من و دختر بسیجی کسکش در پارک

0 views
0%

داستانی که میخوام براتون بگم واقعی است اسم من افشین است من یک سال پیش با دختر بسیجی کسکش به نام زهرا آشنا شدم وی وقتی از یک مسجدی با لباس محجبه خارج میشد آشنا شدم البته اولش ناز میکرد میگفت من دوس نمیشم ولی با اصراری که من کردم شمارمو گرفت چون محله¬شان بود خیلی با من صحبت نکرد ولی گفت زنگ میزنم من امدم خونه ساعت 8 شب به من زنگ زد با این زنگ دوستی ما شروع شد البته این را هم بگم تو یه شرکتی مدیر یه بخشی بود لیسانس مدیریت داشت و…برای اولین بار ما همدیگر را در پارکی که اکثراً خلوت بود ملاقات کردیم اولش از اون ور و این ور صحبت کردیم و … در بار دوم در همان پارک وقتی داشتیم از یکدیگر جدا میشدیم من از لبش بوسیدم هیچ مخالفتی نکرد من هم دیدم خوشش میاد شروع به گرفتن لب کردم من لب اونو میخوردم اونم لب من را یک ربع لب همدیگر را خوردیم بعد دیگه رومون باز شده بود من بدن زهرا را لمس میگردم کوسش را از روی شلوار لیش میمالیدم اونم خوشش میامد یا دستم را به کونش میزدم یا سینهایش را تو دستم فشار میدادم زهراهم زرنگ بود چون سینه بند نپوشیده بود تا به راحتی از زیر لباس در بیاره منم هر دوتا سینهاش را میخوردم وای نوک پستانش روبه جلو بود یا زهرا کونش را به کیرم میمالید هر وقت انگشتم را تو دهانش میکردم انگشتم را میمکید و… در بار سوم جمعه که زهرا به بهانه اینکه به کلاس میره تو همان پارک همدیکر را ملاقت کردیم این بار من از زهرا پرسیدم تا حالا کیر دیده یا نه؟ گفت اره مال کودک را دیدهام من گفتم آخه مال کودک با مال من که فرق میکنه زهرا گفت نه کیره دیگه چه فرقی خواهد داشت من دیگه ادامه ندام بعد صحبت از اینور و اونور با ترس یهو گفتم میخوای دست به کیرم بزنی اونم گفت اره ، منم از دستش گرفتم گذاشتم روی کیرم گفتم بگیر با دستش کیرم را گرفت گفتم خوب زهرا فشار بده اونم فشار میداد دو دقیقه اینطوری با کیر من بازی میگرد منم از لذت داشتم میمردم چون اولین بارم بود که دختری داشت با کیرم بازی میکرد بعد من زیپ شلوارم را باز کرد دستش را از زیر شورتم برد تو، کیرم را گرفت وای چه لذتی داشت زهرا یک ربع اینطوری با کیرم از زیر شورتم بازی میگرد تا اینکه گفت پاشو بریم خونه گفتم باشه وقتی از یه کوچه¬ای داشتیم میامدیم من به زهرا گفتم دوس داری کیرم را بخوری ؟ زهرا گفت اره من تو راه زیپ شلوارم را باز کردم کیرم از زیپ شلوارم مثل خیار بیرون زد، بردمیش تو کوچه خلوت گفتم رو زانوت بنشین اونم نشست کیرم را تو دهانش کردم وای داشت مثل کودک میمکید عجب ساک میزد منم با مراقب بودم کسی نیاد اونم مشغول بود بعد گفتم زهرا فرق داره یا نه گفت خیلی با کیر بچه فرق داره الخصوص نوک کیرت خیلی نرمه، زهرا اولش بیشتر نوک کیرم¬ را میخورد بعدها تا ته کیرم میخورد بیشتر وقتها من با دو دستم سرش را میگرفتم کیرم تا ته دهانش فشار و تو دهانش مکث میکردم تا اینکه خودش در میاورد میگفت افشین اینطوری خفه میشم و…در بار چهارم باز در همان پارک من زیپ زهرا را باز کردم انگشتم را تو کوسش میکردم به آرامی اونم آه آه میکرد یا میگفت اف افشین درد داره اروم ، داخل کوسش پر آب بود بعد گفت کیرت در بیار بخورم دیگه عادت کرده بود و حرفه¬ای شده بود طوری کیرمو میخورد مثل اینکه چند سالی تجربه داره وقتی خم میشد منم از پشت دستم را از زیر شلوار و شورتش تو میکرم و با سوراخ کونش ور میرفتم یه بار دو انگشتم را تو سوراخ کونش کردم یهو کیرمو از دهانش بیرون کرد با صدای بلندی گفت آه و… در بار پنجم در همان پارک گفتم شلوارش در بیاره تا کون و کوسش را ببینم زهرا گفت نه نمیتونم گفتم چرا ؟گفت زیر شورتم دستمال گذاشتهام عادت دخترانه¬ام شروع شده من اون روز فقط ازش لب گرفتم. البته این را هم بگم من تو خونه با موبایل از خودم فیلم میگرفتم مثلا لخت میشدم با کیرم ور میرفتم و…بعد تو گوشی به زهرا نشون میدادم یا کلیب سکس میگذاشتم نگاه میکرد از میان کلیبها کلیبی که کیر مرد بزرگ بود خوشش میامد میگفت من کیر بزرگ را دوس دارم¬ و…در بار ششم تو همان پارک دیگه مرحله پایانی بود روزی بود که بایستی کون زهرا کیر منو به مهمانی میبرد تا از کیرم پذیرایی کنه زهرا این بارشلوارش را پایین آورد وقتی شلوارش پایین آورد دوتا هلو بیرون افتاد وای چه نرم بود کونش داشت به کیرم چشمک میزد درسته که کونش کوچک بود ولی بعدا تو خونه تو حمام معلوم بود با کونش ور میرفت چون بعدا دیدم کونش بزرگ شده وقتی راه میرفت کونش میخواست همان شلوارش را پاره کنه، رنگ شورتش مشکی بود با رنگ خال خال، با کونش ور رفتم وای کیرم داشت میترکید بعد بازی با سوراخ کونش از زیر لباسش دستم را بردم به سینه هاش هر دو تا سینهاش را گرفتم اون هم کونش را به کیرم میمالید گفتم نکار اجازه میدی از عقب بکنم گفت نه گفتم برگردد گفت نه من که دیدم ناز میکنه شلوارش را تا زانو پایین کشیدم زهرابا لحن سکسی گفت وای افشین دیدم دیگه رام شده گفتم خمشو اونم طوری خم شد که کف هر دو دستش به زمین خورد وای کون آماده میزبانی کیرم بود کیرم را گذاشتم روی سوراخش دیدم تو نمیره یکمی آب دهان زدم به سوراخ کونش بعد کیرم را گذاشتم دهانه کونش یه فشار دادم ، زهرا یهو گفت آه فهمیدم رفته تو گفتم زهرا رفته تو گفت آره، شروع به تلمبه زدن کردم من میکردم تو، زهرا میگفت آه زهرا میگفت زود باش منم میگفتم الان پایان میشه گلم من از لذت هیچی حس نمیگردم زهرا گفت افشین کیرت بیرون آمده دوباره گذاشتم تو دهانه کونش فشار دادم اونم وای وای میگرد بعد وقتی آبم امد کیرم را در آوردم اب کیرم را ریختم بیرون زهرا هم بلند شد تو صورتش لبخند را دیدم که داره حال میکنه یه دستمال دادم که کوسش را پاک کنه و…بعد از باب احتیاط یه قرض ضد حاملگی گرفتم دادم خورد زهرا گفت کونم درد میکنه گفتم چون کونت را بیشتر باز نکردم به این دلیل درد داره. بعد گفت منی را به کونم ریختی گفتم نه اونم طوری حال کرده بود که یادش رفته بود بیرون ریختم در ضمن سینه بندش هم باز شده بودهمین طوری به خونه¬اش رفت.رنگ شورت زهرا یه بار سیاه بود با خال خال یه بارهم سفید پوشیده بود یه بار هم شورت رزهرانگ پوشیده بود.نوشته افشین

Date: نوامبر 25, 2018

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *