من و همسایه سکسیم

0 views
0%

سلام من عرفانم و این اولین داستان من که واقعیت داره و همینطور خیلی مفصلو ادامه داره که بعدا براتون ادامشو میگم ولی الان شروع میکنم از اولین خاطر یه سکسیم براتون گفتن.من یه دوست و همسایه به نام رامین داشتم .اگه بخام خودمو توضیح بدم براتون باید بگم من یه پسر با اعتقاد بچه مثبت هیئتی بودم ولی همیشه یه حسی درونم بود که نصبت به پسرای خوشگل تر و سکسی تر از خودم میخاستم خودمو پایین تر بدونم و حال میکردم اما همش تو تخیلات زود گزر بود که به خاطر اعتقاداتمم شده بحشون زیاد فکر نمیکردم .توی یک دوره من و رامین یکی دیگه از همسایه ها شب ها تو تابستون میومدیم بیرون و در مورد مسائل جنسی حرف میزدیم و یک شب که من نبودم فهمیدم رامین اون یکی دوستمونو ترتیبشو داده و من 15 سالم بود و رامین 18 سالش و اون یکی 13 سالش . گزشتو بعد 2 سال که من 17 سالم بودو رامین 19 سالش یروز اتفاقی بین دوتا از دوستامون کلکل سر انداره یه کیرشون شد و من برای اولین بار کیری بغیر از مال خودم دیدم . و شب که منو رامین و یکی از بچه ها بودیم گفتم که فلانی چه کیری داشت و دوستمون گفت مال رامین بزرگ تر و من مونده بودم و قرار شد من و رامین بریم یجا تا رامین به من نشون بده کیرشو من بفهمم کیر کی بزرگ تر .وقتی رفتیم یجای غیر قابل دسترس تو زیر زمین ساختمون رامین دراورد و من از تعجب انگوشت به دهن موند بودم، البته اون کیرش 17 یا 18 سانتی میشد اما برای من خیلی بزرگ به نظر میومد چون من خودم مشگل بلوغ دیر رس داشتم و کیر خودم مسله یه بچه کوچیک بود .انقدر فشار روم بود که نتونستم جلو خودم و بگیرم و کیرشو گرفتم دستم و بازی بازی میکردم و اون داشت از شهوت میمرد .منم هی به کله یه صورتی پر باد کیرش دست میزدمو بادشو خالی میکردم ، گفت چیه خوشت اومد، گفتم خیلی کیرت خفن پدر و اون گفت مال تورو ببینم، منم گفتم نه من نشون نمیدم و رامین گفت تو مال منو دیدی دیگه چیزی نمیشه بزار منم ببینم، من گفتم مالا من کوچیک دوس ندار مببینی و گفت اشگال نداره بزار ببینمش،بعد منم دروردم و گفتم بیا ببین چقدر کوچیک.رامین یجور نارحت و متاثرانه نگاه کرد و گفت یکی از دوستای دیگم اینجوری بود رفت دکتر خوب شد، منم گفتم رفتم اما دکتر گفتش مشگلی نداری بعد رامین دستمو گرفتو دوباره گزاشت رو کیرش ومن خیلی حشر بودمو حس برتری اون نصبت به خودمو دوست داشتم.دولا شدم و کله کیرشو مالیدم به لپم و به لبم و همینجوری دستم بودو نگاش میکردم که گفت دوس داری بخوریش ؟منم گفتم نه من اهل این کارا نیستم، و اون گفت خب یکم برام بزن منم یکم کیرشو مالیدم و گفت اینجوری حال نمید خشک خشک زخم میشه باید تف بزنی منم گفتم من نمیکنم و نه و رامین گفت صبر کن خب من بزنم بعد بریم که گفتم باشه.رامین شوروع کرد تف انداختنو مالیدن کیرش که من خودم اولین بار اونجا دیدم چجوری جلق میزنن و شوروع کرد صدا بلند شدن و من ترسیدم کسی بفهمه، گفتم سریع باش بریم دیگه. گفت باشه بیا یه لحضه اینجا گفتم چیه گفت هیچی فقط وایسا همینجا.بعد با اون یکی دستش کرد تو شلوار و شرتمو کونمو میمالیدو با یه دست دیگش جلق میزد. بعد یهو گفت اه و آبش اومد و من گفتم بیا بریم دیگه اونم کیرشو انداخت تو شرتشو رفتیم خونه.ممنون از وقتی که گزاشتین نوشته عرفان21

Date: مارس 31, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *