هما خانوم همسايه مشتی

1749
Share
Copy the link

اسم من محمده 30سالمه خونه ما 2طبقه است و طبقه پایین همیشه دست مستاجره که حیاط خونه هم دراختیارشه 4سال پیش یه خانم شوهرمستاجرمابودن که اصالتاشمالی بودن شغل مرده یه طوری بود که هر2ماه 10روز میرفت ماموریت خانومش هم هما خانم بود یه خانم خوشگل توپرکه اونموقع 38سالشبود و هر وقت میومدتو حیات لباس روطناب پهن کنه بالباس خونگی میومد معمولا بایه شلوارتنگ ویه تاپیا تیشرت چون کون گنده ایی داشت شلوارش کاملا به کونش میچسبید ومن هم ازپشت پنجره حسابی باکونش حال میکردم .یه چندروزی هماخانم رفته بود شمال پیش فامیلاش ومن رو تو خماری گذاشته بود یه روز دیدم اقا محمود(شوهر هما)بایه خانم غریبه اومدخونه شک کردم چندروزی امارشو گرفتم دیدم بله اقا درنبودزنش خانم میاره خونهگذشت و هما خانم ازشمال اومده و طبق معمول من هم از پشت پنجره با کس کون هما خانم حال میکردم. یه روز انچنان محوتماشای هما بودم که متوجه نشدم اون داره منومیبینه وقتی به خودم اومدم سریع خودمو از پشتپنجره کشیدم کنار.گذشت تایه روز داشتم تو محل باماشین میچرخیدم سرخیابون هما خانم رو دیدم که منتظرماشین بود اون هم منو دید. ازیه طرف بابت تابلوبازی اون روز ازش خجالت میکشیدم از یه طرف اگه سوارشنمیکردم ضایع بازی بود خلاصه دل زدم به دریا سوارش کردم اومد صندلی جلو نشست گفت نیم ساعتهمنتظر ماشینه یه سوالی همیشه میخواستم ازشون بپرسم و اون این بود که چرا بچه ندارن خلاصه ازش پرسیدماون هم گفت که مشکل از اونه من هم گفتم پس بهمین خاطرکه اقامحمود زیرابی میره اون گفت چطور من هم داستان چندروزی که رفته بود شمال رو براش تعریف کردم. هما خانم هم گفت که میدونه امابخاطر بچهچیزی بهش نمیگه بعد گفت که تو همیشه پشت پنجره میخوابی و امارمردم رو میگیری من هم یدفعه فکم یخ زد وفهمیدم قضیه اون روزرو میخاد بگه. افتادم به تته پته که چی بگم که هما خانم گفت که حالا من خشگل ترم یااون خانومی که محمود اورده بود? من هم دیدم که نه مثل اینکه خانم بدش نیومده من هم از فرwت استفاده کردمگفتم البته که شما. گذشت تا اینکه چند روز بعد که تو خونه تنها بودم تلفن زنگ زد گوشی روبرداشتم هما خانم بود گفت که شیر حموم خرابه و اب داره میره من هم گفتم الان میام درستش میکنم چون یه مقداراین کاراروبلدم سریع اچارفرانسه روبرداشتم رفتم پایین دیدم مغزی شیرهرز شده واب همینطور داشت میرفت رفتم ازداخل موتورخونه یه مغزی شیراوردم چون ماهمیشه این چیزا روتوخونه داریم وبستم وشیر رودرست کردماومدم توپذیرایی که هما خانم گفت بشین تابرات چایی بیارم من هم روی مبل نشستم هما خانم هم اول رفت تو اتاق خواب من تعجب کردم دیدم بعداز5و6دقیقه هما بایه تاپ شلوارک پلنگی تنگ با 2تاچایی وکیک اومد من هم بادیدن این صحنه ابتدا چندلحظه کلا مخم هنگ کرد بعد خود روجمع جورکردم کیک چایی روبرداشتم هماخانم هم مقابل من روی مبل نشست من داشتم دیونه میشدم مخصوصا که لباس پلنگی هم پوشیده بود ومن روبه شدت تحریک میکرد کیرم حسابی راست شده بود وشلوارم روبلندکرده بود هما خانم تااین وضع دید گفتشما جوونا چرااینقدربی جنبه اید تا یه چیزی میبینید کنترلتونو ازدست میدین من هم باکمال پررویی گفتم ببخشید شمااگرجای من بودیدویه شاه کس بااین لباسها جلوتون مینشست چکارمیکردین اون هم باپررویی گفت که پامیشدم حالشومیبردم من هم بدون معطلی پریدم توبغلشوشروکردم به لب گرفتن بعددستم روبردم روی سینه هاشولباسشودادم بالا وای چه سینه هایی سایز 85درشت مقداری که سینه هاشوخوردم نوکشون تیز شد وسینه هایش سفت شده بود کم کم صدای اخ اوخ هما خانم دراومد من هم رفتم پایین شلوارکشوکه خیلی هم تنگ بودازپاش دراوردم شروع کردم به خوردن کسش بعدازچنددقیقه هما خانم که حسابی حشری شده بود التماس میکرد که پاشومنوبکن من هم بدون معطلی بلندشدم شلوارم رودراوردم وکیرم روکه حسابی راست شده بودگذاشتم درکس هما خانم وفشاردادم تودیدم کسش خیلی تنگه وکیرم به سختی میره تووهما هم دردش گرفته بودکمی صبرکردم تا کسش بازشد وکیرم روتاخایه توکسش جاکردم کسش مثل تنورداغ بود چندتا تلمبه زدم دیدم بااین کس داغ اب من هم سریع میادومن هم که میخواستم حسابی کس کون هما خانم رو بگام حالم گرفته میشه به هما گفتم که اسپری تاخیری ندارید اون هم رفت وازتواتاق خواب یه اسپری اورد من هم حسابی کیرم رواسپری زدم ودوباره با یه فشارکیرم روتاته توکس هما جاکردم مقداری صبرکردم تااسپره اثرکنه بعدشروع کردم به تلمبه زدن هما خانم هم که حسابی حشری شده بود باحرفهاش من دیونه ترمیکردبکن تاته بکنجرم بده کسوپاره کن همش مال خودته من هم که کاملا اسپره اثرکرده بود وحشیانه تلمبه میزدم بعدازچندلحظهیکدفعه هما کمرمنومحکم گرفت ویه اهههههههه کشید من فهمیدم که ارضاشده من به تلمبه زدن ادامه دادم وحالا حالاها ارضانمیشدم هما گفت توارضانشدی گفتم من تازه موتورم روشن شده وتاشب اگه شوهرت نیادمیخام بکنمت اونم گفت که شوهرش ماموریته خیالت راحت نمیاد من هم که دیگه توکونم عروسی شده بوددوباره شروع کردم به تلمبه زدن حالا نزن کی بزن بعد از10دقیقه گاییدن کس هما خانم گفتم میخوام کونتو همبگام اول مخالفت کرد که تاحالا کون ندادم خیلی درد داره من هم کلی مخشو کار گرفتم که یه جوری میکنم که درد نداشته باشه خلاصه راضی شد و دمر روی شکم خوابید وای عجب بچه کونی همیشه ارزوم کردن این کون بوداول مقداری به سوراخ کون هماخانم اسپری زدم با یک انگشت بعد با دو انگشت شروع کردم به ماسازدادن سوراخ کونش بعد سرکیرم را روی سوراخ کونش گذاشتم و با تف سوراخ کونش راخیس کردم با یک فشارکله کیرم راداخل کون هما خانم فرو کردم بااین حرکت من هما سریع کونشو جمع کرد و جیغ بلندی کشید گفت دربیار سوختم دارم پاره میشم کس کش در بیارمن هم که میدونستم اگه در بیار دیگه نمیتونم کونشو بگام با یه حرکت کیرم روتاخایه توکون هما جا کردم بهش گفتم یه کم صبرکن تااسپره اثر کنه بعداز4و5دقیقه کم کم شروع به تلمبه زدن کردم ناله های هما خانم هم کم کم تبدیل به اه اوففففف شده بود واقعا کون داغ وتنگی داشت هرچه تندترتلمبه میزدم حس میکردم کیرم داره میسوزه هماهم باحرفهاش بیشترمنوتحریک میکردن جون جرم بده کونم مال خودته اگه میدونستم کون دادن اینقدرحال میده زودترکون میدادم خلاصه باورتون نمیشه 1ساعت بخاطراستفاده ازاسپره ازکس کون هماخانم روحسابی کردم تواین مدت هم هما 3بارارضاشد داشت ابم داشت میومد گفتم دارم میام که هما گفت بریز توکسم وسریع برگشت ومنم دوباره کردم توکسش وابم رو تا اخرین قطره تو کسش خالی کردم بعد باهم رفتیم حموم وهمدیگروشستیم. اون روز هما به من گفت که هروقت شوهرش رفت ماموریت خبرت میکنم که بیای باهم سکس کنیم چون وقتی من نیستم اون خانوم میاره حالشومیبره من هم با توحال میکنم که اقا فکرنکنه خیلی زرنگه خلاصه هما خانم 2سالی مستاجرمابودن ومنم تواین مدت حسابی کس کون هماخانم روباخیال راحت بدون کاندم گاییدم .نوشته محمد

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *