میکسر

528
Share
Copy the link

(همه اسامی مستعار هستند)باز یک پروژه فیلم دیگه تموم شده و من خسته از همه چی بعد از چند وقت شب بیداری می تونستم بخوابم .با همه خداحافظی کردم سریع اومدم خانه تا با خیال راحت و بدون استرس کار یک کم استراحت کنم .از تو راهرو اپارتمان صدای زنگ تلفن خونه رو شنیدم سریع دویدم تا به تلفن برسم .الوووسلام پسر خوبی ….رفیقم مهرداد بود میگه امشب مهمونی یکی از بچه ها هست حال داری بیایی صاحب مهمونی خیلی اصرار کرده بود به مهرداد که من را راضی کنه تا بیامراستش از وقتی درسم تموم شده بود اومده بودم ایران به خاطر مشغله کاریم دیگه وقت رفتن به این جور مهمونی ها رو نداشتمبرای اینکه حالم هم عوض بشه و دیگه زشت بود باز دست رد به سینه این یکی مهمونی بزنم قبول کردمقرار شد شام بخورم ساعت ۹ مهرداد بیاد دنبالمیک کم اسراحتی کردم تا خستگی در کنم و وسط مهمونی بیهوش نشم از خستگیساعت ۸۳۰ بود تلفن زنگ زد منم که روی مبل مثل جنازه خابیده بودم دقیقا شبیه برق گرفته ها از خواب پریدم …تلفن را برداشتم هنوز بین خواب بیداری بودممهرداد سلام اماده شدی دارم میام دنبالتمن واسه چی ..؟مهرداد ؛ خره برای مهمونی دیگه …من کدوم مهمونی … اهان نه هنوز اماده نیستم خواب بودم ۹۳۰ بیا دنبالم تا اماده شممهرداد خاک تو سرت یک دفعه نریم مهمونی دیگه باشه اماده شو ۹۳۰ میام دنبالت تق ……سریع رفتم حموم ….یک لباس درست حسابی هم ندارم تازه هنوز شام نخوردم ای خدا اصلا این جور کارا به من نیومده…یک کت شلوار پیدا کردم از شانسم چند وقت پیش که داده بودم اتوشویی هنوز نپوشیده بودمیک کم شیک شدم خودم خوشم اومد انقدر که به خودم نمیرسم یک دفعه که تیپ میزنم خودم حال می کنم۹‫‬۱۵بود که مهرداد زنگ خونه رو زد منم سریع رفتم پایین ..مهرداد برادر من هنوز شام نخوردممهرداد زرشک … اشکال نداره الان یک کاریش می کنم …راه افتاد جلو یک ساندویچ هایدا وایستاد یک ساندویچ بهم داد راه افتادیم طرف فرمانیهخلاصه ۱۰ رسیدم مهمونی مهرداد انقدر فهشم داد دیگه داشتم سر درد می گرفتممهرداد جونه مادرت بس کن حوصله ندارمزنگ زدیم رفتیم تو خونه عجب جای بود خونه قبلی این صاحب مهمونیه هم همین شکلی بود کلا اینا خیلی پول دار بودنرفتیم تو خونه وای بیشتر دوستای قدیمیم رو دیدم خیلی خوب بود شروع کردیم صحبت کردنچیزی میز خوردن بچه ها رو میدیدم سلام الیک میکردممهرداد وسط مهمونی پیدام کرد دستم رو گفت بیا میخوام چند نفر رو بهت معرفی کنمکشون کشون منو برد گوشه خونه ۳ تا دختره واستاده بودنرفتیم جلو مهرداد گفت بفرما اینم مازیار دوستم همون صدا برداره فیلمه که گفتی همینه …دختره دستش رو جلوم دراز کرد گفت من گلسام دختر بعدی دستش رو دراز کرد گفت منم النازاون یکی هم گفت منم گلشید …. گفتم خیلی خوشبختم منم مازیار هستم یک کم صحبت کردیمازشون اجازه گرفتم جدا شدم ازشون رفتم دنبال دوستای قدیمیم …اخر مهمونی داشتم از دوستام خداحافظی می کردم که گلسا دوید اومد جلو گفت اقا مازیار این شماره تلفن منه بهم زنگ بزنید منم شماره رو ازش گرفتم گفتم چشم ….و رفتمانقدر خسته بودم که نفهمیدم چه طوری خوابم رفت ..چند روز بعد یکی از کارگردان های که معمولا تله فیلم می ساخت بهم زنگ زد برای کارشمنم سریع قبول کردم چون از دوستام بود و کاره تل فیلم زیاد طول نمی کشه …فرداش سره صحنه فیلم برداری حاضر شدموسط فیلم برداری کاگردان انتراک داد برای استراحت .. موبایلم زنگ خوردتلفن برداشتمگلسا سلام اقا مازیار .گلسا هستممن گلسا ..؟گلسا تو مهمونی شماره موبایلم رو بهتون دادم یادتون نیست …من بله بله یادم اومدم شرمنده کارم زیاده یادم رفته بود ..کمی با هم صحبت کردیم گلسا از من چنتا سوال تخصصی کرد معلوم بود یک چیزی هایی بلدهازش پرسیدم معلومه یک چیز های از صدا برداری بلدی هاگفت اره چند وقتی هست با یک خواننده معروف (که اسمش هم گفت ولی خوب اینجا نمی گم ) استدیو زده و قراره کار های قوی در اینده بدن بیرون جدیدا میکسر صدا خریدن که کار کردن باهاش بلد نیستنمدل میکسر رو گفت من قبلا باهاش کار کرده بودم چیز مهمی نداره فقط یک خورده پیچیده بودباهاش هماهنگ کردم فردا برم استدیو اونافردا نزدیک های ظهر گلسا نزدیک میدون ولیعصر سوارم کرددرباره کار صدا چندتا سوال کرد تا برسیم به مقصدبا ورودم به استدیو اصلا باورم نمی شد تو ایران به صورت زیر زمینی یک همچین استدیو مجهزی وجود داشته باشه کمه کم ۷۰ ۸۰ میلییون خرج برداشته بود فقط از نظر فنی حالا جا و مکانش بماند که از خانه من بزرگ تر بودگلسا میکسر رو به من نشون داد و شروع کرد درباره مدل میکروفون ها و مانیتور های که دارن صحبت کردن و توضیح دادن من داشتم به مغزم فشار می اوردم تا کار دکمه های این میکسر یادم بیادگلسا گفت صبر کن تا دوستم هم بیاد برای ما توضیح بده چند دقیقه بعد این اقا خواننده هم وارد شدقبلا چند بار دیده بودمش با اومدنش شروع کردم روش کار میکسر را توضیح دادن یک ۲ ساعتی حرف زدم دیگه کف داشتم می کردم . چنتا هم مشکل دیگه داشتن که براشون توضیح دادم ساعت شد ۳۳۰من دیگه سوالی مشکلی نیست ..؟گلسا تشکر سوالی نیستخواننده تشکر اقا مازیار اگر باز مشکلی بود با شما تماس میگیرم گلسا من باید برم دیرم شدهو رفتشگلسا گفت مازیار بمون زنگ بزنم نهار بیارن خسته شدی بس که حرف زدیمن این رفیقت چه را این طوریه تو یک روزی معروف شودی خودت رو این جوری نگیری واسه ما ها ..گلسا خنده ای کرد به طرف تلفنبعد از صرف غذاگلسا بهم گفت یک کس و شعر دارم با یک اهنگ می تونی الان برای تست دستگاه ها یک قسمتش رو بخونمگفت برو جلو میکروفونبرای تنظیم میکروفون یکم تست گرفتمجای میکروفون بد بود رفتم تو اتقاق اکوستیک برای تنظیم میکروفونبه گلسا گفت برو کنار تا این میکروفون رو بکشم جلو داشتم تنظیم میکردم میکفرون رو گلسا اومد از پشت بهم چسبید بهم گفت مازیار مرسی خیلی کمکمون میکنیگفتم این حرفا چیه حالا بعدا جبران می کنی از خجالتمون در میاییاز پشت که منو گرفته بود دستش رو گذاشت رو کیرم گفت الان نمیشه جبران کنم ..گفتم فکر نمی کنی یکم زوده …گلسا نه دیر هم شده منو چرخوند زانو زد جلو پام کیرم رو از شلوارم در اورد شروع کرد به ساک زدن خیلی حرفه ای می خوردبلندش کردم یک لب محکم ازش گرفتم دکمه های مانتوش رو باز کردم تیشرتش رو دادم بالا شروع کردم به خوردن سینه هاش .. سینه های خیلی سفت و شقی داشت خیلی کیف می کردم محکم توی دستم میگرفتمش ..همین طور که داشتم سینه هاشو می خوردم دستمو کردم توی شورتش شروع کردم به مالیدن چوچولش و انگشت کردن کسش دیگه داشت صداش را بلند می کرد و اهو ناله می کردبرش کردوندم دست هاشو زدم به دیوار از پشت کیرم رو کردم تو کسش شروع کردم تلمبه زدنگلسا همش قربون صدقه کیرم می رفت و این منو بیشتر حشری می کردسعی کردم سرعت رو بیشتر کنم گلسا یک جیغ کشید یک نفس عمیق کشیدمنم کیرم رو کشیدم بیرون شروع کردم به مالیدن کسش ….گفتم بشین بخورش … دوباره گلسا شروع کرد به خوردن کیرمبدنش واقعا داغ شده بود انگار تب داشت غیر عادی بدنش داغ شده بودخوابودنمش روی زمین پاهاش رو باز کردم شروع کردم تلمبه زدن توی کسش دیگه عرقم در اومده بودسرعتم رو بیشتر کردم گلسا یک جیغ کوچولو زد من کیرم رو کشیدم بیرون ابم رو خالی کردم روی شکم گلسا ….بلند شدم یک دستمال کاغذی دادم بهش خودمون رو تمیز کردیمگلسا مازیار ممنون خیلی خوب بودمن این حرفا چیه الان دیگه بی حساب شدیمگلسا خنده ای کرد .. گفت بیا بریم دیگه من خیلی نیاز به یک دوش دارماز استدیو اومدیم بیرونهمون جا که منو سوار کرده بود پیاده کرداز اون روز به بعد گلسا رو فقط تو مهمونی ها دیدم یکی دوبار هم سوال داشت بهم زنگ زد ولی دیگه نشد یک سکس دیگه با هم داشته باشیمنویسنده صدابردار

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *