من و دختر خاله ی مذهبی

4543
Share
Copy the link

سلام اولین باره که برای سایت داستان سکسی خاطره سکسمو می‌ذارم کاملا واقعیه..و اسم ها مستعار اسمم کامرانه و ساکن جنوب ،فقط پونزده سالم بود و دختر خالم چند سالی بزرگتر .نمی‌دونم چطور شد که رابطه پیام بازی منو دختر خالم مهتاب به صورت خفیفی شروع شد.مهتاب برادر نداشت شاید همین باعث شد ک من سعی کنم جای برادرشو بگیرمو جای برادر نداشتشو پر کنم ‌.گذشت و پیام بازی منو مهتاب روز به روز بیشتر میشد و بیشتر به هم وابسته می‌شدیم تا حتی به جایی رسیدیم که روی هم غیرتی هم می‌شدیم .وقتی مهمونی میخواست بره ازم اجازه می‌گرفت. داداشی میشه برم خونه فلانی اجازه هست؟ولی‌ خیلی کم بهش اجازه میدادم ..چون خیلی دوسش داشتم از روی حس برادرانه.چند سال از برادر و خواهر بودن منو مهتاب می‌گذشت .اون رسید به پیش دانشگاهی و برای دوست صمیمیش خاستگار اومد و عروس شد دوستش .یه روز بهم پیام داد که امشب عقد دوستشه و میخواد آماده بشه و بره .گفتم عکس بفرست ببینمت وقتی عکسشو فرستاد اولین بار بود که اونجوری میدیدمش .موهای بیرون ناخونای لاک زده صورت اصلاح کرده .بهش گفتم فتوشاپ کرده عکسشو ؟که گفت نه .قهر کردم باهاش چون هیچوقت اونجوری ندیده بودمش و شاید ته دلم هیچوقت نمی‌خواستم اونجوری ببینمش .بهش گفتم گفتم که اجازه ندارم بره عقد دوستش ولی رفت .شایدم حق داشت پیش دانشگاهی رو تموم کرد و کنکور داد و نتایج کنکور هم اومد دانشگاه قبول شد کرمان .خیلی خوشحال بود بهم پیام داد و گفت که قبول شده یه جمله بعد از تبریک بهش گفتم ،گفتم امیدوارم دانشگاه روی تو تاثیر نذاره.ناراحت شد از حرفم ولی گذشت .رفت دانشگاه دوسال از دانشگاه رفتنش می‌گذشت که هر روز حس میکردم تاثیر های بد دانشگاه رو روی حرکات اون..من جیرفت سال آخر دبیرستان رو میخوندم .و چند سالی از دانشگاه مهتاب می‌گذشت ..یه روز که امتحانات میانترمش تموم شده بود بهم پیام داد که میخواد بره کهنوج .بهم گفت قبل از رفتن به کهنوج میخواد بیاد جیرفت و منو ببینه.گفتم باشه چه اتفاقی بهتر از این.من جیرفت یه خونه کامل اجاره کرده بودم چون بعضی اوقات مادر و پدرم میومدن پیشم.مهتاب اومد جیرفت و من آدرس رو بهش فرستادم .مهتاب همیشه با حجاب بود .و حتی از کسی چیزی میخواست بگیره دستشو دراز میکرد تا از بالا بندازن کف دستش.مهتاب اومد در خونه زنگ زد و من رفتم دم در بعد از سلام دستشو دراز کرد برای دست دادن تعجب کردم ولی خب دست دادم و تعارفش کردم که بیاد داخل .شام خوردیم و برای خواب گفتم که می‌تونه تو اتاق خواب بخوابه .رفت بخوابه که بعد از چند دقیقه گفت میشه ت. هم بیای اینجا بخوابی آخه میترسم .قبول کردم چون خیلی خوابیده بودیم توی یه اتاق ولی با فاصله البته قبلاً دو نفری تنها نخوابیده بودیم تنها تو اتاق.رفتم برا خودم هم تشک و پتوی انداختم و دراز کشیدیم که گفت چقد گرمه و شالشو در آورد .بعد از اون دیگه نگاش نکردم البته تاریک هم بود ولی روشنایی کم سویی میومد اتاق‌.چند دقیقه ای بود ک هر دو سکوت کرده بودیم و انگاری که قصد خوابیدن داشتیم که یهو صدا زد کامران بی اختیار برگشتم و نگاش کردم که دیدم اون تونیکش رو در آورده و فقط یه سوتین داره چیزی نگفتم چون فکر کردم گرمش شده و حواسش نبوده ک من امکان داره ببینم .بهم گفت میشه بغلم کنی چون همه ی همکلاسی هام دوس پسر دارن و هرشب توی بغلشون میخوابن..باورم نمیشد این جمله از دهن مهتاب دخترعمه محجبه من در میومد .اینو گفت و بعد از چند لحظه که من توی شوک بودم خودشو بهم نزدیک کرد و دستشو روی سینم گذاشت و یه پاشو روی شکمم.گلت کامران من فقط تورو دارم نذار برم دنبال پسرای دانشگاه .اینو ک شنیدم تموم بدنم لرزید ..هیچی نگفتم و فقط میخواستم اون به خواستش برسه .نمی‌خواستم از من تا امید بشه و بره دنبال……دستمو روی سوتینش گذاشتم و بعد از چند دقیقه که سینه هاشو مالیدم سوتینشو بالا زدم .همزمان لبامو توی لباش قفل کرد .جوری گاز میزد و میخورد که انگاری چند ساله کارش همینه بعد لبامو آزاد کرد گفت میشه سینه هامو بخوری کامرانم؟هیچی نگفتم و رفتم سراغ سینه هاشو مثل توی فیلما خوردم و با دست راستم سینه چپشو میمالیدم ..انگاری اونم فیلم گوش داده بود یا هزار بار انجام داده بود جوری آخ آخ شهوت آلودی میکرد که انگاری قصد تحریک بیشتر منو داشت کم کم رفتم روی شکمش دوست داشتم همونجا تموم بشه .بیشتر از اندازه سینه ها و شکمشو خوردم.وقتی داشتم سینه هاشو میمالیدم و هم زمان لباشو می خوردم دستای ظریفشو روی دستم گذاشت و روی رون پاش گذاشت حدس زدم که دوست داره کسش بمالم.دستمو آوردم روی کسش جوری آهی کشید که انگاری شلوار نداشت و دست ینفر به کیش خورده باشه.به هیچی فکر نمی‌کردم جزء اینکه اون به خواستش برسه ولی خودمم کیرم خیلی وقت بود راست شده بود .کسشو دایره ای میمالیدم و آه و آه اون پایان اتاق رو برداشته بود .چند دقیقه ای به همین حالت بودیم داغی شهوت و کسشو زیر دستم و زیر شلوار حس میکردم .چند دقیقه بعد که انگار از این حالت خسته شده بود با همون حالت شهوت گونه خودش گفت کامرااااان تورو خدا یکار دیگه کن.نمیدونستم چیکار کنم شهوت منم دیگه کم از شهوت مهتاب نداشت .نا خود آگاه با توجه به فیلم های سکسی که دیده بودم شلوارشو کشیدم پایین و شروع کردم به خوردن کسش و اون هم با دستش سرمو هدایت میکرد به سمت کسش پاهاشو داده بودم بالا و میخوردم یه دستمو هم گذاشته بودم روی کیرم و باهاش بازی میکردم یه نگاهی بهش کردم که دیدم نگاهش به سمت کیرمه.انگار وحشی شده بود بلند شد منو ب پشت خوابوند و شلوارمو همزمان با شرتم با هیجان زیادی کشید پایین وقتی کیرمو دید لبخند شهوت آلودی زد و کیرمو توی دهنش کرد و با پایان وجود میخورد ..نمی‌دونم چش شده بود بعد از اینکه کیرمو خورد خوابید و پاهاشو بالا برد و گفت بیا بیا مهتابتو جر بده .دیگه به طرز صحیح یا غلط بودن یا عجیب بودن حرفاش فکر نمی‌کردم فقط به شهوتی بودنش فکر میکردم بلند شدم و انگاری اولین جمله توی سکسمونو گفتم که مگه باکره نیست .گفت که کیرتو بکن توش بعد بهت میگم کیرمو گذاشتم دم سوراخ کسش ولی گفتم شایدمهتاب از شهوت زیاد پردشو مهم ندونسته.چند بار اصرار کرد ک بکنم توی کیش ولی وقتی تردید من رو دید بلندم کرد و به پشت خوابوند و خودش نشست روی شکمم و با یه لحن شهوت آلودی گفت مگه نمیگم بکن توش لعنتی .بلند شد و کیرمو در سوراخ کسش گذاشت و کامل فرو رفت توی کسش جوری بالا و پایین می‌رفت انگاری قراره تموم بشه لذتش برای همیشه .خسته شد روی دوتا زانوش سگی حالت گرفت و گفت می‌کنی لعنتی یا نه‌؟؟بلند شدم و کیرمو در سوراخ کسش گذاشتم و چند باری تلمبه زدم برای اولین بار آبم اومد که ندونستم چرا داخل کسش ریختم و بهش اینو گفتم .که اون هم گفت چرا اینکارو کردمو تا بیستو چهار ساعت باید قرص آمبولانسی بخوره ..همون‌جوری دراز کشیدم و دیگه کاری که کرده بودم مهم نبود برام و پایان شب به اینکه چجوری قرص آمبولانسی پیدا کنم فکر میکردم.صب از طریق یکی از دوستام قرصشو پیدا کردمو دادم به مهتاب تا بخوره.ولی هنوز استرس داشتم که نکنه…..ولی با اولین پریودی اون خیالم راحت شد .و بعد از اون دیگه به کاری ک کرده بودم فکر کردم و میکنم.بعد از اون دیگه منو مهتاب کاری بهم نداشتیم ..ولی اون به خیلیا کار داشت …نمی‌دونم قبل از من هم رابطه داشته یا نه چون بهم گفته بود یه نوع پرده هستش که حالت خاصیه که هیچوقت با اولین سکس خون نمیاد .همیشه از خدا خواستم که باعث هرزه شدن مهتاب کار اون روز من نبوده باشه .چون بعد از اون خیلی از خبرا رسید که مهتاب هر روز با یکی بود …نوشته کامی

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *