مهندس جان

0 views
0%

خاطره ای ک میخام تعریف کنم کاملا واقعیه و مربوط به حدود ۱۱ سال قبله زمانی ک من فقط ۸ سالم بود و توی روستا زندگی میکردیم اون موقع هنو تو روستا مدرسه ای نبود و با کمک چنتا خبر قرار بود ی مدرسه بسازن چتد هفته بعد از وقتی که این تصمیم اعلام شد ی گروه مهندس و کارگر و فلان و بهمان پیداشون شد جای مدرسه تو محله بالای ابادی بود نزدیک مسجد ابادی خلاصه کار ساخت و پایه ریزی شروع شده بود و من هرروز وقتی ک مادر به مسجد میرفت میرفتم ی گوشه و وایمیسادم کارگرا رو نگاه میکردم طبقه اول مدرسه نسبتا سخته شده بود ولی هنوز به شکل مخروبه بود اونشب اونقد وایسادم سرجام ک همه کارگرا رفتن و فقط مهندس مونده بود ک شده بود خدای همه اهالی یکم جیشم گرفته بود و نمیتونستم تا خونه نگه دارم پس دامنمو بالا گرفتم و کنار دیوار نشستم و جیش کردم تا اومدم بلند بشم ی بطری اب جلوم اومد بی توجه بهش بلند شدم و دامنمو ول کردم وقتی برگشتم دیدم مهندط پشتمه خیلی خجالت کشیدم و ترسیدم ک به مادرم بگه چون مادر خیلی وسواس بود و دمپایی میزدم اگ گندکاری میکردممنم شروع کردم بی وقفه التماس کردن به مهندس ک به مادرم نگه اونم خندید و گفت باشه نمیگم ولی من حوصلم سررفته فردا بیا باهم بازی کنیم منم تعجب کردم ک مرد گنده چ بازی میخواد بکنه گفتم چشم میام گفت امشبم برو حموم دیگهبعد دسشویی هم خودتو بشور منم چنتا چشم هول هولی گفتم و دویدم سمت مسجد ک با مادر برگردم فردا ظهر رفتم توی حوض خودمو شستم و اب تنی کردم شب که شد با مادر راه افتادیم سمت مسجد اونجا ازش جدا شدم و به سمت مدرسه دویدم ک دیدم هیچ کارگری نیست و خبری از مهندس هم نیست تا اومدم برگردم مهندس از بالا صدام کرد و منم توی پله های خرابه دویدم رفتم بالا خیلی دوس داشتم توی مدرسه رو ببینم مهندس چنتا کلاسا و جای دفترو نشونم و توی دفتر بهم گفت ک بازی کنیم منم گفتم چ بازی گفت عروس و داماد بازی منم ذوووق کردم گفتم ینی منم مثل ابجیم عروس میشم مهندس هم بغلم کرد و گفت اره عروس من میشی خلاصه شروع کردیم بازی کردن و نیم ساعت که شد بهش گفتم میخام برم اونم گفت فردا زودتر برم ک بیشتر بازی کنیم منم ک حسابی خوشم اومده بود قبول کردم فردا زودتر از همیشه به ندرسه و پیش مهندس رفتم یکم ک بازی کردیم گفت حالا میخام ی بازی بهتر کنیم گفتم چی گفت باید دامنتو در بیاری منم ک خجالت کشیدم گفتم نه روم نمیشه اونم گفت ولی دخترای شهری اینجوری بازی میکنن منم ک میخاستم حتی تو بچگیم کم نیارم دامنمو در اوردم و دادم بهش ک گذاشت روی کتش ک روی گونی های سیمان بود مسخره بود ک با چارقد و لباس ولی کون لخت جلوش وایساده بودم دستمو گرفت نشوند رو پاش و دست روی کصم گذاشت کصمو میمالید و باهام حرف میزد منم یجوری شده بودم هم خوشم اومده هم حس میکردم جیش دارم بهم گفت خوشت میاد گفتم اره گفت پاشو وایسا منم فک کردم ازینکه خوشم اومده ناراحت شده ولی وایسادم جلوش کصم دقیقا جلو صورتش بود ک شروع کرد بوس کردن کصم منم دیگ قلقلکم گرفته بود از زبری ریشاش ولی هیچی نمیگفتم یکم دیگ هم بوس کرد و گفت حالا برو و فردا بازم بیا این شده بود کار هرشب ک میرفتم مدرسه یکم با کصم ور میرفت و ردم میکرد خونه تا شب اخری ک تو مسجد دعا بود و میدونستم ک بیشتر میمونم به مهندس گفتم امشب خیلی بازی کنیممث همیشه بعد با کصم بوسش کرد و اینبار لیس هم زد منم واقعا خوشم اومده بود یکم ک کصمو خورد بهم گفت حالا تو امشب بامن بازی کن گفتم چجوری کیر گندشو دراورد و گفت توام بوسش کن منم شروع کردم بوس کردن کیرش ک دوباره گفت لیسش بزن مث بستنی منم شروع کردم لیس زدن ک پیش ابش اومد بازم لیس زدم ک گفت بلند شوی سیمان ها بشین منم ک مث بره دستور میگرفتم رفتم روی سیمان ها نشستم ک گفت پاهاتو باز کن پاهامو باز کردم اومد جلوم و کیرشو به کصم میمالید بیشتر از دس مالی کردن بهم حال میداد ولی انگار ی حسی داشتم مهندس گفت نماز بلدی؟ گفتم نه گفت سجده هم بلد نیسی گفتم چرا بلدم گفتم پشت به من سجده کن گفتم چشم و پشتمو کردم بهش و سجده کردم ک شروع کرد لیسیدن کونم خندم گرفته بود و میترسیدم جیش کنم ک چند لحظه بعد همه حس خوبم تبدیل به ی جیغ بلندی شد ک از درد و پارگی بود کیرشو تو کونم کرده بود و بی وقفه ضربه میزد منم گریه زاری میکردم جیغ میکشیدم محکم گرفتم و گفت اگ بازم جیغ بزنم به مادرم میگ ک چ کارایی کردم منم خفه شدم و فقط گریه زاری کردم دستشو رو بدنم میمالید و حرف میزد باهام ولی من بازم درد داشتم بعد ۱۰ دیقه ک برامن ی عمر بود ارضا شد و کیرشو در اورد سر کیرش با گه و خون و اب کیر پر بود درست مثل کون پاره من بعد اون شب ک به دروغ تو خونه گفتم خوردم زمین و کتک خوردم دیگ هیچوقت به سمت مدرسه نرفتم حتی وقتی ک مدرسه باز شد و تا ۱۳ سالگیم بی سواد بودم و بعد توی شهر رفتم نهضت درس یاد گرفتم ولی اون اولین و بدترین خاطرم بود ک از من ی ادم عقده ای ساخت ک بعدا با استفاده از کون پارم ، کون خیلی از مردای هرزه رو پاره کنم نوشته دختردهاتی

Date: فوریه 6, 2019

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *