هرموقه دست تو كسو کونش میكردم چند بار هم خواستم پردشو بزنم ولی نزدم چون ترسیدمنوشته Tm

Date: آوریل 20, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *